شرایط استجابت دعا چیست؟

دو شرط‌ اساسي‌ براي‌ اجابت‌ خواهش ها و تقاضاها وجود دارد كه‌ تا اين‌ دو شرط‌ نباشد دعاي‌ انسان ها مستجاب‌ نمي شود و اگر اجابت‌ شود به جاي‌ اين كه‌ به‌ نفع‌ انسان‌ و به‌ مصلحت‌ زندگي‌ او تمام‌ شود به‌ ضرر انسان‌ تمام‌ مي شود و به جاي‌ مصلحت،‌ فساد و مفسده‌ بوجود مي‌آورد. آن‌ دو شرط‌ عبارتست‌ از پيدايش‌ عقل‌ و استعداد در وجود انسان‌ تا آن چه‌ خدا به‌ او مي دهد قدرش‌ را بداند و نعمت هاي‌ خداوند متعال‌ را به جا و به‌ موقع‌ مصرف‌ كند، اين‌ عقل‌ و استعداد بدست‌ خداوند متعال‌ است‌. خداوند زماني كه‌ بخواهد دعاي‌ انسان‌ را مستجاب‌ كند و نعمتي‌ را كه‌ از خدا تقاضا كرده‌ است‌ به‌ او مرحمت‌ كند و در اختيار او قرار دهد ابتدا به‌ او عقل‌ و معرفتي‌ مي دهد تا اولا" بداند آيا اجابت‌ آن چه‌ از خدا خواسته‌ الان‌ در اين‌ زندگي‌ دنيا به‌ نفع‌ او تمام‌ مي شود يا به‌ ضرر او ؟ اگر انسان‌ اين‌ نفع‌ و ضرر را بداند و بداند كه‌ آن چه‌ خدا خواسته‌ صددرصد به‌ نفع‌ او به‌ نفع‌ دين‌ او تمام‌ مي شود، در اين‌ صورت‌ اجابت‌ دعا صددرصد حتمي‌ است‌ و خداوند هرگز از انجام‌ كاري‌ كه‌ به‌ نفع‌ انسان‌ و مصلحت‌ او تمام‌ مي شود مضايقه‌ ندارد. دعا را مستجاب‌ مي كند و همراه‌ اجابت‌ دعا عقل‌ و معرفتي‌ به‌ انسان‌ مي دهد تا بداند و بفهمد آن چه از خدا به‌ او رسيده‌ است‌ در چه‌ راهي‌ و به‌ چه‌ كيفيتي‌ مصرف‌ كند و اگر آن چه‌ از خدا خواسته‌ به‌ ضرر او باشد، ضرري‌ كه‌ خدا مي داند وليكن‌ انسان‌ نمي داند، دعايش‌ مستجاب‌ نمي شود وليكن‌ عقل‌ و معرفتي‌ پيدا مي كند كه‌ مي داند اجابت‌ دعا جايز نبوده‌ است‌ و خدا را شكر مي كند بر اين كه‌ اجابت‌ دعا را به‌ آخرت‌ انداخته‌ و آن چه‌ از خدا خواسته‌ در دنيا به‌ او نرسيده‌ است‌. پس‌ شرط‌ اول‌ پيدايش‌ عقل‌ و استعدادي‌ است‌ كه‌ انسان‌ مؤمن‌ بداند آيا آن چه‌ از خدا خواسته‌ به‌ ضرر او يا به‌ نفع‌ او مي باشد. خداوند درآيه‌ اي ‌كه‌ وعده‌ اجابت‌ دعا مي دهد مي‌ فرمايد: يا دعاي‌ شما را مستجاب‌ مي كنم‌ و يا عقل‌ و معرفتي‌ به‌ شما مي دهم‌ كه‌ خودتان‌ بدانيد چرا خواهشتان‌ به‌ اجابت‌ نرسيده‌ و اگر دعاي‌ شما مستجاب‌ مي‌ شد به‌ ضرر شما تمام‌ مي‌ شد. و اما شرط‌ دوم‌: پيدايش‌ حكومت‌ الهي‌ و قرار گرفتن‌ انسان ها در سايه‌ حكومت‌ خداوند متعال‌ است‌. زيرا اصل‌ اساسي‌ براي‌ خوشبختي‌ يا بدبختي‌ انسان ها پيدايش‌ حكومت هائي‌ است‌ كه‌ آنها را اداره‌ مي كنند و براي‌ آنها زندگي‌ مي سازند. كساني كه‌ بر انسان ها تسلط‌ دارند و در كشوري‌ يا مملكتي‌ زندگي‌ آن‌ها را اداره‌ مي كنند، عامل‌ تمامي‌ خوشبختی ها و يا خداي‌ نكرده‌ بدبختي‌ ها حكومت هاي‌ جور هستند. حكومت ها در كشورها به جاي‌ پدرند و انسان ها به جاي‌ فرزندان‌. ثروت‌ و قدرت‌ پدر و علم‌ و معرفت‌ او و تدبير و سياست‌ او هرچه‌ بيشتر باشد و فرزندان‌ هم‌ فرزندان‌ اهلي‌ باشند خوشبختي‌ و سعادت‌ آن‌ خانوداه‌ بيشتر و زيادتر است‌ و اگر عقل‌ پدر و مادر ضعيف‌ باشد و يا مبتلا به‌ فقر و ناداري‌ شده‌ باشند خواهي‌ نخواهي‌ كمي‌ عقل‌ و دانش‌ و قلت‌ مال‌ و ثروت‌ و قدرت،‌ فرزندان‌ را به‌ بدبختي‌ و نابودي‌ مي كشاند. كليد تمامي‌ ثروت ها و نعمت ها و لذت ها و علم‌ و دانش ها دولت ها و حكومت هائي‌ هستند كه‌ در