معرفی مصاديق وسوسه انسان

هرکس هر چيزي را ببيند مخصوصا مناظر زيبا را، به وسوسه مي افتد تا آنچه ديده است تصرف کند و براي تصرف آنچه مي بيند دست از پا نمي شناسد جز آن که آن باغ و جنگل را و يا مظاهر ديگر را به تصرف خود درآورد. اگر انسان در جايي قرار گيرد که برابر خود چيزي را نبيند و نشناسد وسوسه اي هم در او پيدا نمي شود، بلکه يک جا ساکت و صامت مي نشيند. لذا گفته اند مال و املاک و پول و ثروت و جاه و مقام همه اين ها شيطان است که انسان را گول مي زند و ديگر از عواملي که بنام جن شناخته مي شود و از هر چيزي بيشتر و زيادتر آدم ربايي مي کند و انسانها را به خود جلب و جذب مي کند، آن عواملي است که قدرت و رياست بوجود مي آورد. رؤسا و پادشاهان عالم براي کسب قدرت و رياست با يکديگر مسابقه دارند و در طريق مسابقه، مبارزه و منازعه پيدا مي شود. سلطاني با سلطان ديگر مي جنگد تا قدرت و سلطنت را از او بگيرد و همانطور رئيس با رئيس ديگر و مقامي با مقام ديگر مي جنگد تا رياست و مقام را از هم بگيرند. اکثريت جنگ هايي که در عالم پيدا مي شود جنگ هايي است براي کسب قدرت و رياست پيدا مي شود. عامل پيدايش رياست و مقام هم دو چيز است: يکي جلب و جذب انسانهاي محتاج و وابسته به خود و ديگر مال و ثروتي که مورد احتياج انسانها است .هرکس به تمامي از قدرت و ثروت رسيده است همين دو سرمايه را در اختيار دارد، يکي ثروت زيادتر، تا بيشتر مردم را به خود محتاج کند و ديگر جمعيت وابسته بيشتر تا بتواند از قدرت آن جمعيت استفاده کند. سرمايه سلطنت همين دو سرمايه است: يکي ثروت زياد که مال و اموال مملکت را در تصرف خود دارند و يکي هم عامل فرماندهي و فرمانبرداري، يعني جمعيت بسياري را در اطاعت خود قرار مي دهند و بوسيله آنها که سلطنت و پادشاهي مي رسند. در اينجا بايستي توجه کنيم آن جن و شيطاني که يک سلطان را به ميدان جنگ و مبارزه کشيده و او را وادار مي کند تا با سلاطين و پادشاهان ديگرو يا با پيغمبران و اولياء خدا بجنگد چيست؟ چه عاملي معاويه ابن ابي سفيان ويا يزيدبن معاويه را به ميدان جنگ با علي ابن ابطالب مي کشاند؟ معاويه به چه منظوري با علي (ع) مي جنگد؟ يا عاملي که يک چنين وسوسه اي را در او ايجاد کرده است که علي را از کار برکنار کند و خود در مقام و سلطنت بنشيند چيست؟ اين عامل دو چيز است: يکي ثروت مملکت ها، مي گويد کاري کنم که همه زمينها و آبها و درياها و صحراها و هرچه از نوع ثروت به حساب مي آيد و قابل استفاده است مال من و در اختيار من باشد، روزي مردم و زندگي مردم بدست من باشد. عامل دوم، کثرت جمعيت وابسته. مي خواهد کاري کند که علي عليه السلام يک نفر لشکرو سرباز نداشته باشد تنها و تنها باشد تا هر بلايي که بخواهد سر او بياورد. او را به زندان اندازد يا به قتل برساند. تمامي جمعيت در اختيار معاويه باشند و علي (ع) غريب و بي کس باشد. اين دو عامل هم جن و شيطاني هستند که معاويه ها را به ميدان جنگ با خدا و اولياء خدا مي کشاند، پس اين ثروت انبوه مملکت که رمز قدرت است عامل وسوسه است و همچنين جمعيت زياد که لازم است در اطاعت معاويه باشند و از اين راه قدرت زيادي بدست آورند با سلاطين عالم بجنگند اين هم عامل وسوسه است يعني انسانها و ثروت انسانها. ثروت انسانها شيطان جني به حساب مي آيد و خود انسانها هم شيطان انس شناخته مي شوند. اگر اين دو عامل نباشد کوچکترين حرکتي و فعاليتي در انسان پيدا نمي شود که خود را به ثروت و قدرت برساند. لذا از طريق تعريف آيات قرآن و ائمه اطهار عليه السلام انسانهاي ضعيف العقل و بي دانش، خيلي زود گول تبليغات را مي خورند و در استثمار استثمارگران قرار مي گيرند. اين انسانهاي فاقد عقل و شعورکه گول تبليغات را مي خورند شيطان جني شناخته شده اند. من مي بينم اين سلطان يک ميليون نفر در اطاعت خود دارد که اگر من با تبليغ خود آنها را بدبين به سلطان و خوشبين به خود نمايم آن يک ميليون نفرکه در استثمار سلطان هستند در استثمار من قرار مي گيرند، پس انسانهاي فاقد عقل و شعور، بزرگترين عامل وسوسه هستند که انسانهاي داناتر و زرنگتر را به ميدان کسب قدرت و رياست مي کشانند. بطورکلي اين دو عامل ثروت و قدرت يعني انسانهاي فاقد عقل و شعور و ثروت ها دو عامل وسوسه شناخته شده اند که از جنيان بحساب مي آيند. (کتاب غیب و شهود)