چگونه پیغمبران پیشین بر مصیبت های امام حسین ع گریستند؟

خداوند داستان عاشوراي امام حسين (ع)را حدود هزار سال پيش از آن که واقع شود در لباس حروف براي پيغمبران گذشته و مخصوصاً زکرياي پيغمبر يادآوري نموده و حکمت اين حادثۀ بزرگ را به آنها گزارش داده است. لذا گفته اند اين حروف اشاره به عاشوراي امام حسين(ع) است . کاف اشاره به کربلاي آن حضرت ، ها اشاره به هلاکت آن حضرت و ياران او است ، يا، اشاره به دشمن او يزيدبن معاويه است، عين اشاره به عطش و تشنگي آن بزرگوار است ، ص اشاره به صبر آن حضرت در برابر حادثه عاشورا است. خداوند مي فرمايد: اين حادثه مبدأ پيدايش رحمت خدا و برکات او براي بندگان خدا است. بعد از آن که حروف را يادآوري مي کند مي فرمايد: اين حروف که نشانگر داستان کربلاست، يادآوري رحمت نامتناهي خداوند متعال است. حوادث آينده در حروف قرآن است و حوادث گذشته در کلمات قرآن. نظر به اين که در زمان زکرياي پيغمبر که داستان کربلا از حوادث آينده بوده و هنوز ظاهر نشده است خداوند در لباس حروف آن را يادآوري نموده و زکرياي پيغمبر با تمامي پيغمبران به اين حادثه آشنايي داشته اند زيرا پيغمبران ، امام هاي معصوم را بجاي پدر شناخته اند و خود را بجاي فرزندان آنها دانسته اند، رابطۀ پيغمبران با امام هاي معصوم خيلي شديد تر از رابطۀ فرزندان با پدران خود است. پدر روحاني براي فرزندان روحاني از نظر شدت رابطه و محبت خيلي بيشتر و زيادتر از فرزندان غير روحاني با پدران معمولي خود است. هر چه ايمان محکم تر و زيادتر است و معرفت ها بيشتر و بالاتر رابطۀ دوستي و محبت بين انسانها بيشتر است. شايد اين رابطه از صفر شروع مي شود و به بي نهايت خاتمه پيدا مي کند. رابطه اي که در حد صفر است رابطه حيوانات با يکديگر است. رابطه بهتر و و بيشتر از رابطۀ بين حيوانات، رابطۀ کفار با فرزندان خود است، باز رابطۀ شديدتر و بهتر بين پدر و فرزندان رابطۀ مؤمنين و مؤمنات است. پيغمبران پيش از واقعه عاشورا رابطۀ روحاني با امام و امامت دارند آنچنان که براي امام ها فداکاري مي کنند و متأثرند، براي فرزندان خود فداکاري نمي کنند. پس زکرياي پيغمبر که حدود 700 سال جلوتر از رسول خدا بوده است براي رسول خدا و امام حسين متأثر بوده و بر مصيبت عاشورا گريه مي کرده است. خداوند ضمن حروف اول اين سوره، داستان کربلا را براي زکريا گفته و زکريا از خدا خواهش کرده است پسري داشته باشد اهل ايمان و تقوي، براي او هم مصيبتي مانند مصيبت امام حسين مقدر شود، در راه خدا فداکاري کند و به جرم فداکاري و حمايت از دين خدا کشته شود. خداوند هم دعايش را مستجاب کرد و به او فرزندي به نام يحيي داد که دورۀ حمل او مانند دورۀ حمل امام حسين شش ماه بوده است، و در راه حفظ و حمايت دين با سلطان جابر و ظالم زمان خود مبارزه داشته و او را از گناه و معصيت نهي مي کرده است. يحياي پيغمبر در راه حفظ دين و امر به معروف کشته مي شود. او در فداکاري و شهادت شباهت به امام حسين ع دارد. پس کسي تعجب نکند که چگونه پيغمبران پيش از عاشورا بر مصيبت امام حسين گريسته اند زيرا پيغمبران و ائمه پدر و فرزند روحاني يکديگرند. رابطۀ روحي و مهر و محبت آنها به يکديگر از رابطۀ پدران و فرزندان معمولي خيلي شديدتر و زيادتر است لذا در آيه هاي اول سوره مریم خدا مي فرمايد کهيعص(مريم/1)» ذکر رحمت خدا براي ذکريا بود. رحمت خدا در اين جا امام حسين (ع) است که مي گوئيم « يا رحمه الله الواسعه» اي رحمت واسعۀ خدا و زکريا مصائب او را يادآوري کرده و برآن حضرت گريسته است. خداوند دعايش را مستجاب کرده و به او فرزندي به نام يحيي داده است و در اين جا مي گويد اين حروف که يادآور داستان کربلاست . (تفسیر سوره مریم)