چرا خدا اجازه میدهد انسان خود را از دايره‌ حاكميت‌ خدا خارج‌ كند؟

چگونه‌ در زندگي‌ دنيا بسياري‌ و يا بعضي‌ از انسان ها از دايره‌ سلطه‌ و حاكميت‌ خداوندمتعال‌ خارج‌ مي شوند و انسان هاي‌ ضدّ خدا را بر خود حاكميت‌ مي دهند و براي‌ طاغوت ها، سلطنت‌ و پادشاهي‌ به وجود مي آورند؟ چگونه‌ انساني‌ مي تواند خود را از دايره‌ حاكميت‌ خدا خارج‌ كند با اين كه‌ او محيط‌ به ظاهر و باطن‌ اشياء و اشخاص‌ است‌ و امكان‌ ندارد كه‌ انسان ها بدون‌ مشيت‌ و اراده‌ او براي‌ خود تصميم‌ بگيرند، اراده‌ خدا را كنار بگذارند و در دايره‌ حاكميت‌ خود يا ديگران‌ درآيند. آيا تصور يك‌چنين‌ آزادي‌ براي ‌انسان ها دليل‌ ضعف‌ و عجز خداوند متعال‌ نيست‌. در قاموس‌ عقل‌ و معرفت‌ و يا مسائل‌ توحيدي‌ نسبت‌ عجز به‌ خدا محكوم ‌است‌ هرگز كسي‌ يا چيزي‌ نمي تواند خدا را در اراده‌ خود عاجز كند و سبقت‌ بر اراده‌ خدا پيدا كند آنچنان‌ كه‌ در قرآن‌ مي فرمايد: "لا يحسبنّ‌ الذين‌ كفروا انهم‌ سبقوا"  و در احاديث‌ وارده‌ گفته‌ شده‌ است‌: "ان‌ اللهَ‌ لا يُعصي‌ بغلبه‌ و لا يُطاع‌ باكراه‌" تمامي‌ فرضيه‌ هاي‌ توحيدي‌ و دلائل‌ عقلي‌ نشان‌ مي دهد كه‌ كسي‌ يا چيزي‌ نمي تواند خدا را در اراده‌ خود عاجز كند و يا در حركت‌ و فعاليت‌ بر اراده‌ خدا سبقت‌ گيرد. پس‌ چطور شما مي گوييد كه‌ در زندگي‌ دنيا اكثريت‌ انسان ها و يا بسياري‌ از آنها از دايره‌ حاكميت‌ خدا خارج‌ شده‌ و حكومت‌ ضد خدائي‌ به وجود مي آورند؟ آيا اين‌ دليل‌ عجز خدا نيست‌؟ جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند به اراده‌ قاهره‌ تكويني‌ خود بر تمامي‌ انسان ها و موجودات‌ ديگر تسلط‌ كامل‌ دارد. هرگز كسي‌ يا چيزي‌ نمي تواند خدا را در اراده‌ خود عاجز كند يا بر خدا سبقت‌ گيرد وليكن‌ خداوند انسان ها را آزاد و آگاه‌ آفريده‌، به انسان ها علم‌ و دانش‌ داده‌ و به ‌آنها ميدان‌ داده‌ است‌ تا بتوانند براساس‌ آگاهي‌ و آزادي‌ خود حاكميت‌ خدا و يا حاكميت‌ غيرخدا را بپذيرند، براي‌ خدا يا براي‌ غير خدا حاكميت‌ و سلطنت‌ به وجود آورند. خداوند شخص‌ نيرومند و عالمي‌ است‌ مانند ساير اشخاص‌. گرچه‌ بي نهايت‌ علم‌ و قدرت‌ دارد وليكن‌ دوست‌ ندارد كه‌ از سلطه‌ و قدرت‌ خود استفاده‌ نموده‌ تمامي‌ انسان ها را چه بخواهند يا نخواهند در دايره‌ حاكميت‌ خود مهار كند و دوست‌ ندارد از انسان ها سلب‌ آزادي‌ نمايد. عذابي‌ بر آنها نازل‌ كند كه‌ چرا شيطان‌ را بر خود