پیدایش عزت و آبرو در دو دنیا از چه طریق حاصل می‏شود؟

روسفيدي‌ در جامعه‌ يا در محشر مربوط‌ به‌ پيدايش‌ عزت‌ و آبرو و محبوبيت‌ در ميان‌ مردم‌ است‌ و عامل‌ اين‌ محبوبيت‌ حسن‌ رابطه‌ با خداوند متعال‌ به‌ كيفيت‌ اطاعت‌ و عبادت‌ و خواهش‌ و تقاضا و بالا رفتن‌ درجات‌ علم‌ و معرفت‌ ميباشد و باز حسن‌ رابطه‌ با بندگان‌ خدا از مسير خدمت‌ به‌ آنها كه‌ انسان‌ خالصانه‌ و عارفانه‌ به‌ بندگان‌ خدا خدمت‌ كند و در مقابل‌ خدمات‌ اجر و مزدي‌ از آنها نطلبد ومنتي‌ سر آنها نگذارد.  خداوند در قرآن‌ مي‌فرمايد: لاتبطلو صدقاتكم‌ بالمن‌ و الاذي‌ يعني‌ صدقات‌ خود را بامنت‌ و اذيت‌ باطل‌ نكنيد منت‌ و اذيت‌ از اين‌ راه‌ پيدا مي‌شود كه‌ انسان‌ اجر و مزد خدمات‌ خود را از مردم‌ مي‌طلبد و در برابر انتظاري‌ كه‌ از مردم‌  دارد به‌ انها خدمت‌ مي‌كند خدمات‌ انسان‌ها به‌ يكديگر بر دو قسم‌ است‌ يكي‌ خدمات‌ نوعي‌ و انساني‌ و ديگر خدمات‌ پيماني‌ و قراردادي.‌ حق‌ خدمات‌ پيماني‌ و قراردادي‌ همان‌ است‌ كه‌ با يكديگر معاهده‌ مي‌بندند كه‌ در برابر كاري‌ كه‌ خادم‌ انجام‌ مي‌دهد چه‌ حقي‌ براي‌ خود معين‌ ميكند به‌ محض‌ انجام‌ خدمت‌ حقي‌ كه‌ با يكديگر قرار گذاشته‌اند به‌ خادم‌ پرداخت‌ مي‌شود گرچه‌ خدمت‌ بسيار مفيد و حيات‌ بخش‌ باشد زيرا در خدمات‌ قراردادي‌ كميت‌ خدمت‌ مطرح‌ مي‌شود نه‌ كيفيت‌ خدمات‌ و يا نتايجي‌ كه‌ از خدمات‌ حاصل‌ مي‌گردد مثلا" يك‌ نفر براي‌ درختكاري‌ يا براي‌ نوشتن‌ كتابي‌ يا خطي‌ و امثال‌ آن‌ استخدام‌ ميشود. وظيفه‌ خادم‌ كاشتن‌ درخت‌هايي‌ است‌ كه‌ در اختيار او مي‌گذارند خواه‌ در آينده‌ سبز شود به‌ ثمر برسد يا نرسد. خادم‌ به‌ كميت‌ كاري‌ كه‌ قرار گذاشته‌ است‌ بر خود حق‌ معين‌ مي‌كند چند روز يا چند ساعت‌ كار كند و كارهاي‌ او چه‌ نوعي‌ از خدمات‌ باشد حق‌ بين‌ خادم‌ ومخدوم‌  در همان‌ مبلغي‌ كه‌ قرار گذاشته ‌اند خلاصه‌ مي‌شود و نوع‌ ديگر خدمات‌ احسان‌ است.‌ احسان‌ خدماتي‌ است‌ كه‌ خادم‌ به‌ منظور جلب‌ رضاي‌ خدا و خدمت‌ به‌ انسانيت‌ خدمت‌ مي‌كند بامخدوم‌ خود قراري‌  نگذاشته‌ و از او انتظاري‌ ندارد مخدوم‌ خود را مبتلا و محتاج‌ مي‌بيند به‌ او خدمت‌ مي‌كند حاجتش‌ را برمي‌آورد و كوچكترين‌ انتظاري‌ از مخدوم‌ ندارد يك‌ چنين‌ خدمات‌ بدون‌ انتظار را كه‌ به‌ منظور جلب‌ رضاي‌ خدا و قضاوت‌ وجدان‌ انجام‌ مي‌گيرد و از مخدوم‌ خود كوچكترين‌ انتظاري‌ ندارد احسان‌ مي‌نامند حق‌ احسان‌ كننده‌ فقط‌ با خداوند متعال‌ است.