اثبات این که دین اسلام یک مکتب است و ادیان دیگر یک حبس خانه.

دين‌ آن‌ حضرت‌، دين‌ خداست‌ و فضاي‌ دين‌ خدا از نظر وسعت‌ در برابر افكار بشر مانند فضاي‌ آسمان‌ در برابر چشم‌ مردم‌ است‌. شما به‌ فضا نگاه‌ كنيد يك‌ فضاي‌ وسيع‌ نامتناهي‌ به‌ روي‌ شما باز است‌. اگر مركبي‌ و قدرتي‌ داشته‌ باشيد تا انتهاي‌ فضاي‌ نامتناهي‌ (فضاي‌ نامتناهي‌ انتها ندارد) مي توانيد حركت‌ كنيد هرگز با مانعي‌ رو به رو نمي شويد كه‌ شما را از حركت‌ باز دارد و در يك جا متوقف‌ نمايد. همان طور كه‌ فضاي‌ مقابل‌ چشم‌ انسان‌ نامتناهي‌ است‌ و حركت‌ در اين‌ فضا تا ابد ادامه‌ دارد فضاي‌ مقابل‌ فكر انسان‌ هم‌ بايستي‌ نامتناهي‌ باشد. فكر انسان‌ در حركات‌ علمي‌ خود به سوي كشف‌ مجهولات‌ تا رسيدن‌ به‌ معلومات‌ مانند چشم‌ انسان‌ است‌. اگر با مانعي‌ رو به رو شود يعني‌ با يك‌ مسئله‌ غير قابل‌ حلي‌ رو به رو شود و بن‌ بست‌ علمي‌ پيدا كند. اين‌ بن‌ بست‌ علمي‌ برابر فكر انسان‌ مانند يك‌ ديواره‌ بتوني‌ و يا سلسله‌ جبال‌ مرتفعي‌ است‌ كه‌ برابر چشم‌ انسان‌ قرار مي گيرد و او را از حركت‌ بازمي دارد. فضايي‌ كه‌ فكر انسان‌ در آن‌ فعاليت‌ مي كند تا تمام‌ مشكلات‌ علمي‌ را حل‌ نمايد و بن‌ بست‌ علمي‌ و فكري‌ پيدا نكند اين‌ فضاي‌ نامتناهي‌ مكتب‌ اسلام‌ به‌ رهبري‌ امام هاي‌ معصوم‌ عليهم‌ السلام‌ است‌. انسان ها را تا بي نهايت بالا مي برد آن ها را مجهز به‌ علم‌ نامتناهي‌ و قدرت‌ نامتناهي‌ مي كند. قدرتشان‌ در مسير صنعت‌ و سازندگي‌ برابر قدرت‌ خداوند متعال‌ است‌ با توانايي‌ و دانايي‌ خود مردگان‌ را زنده‌ مي كنند به‌ حيات‌ برمي گردانند، موانع‌ طبيعت‌ را از پيش‌ پا برمي دارند، حاكم‌ بر زمين‌ و آسمان‌ مي شوند. طبق‌ وعده ‌اي‌ كه‌ خداوند متعال‌ در حديث‌ نافله‌ به‌ بندگان‌ خود مي دهد و بالاتر از حديث‌ در آيه‌ سوره‌ بني‌ اسراييل‌ به‌ پيغمبر اكرم‌ دستور مي دهد مي فرمايد: شب ها حركت‌ كن‌، نافله‌ بخوان‌، نمازهاي‌ مستحبي‌ يا دعاهاي‌ مستحبي‌ را تكرار كن‌ شايد در اثر تكرار مستحبات‌ از نماز و دعا خدا تو را به‌ يك‌ مقام‌ پسنديده ‌اي‌ برساند. اين‌ مقام‌ محمود چه‌ مقامي‌ است.