اقتضائات درونی انسان عامل نفی اختیار از انسان نمی شود.

تمايلات به محرمات كه از مسير تغذيه حرام پيدا مي ‏شود مانند تمايل به شراب و گوشت خوك و اعتيادات ديگر گرچه عامل آن پدر و مادر و يا محيط زندگي بوده است، وليكن از انسان معتاد و متمايل به محرمات سلب اختيار نمي ‏كند. نهايت اگر پدر و مادر سالم باشند در زندگي خود از محرمات بپرهيزند و طيبات استفاده كنند. بچه با فطرت سالم بدنيا مي ‏آيد و يكچنين تمايلي در مزاج و غريزه او پيدا نمي‏ شود كه او را به محرمات بكشاند، وليكن پدر و مادرهائي كه از محرمات اجتناب نمي‏ كنند در نتيجه فرزنداني به وجود مي‏ آورند كه متمايل به محرمات و يا معتاد به آنها مي‏ شود ، يك دوم عذاب و بدبختي آنها به گردن پدر و مادر است كه چرا كمك فرزندان خود در گناه و معصيت بوده ‏اند. خداوند فرزندان آنها را كه در مسير حركات و سكنات پدر و مادر حركت مي‏ كنند و به قضاوت عقل و پيغمبران اعتنا نمي‏ كنند از خط ابتلا به فساد و تباهي و يا خطرات محرمات آنها را از اطاعت پدر و مادر و يا پيروي از آنها منزجر مي‏ كند و به آنها مي فهماند كه عامل اين بدبختي پدر و مادر تو بوده‏ اند، بايستي در خط گناه و معصيت از آنها اطاعت نكني و با آنها مخالفت نمائي . براي اين كه فرزندان از مسير تقليد و اطاعت يك چنين پدر و مادرهائي متضرر شوند خود را از دايره ولايت آنها خارج نموده در دايره ولايت پيغمبران و اولياء خدا قرار دهند، براي دوري از اطاعت يك چنين پدر و مادري خداوند اجازه نمي ‏دهد كه فرزندان از كفر و گناهي كه آنها به وجود مي ‏آورند متضرر شوند و از آنها فاصله بگيرند. بر اساس همين اجتناب از تقليد يك چنين پدر و مادرهائي در قرآن ميفرمايد: اگر پدر و مادر تو را وادار به معصيت خدا كردند، يعني وادار به محرماتي كه خدا آنها را حرام فرموده، از چنين پدر و مادري اطاعت مكن وليكن حسن رفتار با آنها داشته باش .پس پيدايش يك چنين مقتضياتي از مسير محرماتي كه پدر و مادر آلوده بوده ‏اند براي اين است كه فرزندان در اثر همين ضررها و خطرها خود را از اطاعت پدر و مادر كافر يا منافق خارج كنند، و بفهمند كه اطاعت آنها باعث كفر و گناه آنها شده و يا خواهد شد. نتيجه بحث اين است كه مقتضيات دروني انسان و مقتضيات خون و مزاج از انسان سلب اختيار نمي‏ كند. اين مقتضيات چنان قدرتي ندارد كه هدايت عقل و دانش و يا پيغمبران را محو و نابود كند. به طوري كه انسان از دايره انسانيت خارج شود و در خط حيوانيت قرار گيرد. (تفسیرسوره اسری جلد دوم)