انسان باید صددرصد مؤمن و در عين حال در حال دعا و نيايش باشد.

پيغمبر اکرم (ص) فرمود: «مَلعُونٌ کُلُ بَدَنٍ لا يُزَکّي، مَلعُونٌ کُلُ مالٍ لا يزکي. فَقالوُا يا رَسوُلَ اللهِ امّا زَکوهُ المالِ فَعَرَفناها فَما زَکوة البَدَنِ؟ فَقال عليه السّلام: شُوکٌ يَشوکُ في بَدَنِکَ في سَبيلِ اللهِ ». يعني هر بدني که زکات خود را ندهد ملعون است و هر مالي که زکاتش داده نشود ملعون است. عرض کردند يا رسول الله زکات مال را دانستيم، زکات بدن چيست؟ فرمودند: زکات بدن اين است که تن خود را در راه اطاعت حق به رنج و مشقت بيندازي و در راه اطاعت خدا خاري به تن تو فرو رود و يا خارشي و مرضي تو را فرا گيرد. همين رنج و مشقت ‌ها زکات بدن است. مشاهده می‌کنيم که دين اسلام همه جا در ارتباط با خلق و خالق برنامه هاي عملي براي ما ترسيم کرده و اجازۀ ترک آن برنامه ‌ها را به ما نداده است؛ اعمال واجب و مستحب در ارتباط با خدا به صورت عبادت‌ها، و در ارتباط با خلق خدا به صورت خدمات اجتماعي است. پس در اين جا مشاهده می‌کنيم که گوئي صد در صد موفقيت انسان در گرو عمل و جهاد است. اگر اين ما هستيم که بايستي حرکت کنيم چه نيازي به دعاها و خواهش‌ ها داريم و اگر سرتا پاي ما نياز و خواهش است، فقط بخواهيم و بگيريم؛ بهشت و نعمت‌ ها را به سوي ما بياورند نه اين که ما به سوي بهشت و نعمت‌ها برويم. اگر بهشت به حرکت و رفتن است خواستن معني ندارد و اگر بهشت به خواستن و تقاضا کردن است، در خانه خود بنشين تا بهشت را به سوي تو بياورند. در زندگي دنيا مشاهده می‌کنيم که هر چه را از ديگران بخواهيم اين خواستن به معناي اين است که آن‌ها براي ما بياورند و لازم نيست ما به سوي آن‌ها حرکت کنيم، و آن‌چه را از کسي نمی‌ خواهيم به معناي اين است که خود، آن‌ها را به دست بياوريم و از کمک ديگران بي نياز باشيم. پس در ارتباط با انسان‌ها خواستن، عمل و حرکت لازم ندارد، و عمل کردن و خود حرکت کردن، خواستن لازم ندارد. جهاد و خواهش در ارتباط انسان با انسان دو مسئلۀ جدا از یکدیگر است وليکن در ارتباط با خداوند متعال به عکس است. عمل و خواهش، حرکت کردن و خواستن، رفتن و گرفتن، و يا رفتن و بردن، هر دو توأم با يکديگر است؛ به کيفيتي که اگر ما رفتيم و خواستيم خداوند براي ما می‌ آورد و می‌رساند و اگر نرفتيم و نخواستيم، خداوند نمی‌ آورد و نمی ‌رساند. رمز موفقيت ما را اين دانسته ‌اند که قدمي ما برداريم و قدمي خداوند متعال. در حالت معراجي حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده است که ايشان فرمودند: شب معراج فرشتگان را می ‌ديدم که مشغول ساختن بهشت هستند و آن‌ها در حال ساختن چنان وضعي دارند که گوئي به اراده و اختيار خود نيستند. در حال ساختنِ برگي و درختي ساعتي يا چند ساعتي توقف می‌کنند و باز در حال توقف، شروع به ساختن. يک چنين ساختن و کار کردن که بعد از آن استراحت نيست، و يک چنان توقف پيدا کردن و استراحت کردني که به دنبالۀ رنج و زحمت نبوده است؛ سازندگي به اين کيفيت مايۀ تعجب من شده بود. از برادرم جبرائيل پرسيدم اين چه جور ساختن و آفريدن است؟ استراحت می ‌کنند در حالي که نبايد استراحت کنند و باز می‌ سازند در حالي که استراحت نکرده اند. جبرئيل عرض کرد: يا رسول الله اين فرشتگان تابع عمل بندگان مؤمن خدا هستند. هر وقت بندگان مؤمن اشتغال به عمل صالح پيدا می‌ کنند فرشتگان بلافاصله براي آن‌ها بهشت می ‌سازند و هر وقت بندگان مؤمن بيکار و غافل مي ‌شوند اين فرشتگان هم از کار و سازندگي باز می ‌مانند. يک چنين حالتي که فرشتگان سازنده بهشت دارند در واقع توضيحي از همين دعا و عمل صالح است زيرا مسلما فرشتگان اسباب و ابزاري به ارادۀ خدا هستند نه به ارادۀ انسان‌ها، و معناي اين حديث معراجي اين است که هر وقت انسان‌ها عمل صالحي انجام مي‌دهند و از خدا خواهشي می‌کنند بلافاصله خواهش آن‌ها اجابت مي‌ شود و فرشتگان سازنده، مشغول بکار مي‌ شوند. پس ما براي پيدا کردن حد وسط و اعتدال بين اين دو رشته از احاديث که يکجا صد در صد عمل ما را مؤثر می ‌دانند و جاي ديگر صد در صد دعا را، بايستي تلاش کنيم تا بدانیم که چگونه براي پيدايش يک فايده و یک نتيجه، دو عامل صد در صدي لازم است؛ نه به کيفيت اشتراک دو عامل در سازندگي. اعمال ما را به کيفيتي دستور داده ‌اند که سعادت ما صد در صد در گرو آن است و باز دعاها و خواهش و نیایش‌ها را طوري ترسيم کرده‌ اند که صد در صد موفقيّت ما نتيجۀ آن خواهش‌ها و نیایش‌ها است، به کيفيتي که هر يک از اين دو نباشند هيچ نيست. پس جمع بين اين دو نوع دستور در اين که بايستي انسان صد در صد مؤمن و عامل باشد و در عين حال صد در صد در حال دعا و نيايش، قابل توجّه است. (دعای مکارم الاخلاق)