‌ فقط‌ يك‌ كرسي‌ از طلا و نقره‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ روي‌ آن‌ بنشيند و بندگان‌ خدا از ترس‌ يا طمع‌ پاي‌ آن‌ كرسي‌ صف‌ بكشند بلكه‌ مقام‌ محمود علم‌ و قدرت‌ نامتناهي‌ است‌ كه‌ در مسير اطاعت‌ و بندگي‌ خدا به‌ انسان‌ تعلق‌ مي گيرد. رابطه‌ خدا با انسان‌ رابطه‌ استاد و شاگرد است‌. استاد و شاگرد هدفشان‌ يكي‌ است‌ كه‌ استاد مي خواهد شاگرد خود را به‌ علم‌ و قدرت‌ و هنر خود مجهز كند تا بتواند شاگرد خود را جاي‌ خود بنشاند. هدف‌ شاگرد هم‌ اين‌ است‌ كه‌ مجهز به‌ علم‌ و قدرت‌ استاد شود تا مانند استاد خود دانا و توانا گردد. هر جا مكتبي‌ و استاد و شاگردي‌ پيدا مي شود به‌ منظور اين‌ است‌ كه‌ استاد شاگرد خود را از خط‌ مكتبي‌ كه‌ در اختيار او مي گذارد او را بالا ببرد تا او را به‌ علم‌ و قدرت‌ خود مجهز كند و جاي‌ خود بنشاند تا خليفه‌ خدا باشد. دين‌ اسلام‌ و قرآن‌ به‌ رهبري‌ خدا و ائمه‌ اطهار مكتبي‌ است‌ كه‌ بين‌ خدا و انسان‌ به وجود آمده‌. خداوند متعال و ائمه‌ اطهار، اساتيد اين‌ مكتب‌ هستند و انسان هاي‌ مؤمن‌ و صالح‌ شاگردان‌ اين‌ مكتب‌ در محضر اساتيد مي‌باشند. اين‌ مكتب‌ مجموعه ‌اي‌ است‌ از همين‌ دعاها و نمازها و نيازها و بيان‌ حقايق‌. مكتبي‌ است‌ هم قدّ عالم‌ آفرينش.‌ همان طور كه‌ در جهان‌ آفرينش‌ تمامي‌ حقايق‌ هست‌ و مجهولي‌ وجود ندارد در اين‌ مكتب‌ هم‌ تمامي‌ حقايق‌ گفته‌ شده‌ مجهولي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. سرّي‌ در عالم‌ يا در علم‌ خدا وجود ندارد كه‌ گفته‌ نشده‌ باشد. خداوند علم‌ نامتناهي‌ خود را در اين‌ قرآن‌ قرار داده‌ و مجهولي‌ باقي‌ نگذاشته‌ است‌. به‌ پيغمبر اكرم‌ دستور مي دهد، همه‌ شب‌ نمازها را بخوان،‌ نافله ‌ها را بخوان‌ مستحبات‌ و واجبات‌ را بخوان‌ و بدان‌. آن چه در قرآن‌ است‌ بخوان‌ و بدان‌ تا در مسير خواندن‌ و دانستن‌ به‌ اسماء و صفات‌ من‌ مجهز شوي.‌ اراده‌ تو برابر اراده‌ من‌، قدرت‌ تو برابر قدرت‌ من‌، بركات‌ وجودي‌ تو برابر بركات‌ وجودي‌ من‌ باشد تا از همان‌ راه‌ كه‌ خلايق‌ به‌ خداي‌ خود محتاجند و جز خدا آقا و مولايي‌ ندارند به‌ تو هم‌ اي‌ پيغمبر محتاج‌ باشند و بدانند كه‌ جز تو و دين‌ تو آقا و مولايي‌ ندارند. آن چه مي خواهند در فضاي‌ دين‌ تو قابل‌ ظهور است‌. اديان‌ ديگر و يا انسان هاي‌ ديگر يك‌ حبس‌ خانه‌ فكري‌ هستند. خودشان‌ محدودند علمشان‌ و كتاب‌ و مكتبشان‌ محدود است.