اثبات خلقت یکنواخت تمامی انسانها در تمامی کرات

انسان در هر جا خلق شود سرنوشتي مانند همين انسانها دارد و همچنين در هر جا تربيت شود نقشه تربيتي او مانند همين انسانهائي است كه در كره زمين زندگي مي‏ كنند. زيرا وقتي كه نقشه ‏اي كامل مي ‏شود و به طور  كامل اجرا مي‏ شود وحدت پيدا مي ‏كند. اختلاف در نقشه يا دو روش با يكديگر، دليل نقص يكي از آنها يا هر دوي آنها است. موجودات ناقص و فرضيه ‏هاي ناقص و نقشه ‏هاي ناقص همه جا با يكديگر اختلاف دارند. دانشمندان هم به همين كيفيت تا زماني كه نقائص وجودي آنها برطرف نشده و به علم كامل نرسيده ‏اند با يكديگر اختلاف دارند. مشاهده مي‏كنيد اين همه علما و دانشمندان در اطراف كيفيت عالم و آدم بحث كرده ‏اند و كتابهاي قطوري در اين رابطه به وجود آورده ‏اند، وليكن كمتر پيدا مي ‏شود كه دو فيلسوف و يا دو عالم و يا دو حكيم در توضيح مسئله ‏اي از مسائل طبيعي يا الهي وحدت نظر داشته باشند. غالبا گرفتار آراء مختلف هستند. هر كدام از آنها درباره خلقت عالم و آدم طور ديگر نظر مي ‏دهند و نظرياتشان مخالف يكديگر است. اين اختلاف رأي و نظر در يكي از مسائل طبيعي و يا انساني برهان اين حقيقت است كه يا هر دو حقيقت را چنان كه هست نمي دانند و يا لااقل يكي از آنها آشنائي كامل به حقيقت ندارد. زيرا حقيقت ها آن چنان كه هست قابل تغيير و تبديل به يكديگر نيست. واقعيت ها و حقيقت ها يكجور و يكنواخت است. اگر انسانها حقيقت خلقت عالم و آدم را آن چنان كه هست بدانند در بيان آن چه مي دانند و مي نويسند با يكديگر اختلاف پيدا نمي‏كنند. اختلاف آراء و نظرها در بيان حقيقتي از حقايق دليل جهل تمامي صاحبنظرها و يا لااقل يكي دو نفر از آنها است. پيغمبران كه از طريق وحي سخن ميگويند هرگز در بيان آن چه كه ميگويند با يكديگر اختلاف ندارند. هرگز نشده است پيغمبري مردم زمان خود را به راهي دعوت كند كه با رأي و راه پيغمبران گذشته و يا آينده اختلاف داشته باشد. همين طور ائمه اطهار عليهم الصلوه و السلام كه علمشان كامل است و آن چه ميگويند از مشاهدات علمي خود مي گويند، در گفته‏ها و نوشته‏ ها و اظهار عقيده‏ ها و توصيف خداوند تبارك و تعالي و يا بيان احكام الهي با يكديگر اختلاف ندارند. زيرا آن چه كه مي گويند يا به وحي الهي سخن مي گويند كه خداوند سخن خود را بر زبان آنها جاري مي ‏كند و يا از مشاهدات علمي خود سخن مي گويند. روي يك قاعده عقلي و علمي غير قابل نقض مي گوئيم هر مخلوقي و هر موجودي كه بر اساس علم كامل الهي خلق مي‏ شود نظر به اين كه علم خدا كامل است نقشه ‏هاي او هم در خلقت عالم و آدم كامل است. اگر در مخلوقات عالم تفاوتي پيدا شود كه يكي از آنها ناقص باشد و ديگري كامل، آن مخلوق ناقص دليل نقص علم آفريننده است مگر اين كه نقص آن مخلوق ناقص، برهان ديگري داشته باشد. شما فرض كنيد انسانهائي كه در آن عوالم هستند در خلقت با ما انسانها فرق دارند يا بايستي عضوي بيشتر از اعضاء ما داشته باشند و يا كمتر، و يا مثلا قد آنها بلندتر و يا كوتاهتر. شما هر جور فكر كنيد كه آن انسانها عضوي اضافه بر اعضاي ما دارند يا كمتر، همان كمتر و يا اضافه دليل نقص است. لذا ما مي گوئيم