تنها عامل رضایت خدا به ایجاد واقعه عاشورا، علم و دانش بشریت است.

ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام‌ و يا شخص‌ پيغمبر اكرم‌ ص با اين كه صد درصد مي دانند چه حادثه‌ اي‌ واقع‌ مي شود و از نظر قدرت هاي‌ الهي‌ اعجازي‌ خود مي توانند از اين‌ حادثه‌ جلوگيري‌ كنند، چگونه‌ از اين‌ حادثه‌ استقبال‌ مي كنند و تمامي‌ موفقيت‌ خود و بشريت‌ را در مسير همين‌ حادثه‌ مي دانند و با ذوق‌ و شوق‌ هر چه‌ تمام تر به سوي اين‌ حادثه‌ حركت‌ مي كنند و عاقبت‌ هم،‌ چنان‌ مي شود كه‌ خودشان‌ خبر داده ‌اند و خداوند متعال‌ هم‌ در آيات‌ قرآن‌ از اين‌ حادثه‌ خبر داده است‌‌؟!!! لذا اكثر دانشمندان‌ در توجيه‌ استقبال‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام ‌از اين‌ حادثه ‌ها با اين كه صد درصد يقين‌ قطعي‌ و علمي‌ به‌ حدوث‌ آن‌ دارند عاجز مانده‌ اند كه‌ چرا مثلاً ائمه‌ به‌ اين‌ كيفيت‌ از مرگ‌ خودشان‌ به‌ صورت‌ قتل‌ باشد و يا مسموميت‌ استقبال‌ مي كنند؟! اگر كسي‌ بگويد آگاهي‌ به‌ اين‌ حادثه‌ها ندارند و اين‌ مرگ‌ و قتل‌ها براي‌ آن ها اتفاق‌ مي ‌افتد و غافلگير مي شوند اين‌ عقيده‌ مطابقت‌ با وضعيت‌ علمي‌ ائمه‌ اطهار ندارد. مولا امير المؤمنين‌ عليه‌ السلام‌ در حديث‌ مشهور "سلّوني‌ قبل‌ ان‌ تفقدوني‌"مي گويد: از همين‌ ساعت‌ تا روز قيامت‌ از هر حادثه‌ اي‌ جزيي‌ يا كلي‌ باشد با خبرم‌ و مي توانم‌ شما را به‌ آن‌ حادثه‌ آگاه‌ كنم‌ كه‌ عامل‌ اصلي‌ آن‌ حادثه‌ كيست‌ و چيست‌ و عوامل‌ فرعي‌ آن‌ كدامند. ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ در طول‌ مدتي‌ كه‌ با مردم‌ تماس‌ داشته ‌اند و مردم‌ با آن ها مربوط‌ بوده ‌اند ثابت‌ كرده ‌اند كه‌ از تمامي‌ حوادث‌ كوچك‌ و بزرگ‌ زمان‌ و آينده‌ زمان‌ آگاهي‌ كامل‌ دارند و در هيچ‌ حادثه‌‌ و مسئله‌اي‌ غافلگير نمي شوند. كساني‌ كه‌ عقيده‌ دارند ائمه‌ غافلگير مي شوند دشمن‌ خود را يا قاتل‌ خود را در ساعت‌ قتل‌ نمي شناسند مي گويند: اگر امام ها از اين‌ حادثه‌ها اطلاع‌ كامل‌ داشته‌ باشند لازمه‌اش‌ اين‌ است‌ كه‌ دانسته‌ و شناخته‌ از مرگ‌ خود استقبال‌ كنند و اين‌ استقبال‌ با آيه‌ شريفه‌ لا تلقوا بايديكم‌ الي‌ التهلكه‌ منافات‌ دارد. لازمه‌اش‌ اين‌ است‌ كه‌ با پاي‌ خود به‌ قتل گاه‌ بروند و مانع‌ و مزاحم‌ امكانات‌ قاتل‌ خود نشوند، شهادت آن ها را نتيجه غفلت مي دانند وليكن‌ توجه‌ ندارند كه‌ اين‌ قتل‌ها و شهادت ‌ها يكي‌ از عوامل‌ بزرگ‌ تربيت‌ بشر است.