‌ لذا كسي‌ كه‌ رضايت‌ خدا را در نظر ندارد و به‌ انتظار بهره ‌اي‌ و استفاده ‌اي‌ به‌ مخدوم‌ خدمت‌ مي‌كند. يك‌ چنين‌ خدماتي‌ از نوع‌ احسان‌ نيست‌ چنين‌ خادمي‌ حق‌ بر خدا و يا انسان‌ پيدا نمي‌كند به‌ اين‌ دليل‌ بر مخدوم‌ خود حقي‌ پيدا نمي‌ كند كه‌ با او قراري‌ نگذاشته‌ بلكه‌ او را محتاج‌ ديده‌ و حاجتش‌ را برآورده‌ و به‌ اين‌ دليل‌ بر خدا حقي‌ پيدا نمي‌كند كه‌ طالب‌ رضاي‌ خدا نبوده‌ و به‌ عنوان‌ اجر و ثواب‌ الهي‌ به‌ مخدوم‌ خود خدمت‌ نكرده‌ است‌ و اين‌ مسئله‌ كه‌ مي‌گوئيم‌ بر مخدوم‌ خود حقي‌ پيدا نمي‌كند به‌ معناي‌ حق‌ قابل‌ مطالبه‌ و اجرا مي ‌باشد بعد از خدمت‌ نمي ‌تواند حقي‌ مطالبه‌ مي‌كند و اگر مخدوم‌ از اداي‌ حق‌ يا مقابله‌ به‌ مثل‌ امتناع‌ كرد محاكم‌ قضايي‌ حق‌ ندارند مخدوم‌ را محكوم‌ كنند كه‌ چرا در مقابل‌ خدمت‌ اجري‌ نداده‌ است‌ زيرا خادم‌ بدون‌ آن كه‌ معاهده ‌اي‌ بامخدوم‌ داشته‌ باشد به‌ او خدمت‌ نموده‌  نمي‌ تواند اورا محكوم‌ كند كه‌ چرا در مقابل‌ خدمت‌ اجري‌ نداده‌ است‌ زيرا بدون‌ معاهده‌  خدمت‌ كرده‌ ولي‌ مخدوم‌ در وجدان‌ خود مأموريت‌ دارد كه‌ در صورت‌ امكان‌ خدمات‌ خادم‌ را جبران‌ كند پس‌ خدماتي‌ كه‌ از نوع‌ احسان‌ است‌ به‌ معناي‌ رفع‌ حاجت‌ حاجتمندان‌ به‌ منظور جلب‌ رضاي‌ خداوند متعال‌ است‌ خاصيت‌ يك‌ چنين‌ خدماتي‌ پيدايش‌ محبوبيت‌ در دل‌ بندگان‌ خدا و محبوبيت‌ در نزد خداوند متعال‌ است‌ خدماتي‌ كه‌ از نوع‌ مزد و مزدوري‌ است‌ فقط‌ با مقابله‌ به‌ مثل‌ خاتمه‌ پيدا مي‌كند يعني‌ مقابله‌ كميت‌ به‌ كميت‌ است‌. خادم‌ يك‌ روز به‌ مخدوم‌ خدمت‌ كرده‌ مخدوم‌ هم‌ ماموريت‌ پيدا مي‌كند يك‌ روز به‌ خادم‌ خدمت‌ كند ولي‌ خدماتي‌ كه‌ از نوع‌ احسان‌ است‌ مقابله‌ كيفيت‌ به‌ كيفيت‌ است‌ يعني‌ مخدوم‌ اگر بخواهد حق‌ خادم‌ را رعايت‌ كند بايستي‌ خدماتش‌ به‌ همان‌ كيفيتي‌ مفيد و منتج‌ باشد كه‌ خدمات‌ خادم‌ به‌ حال‌ او مفيد و منتج‌ بوده‌ است‌ گاهي‌ احسان‌ كننده‌ با شربت‌ آبي‌ مخدوم‌ را از مرگ‌ نجات‌ داده‌ و هدفش‌ رضاي‌ خدا بوده‌ حقي‌ از مخدوم‌ مطالبه‌ نمي‌كند مخدوم‌ در مقابله‌ به‌ مثل‌ بايستي‌ خدمتي‌ كند كه‌ او را از مرگ‌ نجات‌ دهد ممكن‌ است‌ خدمات‌ مخدوم‌ در مقابله‌ كيفيت‌ به‌ كيفيت‌ چندين‌ ميليون‌ تومان‌ قيمت‌  داشته‌ باشد وظيفه‌ دارد به‌ ميزاني‌ خدمت‌ كند كه‌ مانند خدمات‌ خادم‌ حيات ‌بخش‌ باشد خادم‌ با شربت‌ آبي‌ او را از مرگ‌ نجات‌ داده‌ و مخدوم‌ با ميليون‌ها تومان‌ ثروت‌. پس‌ آبروي‌ كامل‌ از طريق‌ كسب‌ در رابطه‌ با خدا پيدا مي‌شود كه‌ هر دو براي‌ رضاي‌ خدا و به‌ معناي‌ احسان‌ باشد. اول‌ اطاعت‌ و بندگي‌ خدا به‌ دليل‌ اهليت‌ خدا براي‌ اطاعت‌ و عبادت‌ نه‌ به‌ دليل‌ ترس‌ و طمع‌ دوم‌ خدمت‌ انسان‌ها آن هم‌ به‌ منظور اهليت‌ و احتياج‌ انسان‌ها به‌ خدمت‌ نه‌ به‌ دليل‌ ترس‌ و طمع‌. كسي‌ كه‌ به‌ دليل‌ ترس‌ و طمع‌ به‌ انسان‌ها خدمت‌ مي‌كند كسب‌ محبوبيت‌ در نظر خدا و خلق‌ خدا ندارد شما اگر به‌ كسي‌ خدمت‌ كرديد كه‌ از او ترسيده ‌ايد و يا طمع‌ داريد كه‌ در برابر خدمت‌ بهره ‌اي‌ به‌ شما برساند با اين‌ خدمت‌ در نظر خدا و در نظر مخدوم‌ خود جلب‌ محبت‌ نمي‌كنيد زيرا هدف‌ شما جلب‌ محبت‌ نبوده‌ بلكه‌ ترس‌ و طمع‌ بوده‌ است.‌ پس‌ خدمت‌ به‌ خداوند خدمت‌ به‌ خلق‌ خدا براي‌ جلب‌ رضاي‌ خدا بهترين‌ عاملي‌ است‌ كه‌ در دنيا و آخرت‌ انسان‌ را آبرومند مي‌كند در اين‌ رابطه‌ خدمت‌ به‌ اولياء خدا هم‌ مانند خدمت‌ به‌ خدا جلب‌ آبرو و عزت‌ مي‌كند زيرا تقرب‌ به‌ هر كسي‌ برابر شخصيت‌ و مقام‌ او ارزش‌ دارد و نظر به‌ اينكه‌ 14 معصوم‌ مقربان‌ درجه‌ يك‌ پروردگار عالم‌ هستند و خداوند بهتر و بالاتر از آنها بنده‌اي‌ ندارد خدمت‌ به‌ آنها و دين‌ آنها يگانه‌ عاملي‌ است‌ كه‌ مايه‌ سفيدرويي‌ و آبرومندي‌ مي‌شود لذا آن‌ آبرومندي‌ كه‌ صدردصد مطلوب‌ خدا و انسان‌ است‌ از مسير اطاعت‌ و خدمت‌ به‌ ائمه‌ اطهار حاصل‌ مي‌شود خدمت‌ به‌ دين‌ آنها و يا خدمت‌ به‌ دوستان‌ آنها براي‌ جلب‌ رضايت‌ آنها خدمت‌ به‌ خدا و اولياء خدا محسوب‌ مي‌شود كه‌ مايه‌ عزت‌ و عظمت‌ انسان‌ در دنيا و آخرت‌ است.‌ پس‌ در اين‌ جمله‌ (بيض‌ به‌ وجوهنا) ائمه‌ اطهار (ع‌) بزرگترين‌ رقم‌ عزت‌ و آبرومندي‌ را در اختيار انسان‌ مي‌گذارند انسان‌ ضمن‌ اين‌ جمله‌ دعايي‌ از خدا خواهش‌ مي‌كند كه‌ او را در اطاعت‌ و خدمت‌ به‌ امام‌ زمان‌ و در دايره‌ ولايت‌ او قرار دهد تا در دنيا و آخرت‌ بزرگترين‌ رقم‌ آبرومندي‌ و سفيدرويي‌ را كسب‌ كند. (تفسیر سوره واقعه)