‌ يك‌ حبس‌ خانه‌ فكري‌ است‌ كه‌ انسان ها در اين‌ حبس‌ خانه‌ دور مي ‌زنند راه‌ خروجي‌ ندارند. مي روند و برمي گردند سر جاي‌ اول‌ هستند. كل‌ ما ارادوا ان‌ يخرجوا منها من‌ غمٍّ اعيدوا فيها. يعني‌ يك‌ بن‌ بست‌ فكري‌. هر وقت‌ حركتي‌ انجام‌ مي دهند تا از اين‌ بن‌ بست‌ فكري‌ نجات‌ پيدا كنند سرشان‌ به‌ ديوار دايره‌ محيط‌ حركت‌ مي خورد دو مرتبه‌ به‌ جاي‌ اول‌ برمي گردند زيرا بن‌ بست‌ است‌. بن‌ بست‌ فكري‌ بزرگ ترين‌ حبس‌ خانه اي‌ است‌ كه‌ بعضي‌ انسان ها را تا ابد در خود حبس‌ مي كند. خلود در جهنم‌ به‌ معناي‌ خلود در جهل‌ است‌ نه‌ خلود در يك‌ ساختماني‌ يا در و ديوارهاي‌ بتوني‌ و غير قابل‌ خروج‌. پس‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ كه‌ همين‌ كتاب‌ آسماني‌ و مجموعه‌ روايات‌ و احاديث‌ و دعاها و زيارت ها مي‌ باشد كه‌ از ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ رسيده‌ است‌ يك‌ مكتب‌ است‌ و انسان‌ مؤمن،‌ شاگرد اين‌ مكتب‌ بايستي‌ سر نخ‌ مقدرات‌ خود را به‌ دست‌ خدا بدهد. در مسير اين‌ مكتب‌ حركت‌ كند خداوند او را به‌ آن‌ مقام‌ محمود مي رساند. اولين‌ كسي‌ در ميان‌ انبياء كه‌ كاملاً در خط‌ اين‌ مكتب‌ حركت‌ نموده‌ و به‌ انتها رسيده‌ است‌، پيغمبر اسلام‌ است‌. ساير پيغمبران‌ و مؤمنين‌ ديگر شاگردان‌ در راه‌ هستند، در كلاسهاي‌ اول‌ و دوم‌ و يا سوم‌ و چهارم‌ اين‌ مكتب‌. پس‌ فضاي‌ علمي‌ و فكري‌ مكتب‌ قرآن‌ به‌ رهبري‌ ائمه‌ تا بي نهايت باز است‌. انسان ها را در بن‌ بست‌ فكري‌ و علمي‌ قرار نمي دهد. بشريت‌ اجبار دارد حبس‌ خانه‌ هاي‌ فكري‌ خود را به‌ صورت‌ مذهب‌ يا غير مذهب‌ و يا قانون‌ و مقررات‌ بشكند و به‌ سوي‌ اين‌ مكتب‌ حركت‌ كند و الاّ بايستي در حبس‌ دائم‌ به‌ سر ببرد. پس‌ اين‌ دين‌ با تجهيزات‌ علمي‌ و فني‌ خود كه‌ انسان‌ را به‌ علم‌ و هنر خداوند متعال‌ مجهز مي كند لياقت‌ دارد دين‌ ابدي‌ انسان‌ باشد و بر همه‌ اديان‌ غالب‌ گردد. اين‌ قسمت‌ معناي‌ كامل‌ اين‌ جمله‌ شريفه‌ در دعاي‌ ندبه‌ و قرآن‌ است‌ كه‌ مي فرمايد: و وعدته‌ ان‌ تظهر دينه‌ علي‌ الدين‌ كله‌ و لوكره‌ المشركون‌. جمله‌ بعد اين‌ است‌ كه‌ مي فرمايد: و ذلك‌ بعد ان‌ بوئته‌ مبوء، صدق‌ من‌ اهله‌. (دعای ندبه - جلد دوم)