وضعيت مردم در قيامت چگونه است؟

درآيه ششم داستان قيامت را تعريف مي‏کند مي‏فرمايد: عذاب خوار کننده آنها در آخرت قابل ظهور است, روزي که خداوند انسان‏هايي را که از دنيا رفته ‏اند به زندگي برمي گرداند و همه آنها را در سطح کره زمين جمع مي‏کند. در آن زمان که هرکس، همه کس را ميبيند و مي ‏شناسد و هيچ کس در نظر ديگران ناشناخته نيست. انسان‏هاي کافر و ظالم در نظر ميليونها نفر از اولين و آخرين به کفر و نفاق شناخته مي‏شوند، درمعرض بي اعتنايي و بي مهري همه کس قرار مي‏گيرند. هر کسي آنها را ببيند به بي اعتنايي نگاه مي‏کند، آنها را مسخره مينمايد. در يک چنين روزي گرفتار عذاب خوار کننده مي‏ شوند. وضعيت مردم در قيامت با وضعيت آنها در دنيا فرق دارد. انسان‏ها در قيامت همه يکديگررا درهر جا باشند ميبينند و مي‏ شناسند. پيغمبران را هرجا باشند ميبينند و مي ‏شناسند، ستمکاران را هم هر جا باشند ميبينند و مي ‏شناسند. خداوند پيغمبران و انسان‏هاي مؤمن و نجيب را مصدر خيرات و برکات براي مردم قرار مي‏دهد. مثلا حضرت عيسي (ع) و حضرت موسي (ع) که ميليون‏ها نفر امت وابسته به خود دارند مبدأ تمامي خيرات و برکات و رزق و روزي آنها و زندگي بهشتي آنها مي‏شوند. دردنيا هرکس رزق و روزي خود را از آب و زمين و باغ و زراعت مي‏گيرد. کساني که مال و ثروت دارند خيالشان راحت است که به کسي احتياج ندارند و مي‏توانند از ثروت خود استفاده کنند. مي‏گويند چه لزومي دارد از خدا و پيغمبر اطاعت کنيم به آنها احتياج نداريم وليکن درزندگي آخرت مقررات زندگي انسان‏ها در اختيار پيشوايان آنها قرارمي گيرد. پسري که به شفاعت پدر يا تربيت او بهشتي مي‏شود تمام زندگي اش در اختيار پدر است. پدر بايستي برايش دعا کند تا درخت و باغش براي او ثمراتي ببار آورد و دعايش مستجاب شود. امت‏ها به پيغمبران خود مراجعه مي‏کنند، پيغمبران براي آنها دعا مي‏کنند. تأثير دعاي آنها‏ اين است که هرجا بروند هرچه بخواهند بدون زحمت برايشان آماده مي‏شود، ثروتي که پيشوايان دين در عالم آخرت به پيروان خود مي‏دهند دعاي مستجاب است. به او مي‏گويند از خدا خواستيم که هرچه بخواهي فوري به تو برساند,‏اين طور نيست که هرکدام باغي و ثروت نقدي دراختيارشان باشد مانند دنيا، بلکه ثروت انسان بهشتي, دعاي مستجاب است و اين ثروت بهشتي به اجازه خدا و پيشوايان اصيل دين به انسان مي‏رسد. در آخرت کار و کاسبي، کشاورزي و دامداري و درختکاري وجود ندارد که هرکسي سرو کارش با کارو کسبش و يا زراعتش باشد بلکه هرکسي سرو کارش با پيغمبر و امامي است که از اخلاق و دين او استفاده کرده، آن پيغمبر و امام به پيروان خود اجازه مي‏دهند که هرجا برود و هرچه بخواهد دعايش مستجاب شود. اگر يک چنين رابطه ‏اي بين انسان و خداوند متعال يا پيشوايان اصيل ديني نداشته باشد که او را مجهز به دعاي مستجاب کنند زندگي او در حدّ صفر قرار مي‏گيرد، نمي‏‏تواند از آب و هواي طبيعت استفاده کند. پس کساني که يک چنين رابطه ‏اي با خدا يا پيشوايان برحق عالم آخرت ندارند در محروميت مطلق قرار مي‏گيرند. وضعيت ذلت باري پيدا مي‏کنند که خداوند مي‏فرمايد: عذاب مهين, عذاب خوار کننده است. پس انسان بايستي مواظب اعمال و اخلاق خود باشد که مضرّ به بندگان خدا نباشد. اگر بتواند به بندگان خدا خدمت کند يا لااقل خيانت ننمايد. رابطه خود را با خدا و اولياء خدا حفظ کند زيرا ثروت انسان درعالم آخرت همين رابطه با خدا و دوستان خدا مي‏باشد. اگر با خدا و دوستان خدا رابطه نداشته باشد که در دنيا از آنها اطاعت نکرده و به آنها اعتنا ننموده زندگي او درعالم آخرت در حدّ صفر قرار مي‏گيرد بعلاوه عذاب ‏هايي که از او به مردم رسيده از مردم به او بر‏مي گردد همان جهنمي مي ‏شود که خدا به او خبر داده است. (تفسیر سوره مجادله)