تعریف قرائت، تلاوت، ترتیل

ترتیل، قرائت قرآن و رساندن معانی در ضمن قرائت به مخاطب است. قرائت به سه حالت انجام میشود. حالتی را قرائت، و حالت دیگر را تلاوت و دیگری را ترتیل می گویند. قرائت به معنی اجراء کلمات و عبارات بر زبان، به طوری است که ضمن بیان آن به معانی هم توجه داشته، بخواند و بداند. اگر بخواند و نفهمد قرائتی بی حاصل است. تکلم و تلفظ است و قرائت نیست. قرائت مثل این است که نوشته ای از دوست به دست شما برسد، آن را بخوانی و بفهمی. قرائت ممکن است بدون اجراء الفاظ بر زبان صورت بگیرد، که با نگاه خود کتابی را می خوانید و میدانید چه نوشته است ولی به زبان نمی آورید. می شود گفت که قرائت به معنی ربط الفاظ به معانی و فهم معانی با الفاظ است، چه بر زبان جاری شود چه نشود. با این تعریف مطالعه هم قرائت است. و اما تلاوت از ریشۀ تلا- یتلو- تِلو، و از آن جمله: تالی- متلو، که به معنای ایجاد الفاظ به دنبال یکدیگر و عبارات مربوط به هم است. به طوری که عبارت اول تالی و دنباله رو دومی، و دومی متلو و وابسته به اولی باشد، طوری که تالی مکمل متلو، و متلو بدون تالی ناقص باشد. و میتوان گفت که تلاوت بمعنی ایجاد معانی بدنبال الفاظ است، که در این صورت اشاره به عمل به دستورات الهی میکند. مثلا وقتی شما آیۀ (از زمانی که خورشید متمایل به غرب میشود تا تاریکی کامل شب نماز خود را زنده بدار و هم چنین نماز بین طلوعین که در معرض مشاهده فرشتگان است) را قرائت کرده و سپس نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و نماز صبح را به پا میداری، قرائت شما تلاوت است. پس وقتی معانی بعد از عبارات واقع شود به طوری که آن عبارات با مصادیق و معانی خود در خارج تحقق یابد، تلاوت صورت گرفته است. در یک آیه خداوند تعالی می فرماید: آنچه از کتاب خدا به تو وحی می شود بخوان و بدان که کلمات خدا حقیقت است و در آیۀ دیگر می فرماید: هر وقت آیه ای را خواندیم دستور آن را اجرا کن. یعنی معانی آیه را بدنبال وحی ایجاد کن. در این آیه، رسول خود را به قرائت و پیروی از معانی آن امر میکند و در آیۀ قبل ایشان را به تلاوت آنچه به او وحی شده دستور میدهد. از این آیات استنباط میشود که تلاوت آنست که معانی بعد از وحی تحقق یابد، طوری که قرآن با معانی آن در نظر مردم آشکار شود. اما ترتیل به کیفیت قرائت مربوط است؛ که با قرائت، معانی را به روح شنونده برسانی. قرآن را بخوانی و معانی آن را با قرائت خود طوری در ذهن شنونده القا کنی که بدون کم و کاست بفهمد. در این رابطه در تفسیر علی بن ابراهیم روایتی است که میفرماید:  قرآن را مثل یک مشت ریگ به اطراف نپاشید و آن را مثل شعر نخوانید. قرائتی که تشبیه به پاشیدن ریگ شده به این معنا است که الفاظ آیه را به صورتی به گوش مخاطب برسانی که ارتباطی بین آنها ایجاد نشود، و شعر خوانی این طور است که همت خوانندۀ شعر ارتباط الفاظ برای سجع و قافیه است و کاری به رساندن معانی آن الفاظ به مخاطب ندارد. این دو نوع قرائت، ترتیل نیست. ترتیل، رساندن معانی با قرائت الفاظ است. هر جا معنی ادامه دارد لفظ ادامه دارد و هرجا معنی تمام میشود لفظ تمام می شود و الفاظ را با لطائف معانی آن تلفظ نماید به طوری که حالات معانی در الفاظ و عبارات منعکس شود و الفاظ آینه معانی باشند. به بیان دیگر ترتیل، تکمیل قرائت و تلاوت است و تکمیل آن فقط با قرائت صحیح و عمل به آن است. وقتی عبارات با عمل نشان داده شود و معانی آنها عملا آشکار گردد، ترتیل شده است. به این ترتیب قرآن کریم با  قرائت آغاز شده، با تلاوت ادامه پیدا میکند و با ترتیل ختم میشود. (تفسیر سوره مزمل)