آیا خداوند نوابغ روزگار را از همان ابتداء در رحم مادر به کيفيتي مي ‌سازد که در آينده نابغه هستند یا اين که جامعه ‌ها و زمان ‌ها و مکتب‌ ها نابغه ‌ها را مي ‌سازند و مي ‌پرورانند؟

اگر بگوييم نابغه ‌ها و شخصيت‌ هاي بزرگ عالم به اراده خدا ساخته مي‌ شوند و اين خدا است که کافر يا مؤمن مي‌ سازد، يکي را نابغه مي ‌سازد و ديگري را کودن و ضعيف، مساله جبر است که در قانون خدا جايز نيست و بزرگ ترين ظلم از همين مسأله جبر پيدا مي‌ شود. جبر به معناي اين است که هر انساني مطابق خلقت و فطرت خود، کار مي‌ کند. از خلقت نيک، عمل بد ساخته نيست و از خلقت بد، عمل نيک ساخته نمي‌ شود. همان طورکه حيوانات بر مدار خلقت خود فعاليت مي ‌کنند و مسئوليت و محکوميت ندارند، انسان‌هاي بد و خوب هم بر مدار خلقتشان که نيک است يا بد، فعاليت مي ‌کنند و مسئوليت ندارند. پس چه ظلمي‌ از اين بالاتر که خدا انساني را آنچنان بسازد که جز ظلم و جنايت کاري از او ساخته نشود و او را به سبب کفر و گناهي که بر مدار خلقت او بوده است مجازات کند. پس بنا به نظريه جبريون عالم که مي‌ گويند شقي‌ ها در رحم مادر شقي ساخته مي‌ شوند و سعيدها همچنين در رحم مادر سعيدند، اين بزرگ ترين ظلم از خداي عادل به حساب مي آيد که انساني را در خلقت شقي بسازد و او را مکلف به عمل صالح کند و يا انسان ديگر را سعيد خلق کند و او را از گناه و معصيت نهي نمايد. با این که انسان‌ها در ساخت ابتدايي خود يکسان و يکنواخت هستند. در رحم مادر با يکديگر تفاوت ندارند وليکن درآينده محيط زندگي و مکتب‌ها و تعليمات و اجتماعات آنها را به طرف خير يا شرّ مي ‌برد و زمينه خير و شرّ را براي آنها فراهم مي‌کند. پس مي ‌گوييم ساخت انسان‌ ها در رحم مادر بي عيب و نقص است. تمامي ‌انسان‌ ها در اين ساخت، کامل و مجهز خلق مي ‌شوند وليکن در مسير عمل، به اختلاف جلوه مي ‌کنند. يکي از آنها راه حق را انتخاب مي‌ کند مؤمن و صالح جلوه مي‌ کند و آن ديگري در راه باطل، کافر و فاجر از آن در مي ‌آيد. (نهج البلاغه)