يك‌ مملكت‌ به‌ رأي‌ مردم‌ و يا به ميل‌ خود روي‌ كار آمده‌ اند و زندگي‌ مردم‌ را اداره‌ مي كنند. تدبير و سياست‌ دولت ها و علم‌ و حكمت‌ آنها و ثروت‌ و قدرت‌ آنها هرچه‌ بيشتر باشد ملتها به‌ سعادت‌ و خوشبختي‌ نزديك ترند و اگر تدبير و سياستي‌ در كار نباشد و از عقل‌ و دانش‌ كامل‌ برخودار نباشند و يا قدرت‌ و ثروت‌ كافي‌ نداشته‌ باشند، ملت ها در شعاع‌ حكومت‌ يك‌ چنين‌ دولت ها نابود مي شوند. به همين‌ مناسبت‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ براي‌ تأمين‌ خوشبختي‌ و سعادت‌ مردم‌ اولين‌ عملي‌كه‌ انجام‌ مي دهد ايجاد يك ‌حكومت‌ شايسته‌ و صالح‌ بر طبق‌ انتخاب‌ خداوند متعال‌ است‌. خداوند در هر زماني‌ و در هر شهر و دهي‌ افرادي‌ را به نام‌ پيامبر يا امام‌ و يا اولياء ديگر خدا به‌ مردم‌ معرفي‌ كرده‌ و از مردم‌  خواهش‌ كرده‌ است‌ كه‌ اگر مي خواهند سعادت‌ و خوشبختي‌ كامل‌ برسند بايستي‌ در اختيار حكومتي‌ باشند كه‌ خدا او را براي‌ مردم‌ انتخاب‌ كرده‌ نه‌ اين كه‌ به‌ رأي‌ و فكر خودشان‌ كسي‌ را به‌ كرسي‌ حكومت‌ بنشانند زيرا آن‌ فردي‌ را كه‌ خدا معرفي‌ مي كند مجهز به‌ علم‌ كامل‌ و قدرت‌ كامل‌ است‌. محيط‌ است‌ به‌ تمامي‌ انسان ها از اسرار آنها باخبر است‌. از آن چه‌ در خانه‌ و زندگي‌ آنها مي گذرد باخبر است‌ آنچنان‌ احاطه‌ دارد كه‌  اگر كسي‌ نيت‌ گناه‌ كند در معرض‌ توبيخ‌ و ملامت‌ آن‌ سلطان‌ آسماني‌ قرار مي گيرد و او را تنبيه‌ مي كند كه‌ چرا نيت‌ گناه‌ كرده‌ است‌ چه‌ برسد كه‌ گناهي‌ هم‌ مرتكب‌ شود. يك‌چنين‌ حكومتي‌ كه‌ علمش‌ برابر علم‌ خدا و قدرتش‌ برابر قدرت‌ خدا باشد آنچنان‌ بر انسان ها احاطه‌ پيدا مي كند كه‌ هيچ كس‌ در هر جا هست‌ نمي تواند گناهي‌ مرتكب‌ شود و يا به حق‌ كسي‌ تجاوز كند. در پناه‌ حكومت‌ يك‌ چنين‌ سلطاني‌ اين‌ زندگي‌ دنيائي‌ مردم‌ تبديل‌ به‌ زندگي‌ آخرتي‌ و يا تبديل‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي شود. در شعاع‌ يك‌ چنين ‌حكومتي كه‌ مظهر و مصداق‌ كامل‌آن‌ امام‌ زمان‌ است‌ تمامي‌ دعاها مستجاب‌ مي شود و هر انساني‌ بي‌ نهايت‌ ثروت‌ و قدرت‌ پيدا مي كند. هيچ كس‌ عمل‌ گناهي‌ مرتكب‌ نمي شود و اگرگناهي‌ مرتكب‌ شود بلافاصله‌ حجت‌ خدا كه‌ به‌ علم‌ الهي‌ مجهز است‌ او را تنبيه‌ و ملامت‌ مي كند كه‌ چرا نيت‌ گناه‌ كرده‌ است‌. به‌ همين‌ مناسبت‌ همه‌ جا انسان ها در دعاها و نيايش ها عرضه‌ مي دارند پروردگارا: امام‌ زمان‌ ما را بياور و در شعاع‌ حكومت‌ او دعاهاي‌ ما را مستجاب‌ كن‌. پس‌ شرط‌ دوم‌ استجابت‌ دعا پيداش‌ حكومت‌ به‌ رهبري‌ امام‌ زمان‌ و يا رهبري‌ ديگري‌ از ائمه‌ اطهار «ع‌» است‌. آن‌ حكومت‌ آنچنان‌ آگاه‌ و بصير و از اوضاع‌ و احوال‌ مردم‌ باخبر است‌ كه‌ هيچ كس‌ مرتكب‌ ظلم‌ و گناه‌ نمي شود و چنين‌ احتياجي‌ پيدا نمي كند كه‌ به‌ كسي‌ ظلم‌ كند. انسان ها را به‌ ثروت‌ و قدرتي‌ كه‌ مورد نياز و احتياج‌ آنهاست‌ مي رسانند و تمامي‌ مشكلات‌ زندگي‌ را برطرف‌ مي كنند. وليكن‌ حكومت هاي‌ ديگر كه‌ مجهز به‌ يك‌ چنين‌ علم‌ و قدرتي‌ نيستند خواهي‌ نخواهي‌ انسان ها در حكومت‌ آنها به‌ فقر و ناداري‌ و فساد اخلاقي‌ و سرقت‌ و دزدي‌ مبتلا مي شوند و عاقبت‌ دينشان‌ هدر مي شود و به حال‌ كفر از دنيا مي روند. (شرح دعای شعبانیه)