اگر حادثه‌ هاي‌ جزيي‌ و كلي‌ در تاريخ نبود امكان‌ نداشت‌ كه‌ جامعه‌ بشريت‌ از دايره‌ جهل‌ و ناداني‌ خود خارج‌ شود وارد فضاي‌ علم‌ و دانش‌ گردد. تنها عاملي‌ كه‌ خدا را و خلق‌ خدا را به‌ هدف‌ واقعي‌ خود مي رساند يعني‌ به‌ معرفت‌ كامل‌ و زندگاني‌ كامل‌ بهشتي‌ آن‌ تنها عامل‌ علم‌ و دانش‌ بشريت‌ است‌. علم‌ و دانش‌ انسان ها راه‌ به‌ سوي‌ مقاصد عاليه‌ است‌ و عواملي‌ كه‌ اين‌ راه‌ را مي سازد حادثه ‌هايي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ به وجود آمده‌ مخصوصاً حادثه‌ بعثت‌ پيامبران‌ و مصيبت‌ هايي‌ كه‌ در اين‌ راه‌ به وجود آمده.‌ انسان هاي‌ زمان‌ كه‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ را و معاويه‌ بن‌ سفيان‌ را برابر هم‌ قرار دادند گاهي‌ معاويه‌ را از علي‌ بهتر مي دانند و گاهي‌ علي‌ را از معاويه‌ بهتر چه‌ عاملي‌ لازم‌ است‌ كه‌ بشريت‌ را از اين‌ جهل‌ خطرناك‌ نجات‌ دهد. جهلي‌ كه‌ مستقيماً درهاي‌ جهنم‌ را باز مي كند و درهاي‌ بهشت‌ را مي ‌بندد. آن‌ عامل، حادثه‌ اي‌ است‌ كه‌ موجوديت‌ اين‌ دو قدرت‌ خير و شرّ را به‌ نمايش‌ مي گذارد. لازم‌ است‌ معاويه‌ يا معاويه‌ ها به‌ قدرت‌ برسند تا خودشان‌ بفهمند به‌ جاي‌ اين كه عامل‌ خير باشند، عامل‌ شرّند و هم‌ جامعه‌ آن ها را بشناسد كه‌ به‌ جاي‌ بهشت‌ از جهنم‌ استقبال‌ كرده ‌اند و درهاي‌ جهنم‌ را به‌ روي‌ خود باز كرده‌اند كه‌ امثال‌ معاويه ‌ها را به‌ كرسي‌ قدرت‌ نشانده‌اند و هم‌ اولياء خدا را بشناسند كه‌ چگونه‌ در حالات‌ ضعف‌ و قدرت‌ كلمه‌ حق‌ و عدالت‌ را رعايت‌ مي كنند و عامل‌ نجات‌ بشريت‌ هستند. يكي‌ از آن‌ حوادث‌ بزرگ‌ كه‌ قهراً بشريت‌ را به‌ علم‌ و دانش‌ مي رساند و عقل‌ و شعور او را بيدار مي كند همين‌ مهلتي‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ كفار مي دهد و اولياء خود را هم‌ مأمور  مي كند كه‌ در خط‌ اين‌ مهلت‌ و فرصت‌ كه‌ به‌ ظالم‌ داده‌ است‌ صبور باشند و استقامت‌ كنند و مانع‌ حركت‌ و فعاليت‌ كفار نشوند تا آن ها به‌ دست‌ خود جهنم‌ خود را بسازند. پس‌ استقبال‌ از اين‌ شهادت‌ها مربوط‌ به‌ مأموريت‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام ‌است‌ مانند سربازي‌ كه‌ مي داند در