زندگي بهشتي يك زندگي مفت و مجاني كه خداوند متعال به انسان بدهد مانند پولي كه انسان به فقير مي دهد، نيست.

حادثه عاشورا و محروميت ائمه اطهار عليهم السلام در مسير قبول و يا ردّ ولايت علي بن ابي طالب عليه السلام است. مسلم است كه دين مقدس اسلام به رهبري ائمه اطهار عليهم السلام راه علمي و تربيتي انسان است. زندگي بهشتي يك زندگي مفت و مجاني كه خداوند متعال به انسان بدهد مانند پولي كه انسان به فقير مي دهد، نيست. بلكه راه علمي و تربيتي انسان است. يعني انسان ها در مسير علم و ايمان به رهبري خدا و اولياء خدا بهشتي ساخته مي شوند نه اين كه به دست خدا و ائمه وارد باغي به نام بهشت مي شوند. ورود به بهشت مانند ورود كودكان به زندگي بزرگان است. اين كودك دوساله و سه ساله در آينده لازم است ازدواج كند و به اراده و آزادي خودش زندگي مجهزي براي خود بسازد فقر و ناداري و ناداني و ناتواني را از خود دور كند وارد شهري شود به نام دانايي و توانايي و از همين مسير به دارايي برسد. همان طور كه نمي شود مفت و مجاني زندگي چندين ميليون توماني را در اختيار كودك دو ساله و سه ساله گذاشت بلكه اول بايستي او را تربيت كرد. زندگي بهشتي را هم كه بي‌نهايت ثروت و قدرت و عظمت است. نمي شود در اختيار انساني گذاشت كه تربيت نشده و به علم و دانش قرآني و اسلامي مجهز نشده است. انساني كه از مادر متولد مي شود فلز انسان است نه انسان مطلوب خدا. مانند سنگ طلا و نقره . طلا و نقره نيست، گوشواره و سكه نيست. بايستي دانشمندان اول آن سنگ طلا و نقره را حرارت بدهند و خالص كنند و بعد طلاي خالص ذوب شده را به صورت هاي مطلوب درآورند، انسان هم چنين است. لازم است تمامي آيات قرآن و علوم اسلامي به دست خدا و اولياء خدا در وجود انسان تمركز پيدا كند و انسان از نظر جنسيت و ماديت و روحانيت چنان شود كه خدا در قرآن تعريف كرده است. مي فرمايد: اهل ايمان كساني هستند كه وقتي نام خدا را مي شنوند در برابر عظمت خدا تكان مي خورند مرعوب و مغلوب جلوه خدا مي شوند. انساني كه كلمه لا اله‌ الا الله را مي شنود، جلوه خدا و عظمت خدا او را تكان مي دهد و مرعوب مي كند با انساني كه اين كلمه را مي شنود و تحت تأثير قرار نمي گيرد، مثل اين است كه نشنيده و يا انساني كه مي شنود تنفر پيدا مي كند و بي‌اعتنايي مي كند، اين سه نفر از نظر ساخت وجودي و رواني با يكديگر متفاوتند. انسان اول به علم خدا و دستورات الهي تربيت شده مجهز به علم و ايمان و معرفت الهي شده و آن دو نفر ديگر يك چنين تجهيزات وجودي ندارند. به تعبير ديگر دين مقدس اسلام به صورت يك دانشگاه در اختيار انسان قرار مي گيرد كه استاد اين دانشگاه خدا و اولياء خدا هستند. ديگران نمي توانند استاد يك چنين دانشگاهي باشند. دانشجويان كه همان مؤمنين واقعي هستند ضمن عمل به اين دستورات تحت تعليم و هدايت مستقيم خداوند متعال قرار مي گيرند. خداوند علم و هنر خود را به اين دانشجويان مي ‌آموزد. به آن ها ياد مي دهد و از نظر رواني هم آن ها را مجهز مي كند كه چگونه مظهر رحمت و بركت الهي باشند. درست مانند شاگردي كه علم و هنر استاد را فرا مي گيرد و جاي استاد مي ‌نشيند مانند استاد زندگي مي كند. انسان هم از مسير مكتب قرآن و اسلام به رهبري امام معصوم علم و هنر الهي را فرا مي گيرد و مانند خداوند متعال به علم و قدرت مجهز مي شود. خاصيت طبيعي و رواني استاد و شاگرد همين است. شاگرد علم و هنر استاد را از او مي‌ طلبد استاد هم علم و هنر خود را به شاگرد مي ‌آموزد و در آينده كه تربيت شاگرد به ثمر مي رسد و در اين دانشگاه فارغ التحصيل مي شود، مجهز به علم و هنر خدا مي شود. خودش به علم و قدرت خود و به فهم و شعور خود جنات عدني است كه خدا مي فرمايد: تجري من تحتها الآنهار. همان طور كه خداوند متعال هر چه مي خواهد فوري مي شود و بين اراده و مراد خدا فاصله ‌اي نيست، انساني هم كه در اين مكتب تربيت شده چنان به علم و قدرت مجهز مي شود كه هر چه مي خواهد و اراده مي كند، مي شود. يك چنين موفقيتي محصول تعليم و تربيت است نه تنها ذكر و عبادت منهاي علم و معرفت. لذا اسلام به رهبري ائمه يك دانشگاه است. انسان هاي بهشتي چنانند كه در اين دانشگاه دوره ديده‌ اند و جنسيت بهشتي پيدا كرده ‌اند. زندگي آخرت كه بهشت و يا خداي نا كرده جهنم است بر پايه جنسيت روحي و رواني بهشتي و جهنمي دائر مي شود. مكتب كفر و گناه جنسيت انسان را جهنمي مي سازد. از نظر رواني و فكري و روحي مانند يك حيواني است كه با كتك و شلاق و زجر تبديل به انسان نمي شود. در جنسيت حيواني خود مخلد است. انسان بهشتي هم به همين كيفيت. از نظر روحي و رواني يك چنان جنسيتي است كه خداوند او را مجهز به علم و قدرت خود مي كند و هر جا مي رود درهاي رحمت و بركت به روي او باز است. اين دو نوع جنسيت محصول مكتب ايمان و تقوا و يا كفر و الحاد است. دليل اين كه خداوند به جهنمي‌ها مي گويد: تا ابد مخلد‌ند و بهشتيان هم تا ابد مخلدند اين خلود فكري و رواني است نه اين كه حبس خانه اي به نام جهنم بسازند با در و ديوار بسيار محكم كه جهنمي‌ ها نتوانند خارج شوند. خروج از خوديت خود محال است. اگر اين خوديت و جنسيت علم و معرفت الهي باشد در اين علم و معرفت مخلد است. در نتيجه آن هم كه زندگي بهشتي باشد مخلد است و اگر اين جنسيت كفر و و الحاد باشد در كفر و الحاد خود مخلد است. در نتايج آن هم كه عذاب ها باشد مخلد است. پس اسلام يك مكتب و يك دانشگاه است نه تنها مراسم و عبادت گاه لذا ائمه اطهار عليهم السلام يك چنين حادثه‌هاي عجيبي را مانند شهادت‌ها و عاشوراها به وجود مي‌ آورند كه نتيجه آن نهضت فكري بندگان خدا و حركت علمي و عملي آن ها به سوي عدالت و تقوا و فرار از كفر و گناه است. (دعای ندبه- جلد دوم)