حاكميت‌ داده ‌اند و يا آنها را از رزق‌ و روزي‌ محروم‌ نمايد كه‌ چرا معصيت‌ خدا نموده ‌اند بلكه‌ به‌ انسان ها مهلت‌ و آزادي‌ مي دهد تا به فكر و علم‌ خود هرچه ‌را بخواهند انتخاب‌ كنند. خداوند ربوبيت‌ خود را به ‌آنها عرضه‌ مي كند، شياطين‌ هم‌ همين طور حاكميت‌ و سلطه‌ خود را به ‌انسان ها عرضه‌ مي كنند و در اين‌ ميان‌ او را آزاد مي گذارند تا هر چه‌ را بخواهد انتخاب‌ كند. انسان‌ از اين‌ مهلت‌ و آزادي‌ سوء استفاده‌ نموده‌ از دايره‌ حاكميت‌ و اطاعت‌ خدا خارج‌ مي شود و در حاكميت‌ هواي‌ نفس‌ يا شيطان‌ قرار مي گيرد. خداوند مانع‌ و مزاحم‌ او نمي شود و باز هم‌ به‌ او مهلت‌ مي دهد، رزق‌ و روزي‌ در اختيارش‌ مي‌ گذارد تا روزي كه‌ انسان‌ تمامي‌ نيروها و قدرت هاي‌ خود را به صفر مي رساند و همه‌ آنها را در راه‌ باطل‌ و در راه‌ هواي‌ نفس‌ و معصيت‌ خدا به مصرف‌ می رساند و در خلاء مطلق‌ قرار گرفته‌ مشرف‌ به‌ نيستي‌ و نابودي‌ مي شود. در اين‌ احساس‌ هم‌ اگر به خدا پناهنده‌ شود باز خداوند براي‌ او تجديد قوا و نعمت‌ می نماید، مگر‌ تا روزي كه‌ در انتهاي‌ عدم‌ و يا اسفل‌السافلين‌ قرار گيرد. درآن ‌حال‌ براي‌ او چيزي‌ باقي‌ نمي ماند مگر نتائج‌ اعمال‌ بد و عذاب ها و عقاب ها و انتقام ها و بغض‌ و عناد انسان ها، كه‌ همه را براي‌ خود بوجود آورده‌ و در دايره‌ آن‌ عذاب ها و بلاها حبس‌ مي شود. و باز هم‌ خدا در انتظار است‌ كه‌ به ‌او پناهنده‌ شود، تحولي‌ در او به وجود آيد كه‌ بفهمد چگونه‌ گمراه‌ شده‌ و خوديت‌ خود را از دست‌ داده‌ است. با اين‌ حساب‌ خداوند از انسان‌ اين چنين‌ انتظار دارد كه‌ به فهم‌ و آزادي‌ خود، خدا را انتخاب‌ كند و به كمك‌ عقل‌ و شعور وابسته‌ به خدا شود و حكومت هاي‌ ضدّ خدائي‌ را تعطيل‌ كند. از آنجا که يك‌ چنين ‌انتخاب‌ به علم‌ و آزادي‌ مطلوب‌ خداوند است‌، به انسان ها مهلت‌ مي دهد تا روزي كه‌ از اشتباه‌ خود برهند و به اقتضاي‌ علم‌ و آزادي‌ خدا را انتخاب‌ كنند و در دايره‌ اطاعت‌ او قرار گيرند. پس خدا اين‌ عقل‌ و آزادي‌ را در انسان‌ محترم‌ مي شمارد و دوست‌ ندارد كه‌ به عامل‌ جبر و اكراه‌ انسان‌ را به دايره‌ اطاعت‌ خود درآورد و به‌ اقتضاي‌ همین علم‌ و آزادي،‌ تبعيض‌ به وجود مي آيد. بعضي،‌ به علم‌ و آزادي،‌ خدا را بر خود حاكميت‌ مي دهند و طايفه ‌اي،‌ شيطان‌ را، تا روزي كه‌ فهم‌ و شعور انسان ها بيدار شود و خدا را به علم‌ و آزادي‌ انتخاب‌ كنند. (شرح دعای سمات)