ميدان‌ جنگ‌ كشته‌ مي شود اما حق‌ ندارد فرار كند و يا از شركت‌ در ميدان‌ جنگ‌ انصراف‌ پيدا كند. ائمه‌ وجود خود را و حيات‌ خود را و تمامي‌ سرمايه‌هاي‌ زندگي‌ خود را در راه‌ اطاعت‌ خدا انفاق‌ مي كنند تا اين‌ انفاقات‌ و فداكاري ها بشريت‌ را بيدار كند و آن ها را از حاكميت‌ جهل‌ و سفاهت‌ آزاد نمايد. پس‌ ائمه‌ اطهار خبر دارند كه‌ چگونه ‌و به‌ چه‌ كيفيت‌ در اين‌ مسير كشته‌ مي شوند و به‌ شهادت‌ مي رسند و خبر دارند كه‌ آثار شهادت‌ آن ها چگونه‌ و چطور سازنده‌ زندگي‌ بهشت و نابود كننده‌ زندگي‌ جهنم‌ است. حادثه عاشورا از اين‌ قبيل‌ است‌. براي‌ شناخت‌ آثار وجودي‌ عاشورا، شما، افكار بشريت‌ بعد از عاشورا را با افكار بشريت‌ پيش‌ از عاشورا مقايسه‌ كنيد تا بدانيد چگونه‌ عاشورا بشريت‌ را بيدار كرد و آن‌ همه‌ نهضت‌ها بر عليه‌ عوامل‌ كفر و ستم‌ به وجود آورد و به‌ بشريت‌ آزادي‌ داد تا روزي‌ كه‌ آخرين‌ ثمرة‌ عاشورا كه‌ همان‌ قيام‌ امام‌ زمان‌ و حكومت‌ خدا و اولياء خدا است ظاهر گردد و بشريت‌ از اين‌ عوامل‌ جهل‌ و كفر و ظلم‌ و ستم‌ نجات‌ دهد. تمامي‌ جنگ ها و قتل‌ و كشتارها و مخصوصاً جنگ هاي‌ آتشين‌ آخرالزمان‌ محصول‌ علم‌ و و عمل‌ كفار است‌. صلح‌ و عدالت‌ و ايمان‌ و تقوا و فضيلت‌ و انسانيت‌ كه‌ سرمايه‌ زندگي‌ بهشت‌ است‌ محصول‌ علم‌ و عمل‌ اهل‌ ايمان‌ است‌ و بزرگ ترين‌ سرمايه‌ها كه‌ در اين‌ را مصرف‌ شده‌ مال‌ و جان‌ پيغمبران‌ و مخصوصاً مال‌ و جان‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام‌ است‌. پيغمبر اكرم‌ به‌ امام‌ حسين‌ عليه‌ السلام‌ مي فرمايد: تو يك‌ مقامي‌ در بهشت‌ داري‌ كه‌ حاصل‌ نمي شود مگر با شهادت‌. مقام‌ بهشتي‌ هم‌ مانند مقام‌ دنيايي‌ نتيجه‌ وابستگي‌ كثرت‌ جمعيت‌ به‌ انساني‌ است‌ كه‌ آن ها را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ كشانيده‌ است‌. اگر حوادث‌ تاريخ‌ را بررسي‌ كنيم‌ كه‌ خون‌ هر پيغمبري‌ و هر امامي‌ چقدر انسان ها را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ هدايت‌ نموده،‌ خواهيم‌ دانست‌ كه‌ عاشورا ميليون ها نفر را از اولين‌ و آخرين‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ كشانيده‌‌. لذا حضرت‌ را رحمت‌ واسعه ‌الهي‌ خوانده ‌اند كه‌ در زيارتش‌ مي گوييم‌: يا رحمه ‌الله‌ الواسعه‌ و يا باب‌ نجات ‌الامه‌. (دعای ندبه- جلد دوم)