آنچه در دنيا داريم خرج سفري است که خدا به ما داده است.

خداوند به هر انساني در ابتداي خلقت، آنچه براي زندگي خود لازم دارد مفت و مجاني مي دهد. تن سالم مي دهد، مغز سالم و فکرسالم و عقل و شعور سالم. بطوري انسان را مجهز مي کند که مي تواند حق و باطل را بفهمد و تصميم بگيرد که به راه حق برود يا راه باطل. مقدار بخشش الهي که مربوط به زندگي دنيا مي شود مفت و مجاني در اختيار مؤمن و کافرقرار مي گيرد. طبيعت سفره گسترده اي است که خداوند جلوي چشم تمامي انسانها گسترانيده است و همه را در استفاده از اين سفره گسترده آزاد گذاشته است. مي خورند و مي آشامند و هيچ قيد و قانوني و شرط و شروطي معين نکرده است که اگر مؤمن باشد آب و غذا بخورد وگرنه، نه. آنچه از زندگي دنيا لازم است از بودجه رحمانيت خداوندمتعال است، ناخوداگاه به تمامي مردم مي رسد و شرط و شروطي در کار نيست وليکن اين ارقامي که خداوند در زندگي دنيا به انسانهاي مؤمن و کافر مي دهد در برابر ارقامي که براي آنها ذخيره کرده است و در آينده ها به آن ارقام مي رسند ابتدايي است. اين ارقام ابتدايي در برابر آنچه مقدر است مانند رقم کوچک در برابر بينهايت است. روح حيات ما شعاعي يا شمعي از روح کلي عالم است. قوت ما و نيروي ما يکي دو واحد نسبت به نيروهاي کلي عالم است. علم و دانش ما در مقابل علم و دانشي که ذخيره شده است يک واحد در برابر بينهايت است. آنچه از سرمايه ها در اختيار ما قرار گرفته مانند شمعي است در برابر خورشيد.آنچه براي ما ذخيره شده بودجه رحيميت خداست يعني ثروتهايي است که در برابر خواهش و تقاضا به ما مي رسد. بدون خواهش و تقاضا رقمي از آن ثروتهاي نامتناهي در اختيار ما قرار نمي گيرد. پس آنچه در دنيا داريم خرج سفري است که خدا به ما داده است ولي آنچه از آخرت لازم داريم از طريق خواهش و نيايش است. ثروت ما در آخرت به ميزاني است که از خدا خواسته ايم. اگر خواهش و تقاضاي ما صفر بوده، ثروتمان در حد صفر است و اگر يکي دو رقم يا ده رقم بوده ثروت ما همان است که خواسته ايم. پس دعا، کليد تمامي ثروتهايي است که در آينده ها براي ما ذخيره شده است. اگر اين کليد نباشد درهاي غيب به روي ما باز نمي شود لذا عاقل با خدا رابطه دارد. (کتاب غیب و شهود)