با اشک بر حسین اهل نجات می شویم.

براستي بدون عاشورا هدف خلقت محقق مي‏ شد؟ آيا خداوند متعال بدون عاشورا و حسين به هدفش از اين همه سرو صدا مي ‏رسيد؟ براستي كه حسين ثارالله است به همين دليل.

«شب عاشورا حسين ع دوباره يارانش را به خيمه فرا مي ‏خواند، ياران من، اي بهترين‏ هاي روزگار: اين قوم با من كار دارند، از تاريكي شب استفاده كنيد و بسوي خانواده خود حركت كنيد، الله الله، زهير برخاست، قرير برخاست، حبيب برخاست. چگونه يا بن رسول الله؟ همه چيز من به فداي تو باد، چگونه بهترين انسان خدا را، فرزند رسول خدا را تنها بگذاريم؟ هيهات، قاسم بن حسن، سيزده ساله: عمو جان مگر ما بر حق نيستيم؟ چرا عزيزم هستيم، چطور؟ پس اگر برحقيم چرا از مرگ بترسيم؟ عزيز دلم: مرگ در نزد تو چگونه است؟ شيرين تر از عسل، و حسين او را در آغوش مي‏ گيرد.

فردا ظهر است، بيش از نيمي از ياران امام به شهادت رسيده ‏اند، اندكي كه مانده ‏اند گرد ترس بر چهره ‏شان نشسته است، نگرانند، چه خواهد شد؟ حسين آنها را فرا مي‏ خواند، ياران عزيز من: فرجام ما شهادت است، ترس و اندوهي نداشته باشيد، سپس پرده‏ ها كنار مي ‏رود، ببينيد، هذا جدي رسول‏الله ... ينتظرون قدومكم، يارانتان را ببينيد، چگونه رسول خدا از آنها پذيرايي مي‏ كند، و منتظر قدوم مبارك شماست، مگر مرگ چيست؟ فما الموت الا قنطره، مرگ، جز پلي نيست كه شما را از اين زندان دنيا به آن زندگي مي‏ رساند كه استحقاقش را داريد، ياران نيرو مي‏ گيرند، حسين به نماز مي ‏ايستد، زهير جلوي تيرها را مي‏ گيرد كه به امام برخورد نكند، تيري بر او مي ‏نشيند، حسين در آغوشش مي ‏كشد، زهير، پيش ‏مرگ من شدي؟ پيش‏ مرگ من شدي؟ اميدوارم هر جاي بهشت كه قدم مي‏ گذارم جلوي من حركت كني.»

و اين گونه است كه تو با اشك بر حسين اهل نجات مي‏شوي، السلام عليك يا رحمت الله الواسعه و يا باب نجات الامه. (چکیده سخنرانی استاد غفاری)