چگونه‌ زندگي‌ انسان‌ اجباري است‌ با اين كه‌ خداوندمتعال‌ در سوره‌ بقره، آزادي‌ انسان‌ را امضاء فرموده‌ كه‌ مي فرمايد: لااكـراه‌ في‌الدين؟

 قبول‌ دين‌ و حركت‌ در خط‌ دين‌ اجباري‌ نيست‌. انسان ها آزادند كه‌ آيا دين‌ را قبول‌ كنند و در خط‌ دين‌ حركت‌ نمايند و يا اين كه‌ مجبورند در خط‌ كفر يا ايمان‌ حركت‌ كنند. آزادي‌ و اجباري‌ دو واژه‌ ضد يكديگر است‌. اگر انسان هــا آزادند، پس‌ مجبور نيستند و اگر مجبورند پس‌ آزاد نيستند. چطور مي شود كـه‌ هم‌ آزاد باشند و هم‌ مجبور؟ جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان ها در انتخاب‌ راه‌ درست‌ و نادرست‌ و يا در انتخاب‌ عمل‌ بد و خوب‌ آزادند. در انتخاب‌ راه‌ درست‌ و نادرست‌ آزادند، وليكن‌ بعد از انتخاب‌، به‌ حركت‌ و فعاليت‌ مجبور مي‌ شوند. هم‌ اهل‌ ايمان‌ و تقوا در خط دين‌ فعاليت‌ مي‌ كنند و هم‌ اهل‌ كفر و نفاق‌ در خط‌ كفر و نفاق‌ فعاليت‌ مي كنند. هيچ كس‌ در عالم‌ نمي‌ تواند يك جا بنشيند و بگويد نه‌ كفر را مي‌ خواهم‌ نه‌ ايمان‌ را و نه‌ مي خواهم‌ آدم‌ بد باشم‌ و نه‌ آدم‌ خوب‌ باشم‌. مي خواهم‌ هيچ‌ باشم‌. يك جا بنشينم‌ چيزي‌ نگويم‌ و كاري‌ نكنم‌ و به‌ جائي‌ نروم‌. چنين‌ انساني‌ در تاريخ‌ پيدا نشده‌ و پيدا نخواهد شد كه‌ خود را متوقف‌ كند و هيچ‌ راهي‌ و يا هيچ‌ كاري‌ را قبول‌ نكند. انتخاب‌ راه‌ دين‌ و يا راه‌  كفر مانند انتخاب‌ آب‌ و غذا براي‌ تشنه‌ و گرسنه‌ است.‌  يك‌ انساني‌ را به نظر بياوريد كه‌ بسيار تشنه‌ است‌ و يا بسيار گرسنه‌. ظرف‌ غذائي‌ و كاسه‌ آبي‌ در اختيار او گذاشته ‌اند. آيا اين‌ انسان‌ در خوردن‌ آب‌ و غذا مجبور است‌ يا آزاد؟ آيا مي تواند از خوردن‌ آب‌ و غذا صرفنظر كند؟ آب‌ نياشامد و غذا نخورد؟ البته‌ مي دانيد كه‌ مجبور به‌ خوردن‌ آب‌ و غذا است زيرا تشنگي‌ يا گرسنگي‌ دو عامل‌ قدرتمندي‌ هستند كه‌ انسان‌ را به‌ خوردن‌ آب‌ و غذا مجبور مي كنند. خداوند تبارك‌ و تعالي‌ نمي‌ تواند بر اين‌ انسان‌ گرسنه‌ و تشنه‌ ايراد بگيرد كـه‌ چرا غذا خوردي‌ و آب‌ آشاميدي‌ ؟ او جواب‌ مي دهد كه‌ تشنه‌ بودم‌ گرسنه‌ بودم‌. اگر مي‌ خواستي‌ آب‌ و غذا نخورم‌ لازم‌ بود كه‌ تشنگي‌ و گرسنگي‌ در وجود من‌ خلق‌ نكني‌. خداوند تبارك‌ وتعالي‌ جلوی اين‌ انسان‌ گرسنه‌ و تشنه‌ دو كاسه‌ آب‌ و دو ظرف‌ غـذا مي ‌گذارد، به‌ انسان‌ تشنه‌ و گرسنه‌ مي گويد به تو اجازه‌ مي دهم‌ از اين‌ كاسـه‌ و از اين‌ ظرف‌ غذا بخوري‌ و اجازه‌ نمي دهم‌ از آن‌ ظرف‌ ديگر آب‌ و غذا بخوري‌ زيرا آن‌ يكي‌ مال‌ مردم‌ است‌ و حرام‌ است‌ و اين‌ يكي‌ مال‌ خداست‌ مباح‌ است‌. در اين جا انـسان‌ گرسنه‌ و تشنه‌ اگرآب‌ و غذائي‌ را بخورد كه‌ نهي‌ فرموده‌ مستحق‌ مجازات‌ است‌ و نمي‌ تواند عذري‌ بياورد كه‌ تشنه‌ بودم‌ و گرسنه‌ بودم‌ زيرا آب‌ و غذائي‌ حلال‌ در اختيار او هست‌ پس‌ او روي‌ بي‌ اعتنائي‌ به‌ حكم‌ خدا و روي‌ عمد و عناد آب‌ و غذاي‌ حلال‌ را كنار گذاشته‌ و از آب‌ و غذاي‌ حرام‌ استفاده‌ كرده‌ است‌. زندگي‌ انسان هـا و استفاده‌ از نعمت هاي‌ خدا در زندگي‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌. از همان‌ ابتـدا، راه‌ و بيراهه‌ در اختيار مردم‌ گذاشته‌ است‌ و به‌ انسان ها دستور داده‌ كه‌ در راه‌، حركـت‌ كنند تا به‌ مقصد برسند و اگر در بيراهه‌ حركت‌ كنند با خطرات‌ و آفات‌ رو به رو مي شونـد و در انتها گرفتار جهنم می شوند‌. تمامي‌ نعمت ها و ثروت هائي‌ كه‌ خداوندمتعال‌ آفريده،‌ به‌ دو كيفيت‌ حلال‌ در خط‌ اطاعت‌ خدا يا به‌ كيفيت‌ حرام‌ در خط‌ كفر و گناه براي‌ انسان‌ قابل‌ استفاده‌ است‌. خداوند در ابتدای زندگی به‌ تمامي‌ انسان هایی كه‌ تشنه‌ و گرسنه‌ زندگي‌ هستند و نمي‌ توانند زندگي‌ را رها كنند و يا از نعمت هاي‌ خداوندمتعال‌ صرف نظر كنند بلكه‌ مجبورند زندگي‌ كنند از ايــــن‌ نعمت ها و ثروت ها استفاده‌ كنند، دستور مي دهد كه ‌اگر در خط‌ دين،‌ در خط‌ اطاعت‌ و بندگي‌ خدا و برطبق‌ دستور خدا فعاليت‌ خود را شروع‌ كرديد، تمامي‌ نعمت ها و ثروت ها برطبق‌ دستور الهي‌ براي‌ شما حلال‌ است‌. قدم‌ به‌ قدم‌ بر ثروت‌ و نعمت‌ شما افزوده‌ مي شود و زندگي‌ شما هر روز بهتر و بهتر و در  انتها تبديـل‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي شود و بي نهايت‌ ثروت‌ و قدرت‌ پيدا مي كنيد، و اگر از بيراهــه‌ و در جهت‌ خلاف‌ دين‌ و اطاعت‌ خدا حركت‌ كرديد، همه‌ چيز براي‌ شما حرام ‌است‌. در برابر شربت‌ آبي‌ يا لقمه‌ غذائي‌ كه‌ استفاده‌ كنيد مجازات‌ مي شويد. در اين‌ صورت‌ غاصب‌ نعمت هاي‌ خدا و غاصب‌ زندگي‌ هستيد و در اين‌ بيراهه‌ روي‌ و يا خط‌ كفر و گناه‌ هر روز براي‌ خود و ديگران‌ رنج‌ و زحمت‌ ايجاد مي كنيد و رقم‌‌ نعمت هاي‌ خدا را از دست‌ مي دهيد. به‌ ظلم‌ و كفرو گناه‌ آلوده‌ مي شويد و در انتها سرازير آتش‌ جهنم‌ مي شويـد. پس‌ ما مي‌گوييم‌ : خط‌ ايمان‌ و تقوا راه‌ راست‌ به سوي‌ بهشت‌ است‌ و خط‌ كفر و گنــاه،‌  بيراهه‌ روي‌ به سوي‌ جهنم‌. انسان ها در انتخاب‌ راه‌، آزادند. اگر دوست‌ دارند، در راه‌ دين‌ فعاليت‌ كنند و دوست‌ ندارند، در راه‌ كفر وگناه‌. وليكن‌ هرراهي‌ راكه‌ انتخاب‌ كردند مجبور به‌ حركت‌ و فعاليت‌ هستند تا به يكي‌ از اين‌ دو مقصد بهشت‌ يا جهنم ‌برسند. هيچ كس‌ نمي ‌تواند بگويد كه‌ من‌ نه‌ راه‌ دين‌ و ايمان‌ را قبول‌ دارم‌ و نه‌ هم‌ راه‌ كفرو گناه‌ را، بلكه‌ مي‌ خواهم‌ مانند جمادي‌ و قطعه‌ سنگي‌ روي‌ زمين‌ بچسبم‌ و هرگز چيزي‌ نگويم‌ چيزي‌ نخواهم‌ و حركتي‌ ننمايم‌ زيرا انسان ها مجبور به‌ زندگي‌ و حركت‌ هستند خواه‌ در راه‌ اطاعت‌ خدا و يا در راه ‌معصيت‌ خدا. روي ‌اين‌ حساب‌ مي گوييم‌ انسان‌ در زندگي‌ و حركت‌ مجبور است‌ اما در انتخاب‌ راه‌ درست‌ يا نادرست‌، آزاد است.‌ پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ راه‌ دين‌ خدا را انتخاب و از نعمت هاي‌ خدا بطور مشروع‌ و حلال‌ و برطبق‌ اجازه‌ خدا استفاده‌ كند. (شرح دعای صباح)