بچه‏هائي كه به دنيا مي‏ آيند اگر در شكل و صورت و هندسه خلقت غير از انسانهائي باشند كه به دنيا آمده‏ اند همان اختلافي كه با ديگران دارند دليل عيب آنها و نقص آنها در خلقت آنهاست. لذا فقها در قواعدي كه عيب و نقص يك انسان و يا حيواني را تعريف مي‏ كنند مي گويند هر چيزي كه زائد بر اين خلقت موجود باشد همان عيب است. زيرا عقل سالم اضافه بر اين موجوديت كه انسانها دارند و يا كمتر از اين موجوديت را كه بايستي داشته باشند نمي پذيرد. با اين حساب در هر عالمي كه انساني خلق شده باشد نقشه خلقت او و تربيت او و دين او و دنيا و آخرت او مطابق انسانهائي است كه خداوند در اين عالم آفريده و آنها را تربيت مي‏كند. زيرا اگر غير از اين باشد يا اين خلقتي كه ما مي بينيم ناقص است كه بايستي چيزي اضافه و يا منها  داشته باشد و يا خلقت آنها كه منها و يا اضافه دارند ناقص است. بالاخره علم كامل ايجاب مي‏كند كه نقشه خلقت كامل باشد و نقشه كامل  همه جا يك جور  و يكنواخت است. لذا خداوند متعال آنجا كه از انسانهائي كه در عوالم ديگر هستند سخن ميگويد، از قيامت آنها و يا آخرت آنها و يا كيفيت خلقت آنها و تربيت آنها، يك جور و يكنواخت سخن مي گويد. مي گويد مانند شما زندگي دنيائي دارند كه توأم با مرگ و مرض است و مانند شما زندگي آخرتي دارند. زماني كه براي شما انسانهاي كره زمين قيامت به پا مي ‏شود براي آنها هم قيامت به پا مي ‏شود. زماني هم كه مرگ عمومي اهل زمين فرا ميرسد مرگ عمومي انسانهاي عوالم ديگر هم فرا مي رسد. و زماني كه قيامت شما انسانهاي كره زمين دائر مي‏ شود و شما براي حساب و كتاب خود زنده مي ‏شويد. قيامت انسانهائي كه در آسمانند داير مي ‏شود و آنها هم براي كتاب و حسابشان زنده مي ‏شوند. در بعضي آيات می گويد روزي خواهد آمد كه شما انسانهاي زمين به عالم آنها سفر كنيد، با آنها محشور شويد و آنها را از نزديك ببينيد، و آنها هم به همين كيفيت به عالم شما سفر كنند و شما را از نزديك ببينند. در اين آيه ميفرمايد: و هو علي جمعهم اذا يشاء قدير. يعني خدا قدرت دارد بين شما انسانهاي زمين و انسانهاي آسمان جمع كند. در اخبار ظهور امام زمان هم گفته‏اند كه آن بزرگوار جمعيت را به آسمانها مي برد و در عوالم آسمان سير مي‏ دهد. هنگامي كه مي خواهد به آسمان سفر كند منادي ندا مي دهد كه هيچكس با خود آب و غذا و يا زاد و توشه مسافرتي بر ندارد. زيرا امام جمعيت را به هر جا ببرد با اراده اعجاز ي كه در اختيار دارد هر چه بخواهند براي آنها فراهم مي ‏كند. با اين حساب مي گوئيم نقشه خلقت عالم ها و آدم ها همه جا يك جور و يكنواخت است. چنان كه خداوند ميفرمايد: ما تري في الخلق الرحمن من تفاوت. يعني مخلوقات خداوند با يكديگر تفاوت ندارند. يعني خداوند به هر مخلوقي و مخصوصا انسان آن چه را لازم داشته است آفريده و در اختيار او گذاشته است. تفاوت از كلمه فوت است. يعني هيچ خلقي از مخلوقات خدا فوتي ندارد. ممكن نيست چيزي لازم داشته باشد كه از نظر خدا فوت شده باشد و خدا به او نداده باشد. چنان كه ميفرمايد: الذي اعطي كل شيئي خلقه ثم هدي. يعني خداوند هر مخلوقي را خوب آفريده و خوب هدايت كرده است. (تفسیر سوره اسری جلد دوم)