چرا کربلا میعاد گاه شد؟

امام ع كه در راه كوفه حركت مي ‏كرد، سپاه حر را در برابر خود مي ‏بيند. ماموريت حر بستن راه بر امام و جلوگيري از ورودش به كوفه بوده است تا امام را تسليم كند و به حضور ابن زياد ببرد. امام تسليم را نمي‏ پذيرد كه با دست بسته به بيعت برود، به حر پيشنهاد مي ‏كند اگر اجازه ورود به كوفه نمي‏ دهيد و كوفيان پشيمان از دعوتشان شده‏ اند مهم نيست، از همان راهي كه آمده‏ ام بر مي ‏گردم. حر مي‏ گويد اجازه ندارم اين پيشنهاد شما را قبول كنم بايد پيكي به كوفه بفرستم و كسب تكليف كنم، امام هم قبول مي ‏كنند، سپس حر پيكي بطرف كوفه روانه مي‏ كند و مي‏ نويسد كه حسين اهل تسليم نيست و اجازه بازگشت مي‏ خواهد، چه كنم؟ پس از آن حر پيشنهاد مي‏ كند براي اينكه مسيري را حركت كنيم كه نه راه كوفه باشد و نه راه برگشت به مدينه (نه حرف شما باشد و نه حرف من)، پس در بيابان حركت كنيم. امام مي‏ پذيرند و به اين صورت از مسير مدينه به كوفه منحرف مي ‏شوند. در مدتي كه پيك به كوفه مي ‏رود و بر مي ‏گردد دو سپاه (حر و امام) به همين كربلاي فعلي مي‏ رسند. حكم صادر شده از كوفه خطاب به حر هم اين بوده است كه حال كه حسين تسليم نمي‏ شود و بيعت را نمي‏ پذيرد، او را در يك بيابان دور از آب زمين‏گير كند و حر نيز همين مكان را بهترين جا براي اجراي حكم ابن‏زياد مي ‏بيند. و اين گونه شد كه كربلا ميعادگاه شد.