شرح داستان مباهله

كلمات مباهله و ابتهال به معناي پناهندگي به خدا و كمك خواستن از خداوند متعال براي رفع حادثه اي است كه بوجود آمده. درآنجا كه انسان برابر حادثه اي قرار مي گيرد و به تنهائي از دفع آن حادثه عاجز مي شود و براي رهائي از آن حادثه به خدا پناه مي برد يك چنين پناهندگي و تضرع به پيشگاه مقدس الهي را مباهله و ابتهال مي نامند. در اين جا دو قدرت برابر يكديگر ايستاده اند كه هدف هر يكي ازآن دو قدرت نابودي قدرت ديگر است، خواه اين نابودي از طريق جنگ و مبارزه باشد يا بوسيله ديگر. در ميدان مبارزه اولين سلاح انسان حاكميت براساس حجت و دليل است. به محض اين كه بين دو نفر يا دو طايفه اختلافي بوجود آيد كه ممكن است آن اختلاف به جنگ و نزاع بكشد، اولين حربه اين دو طايفه اقامه دليل حاميت و يا محكوميت است. هركدام از آنها دلائلي مي آورند تا با دليل و برهان خود طرف مقابل را مجاب و محكوم كنند. اگر طرفين به محكوميت و حاكميت از طريق اقامه دليل و برهان قانع شدند و تسليم دلائل حاكميت گرديدند، صلح بوجود مي آيد و توافق بين آنها حاصل مي شود و جنگ و نزاع خاتمه پيدا مي كند. در اين مبارزه ابتدا بين پيغمبر اسلام و نصاراي نجران مباحثه و محاكمه بوجود آمد و هركدام از آنها دلائل حقانيت خود را اقامه كردند. در اقامه دلائل، پيغمبراسلام (ص)آنها را عاجز كرد و ديدند در برابر برهان نبوت پيغمبر اسلام (ص) دليلي ندارند و راه نجاتي براي آنها پيدا نيست. در آخرين مرتبه كه آنها از اقامه دليل عليه پيغمبر اسلام (ص) عاجز ماندند و نتوانستند نبوت او را انكار نمايند رسول خدا براساس همين آيه مباهله به آنها پيشنهاد كرد كه طرفين دست به سوي خدا بلند كنند و از خدا بخواهند كه آن كسی را كه برحق است باقي بگذارد و آن كه را بر باطل است از بين ببرد .آنها دعوت رسول خدا (ص) را براي مباهله پذيرفتند. در اين مباهله، علامت ها و نشانه هائي از روش پيغمبران گذشته و كتاب هاي آسماني در دست داشتند كه با مشاهده همان علامت ها مي توانستند تشخيص دهند كه آيا آن پيغمبرآن چه مي گويد به حق مي گويد و يا در ادعاي خود كاذب است. نگران بودند تا ببينند پيغمبر اسلام (ص) با چه كساني براي دعا و مباهله  آماده مي شود. در قانون دعا و مباهله اين حقيقت كاملا روشن است كه شخصيت هاي پاك و آبرومندي كه از گناه و معصيت و جهل و سفاهت كاملا پاك و منزه هستند مي توانند از خداي خود چيزي بخواهند و از قدرت او عليه دشمن استفاده كنند و خداوند دعاي چنين افرادي را حتما مستجاب مي كند وليكن دعاي كساني كه از گناه و معصيت پاك و پاكيزه نيستند و يا از جهل و سفاهت مبرا و منزه نیستند مستجاب نيست. از اين جهت پيشوايان مسيح براي مباهله حاضرشدند و مواظب بودند تا ببينند پيغمبر اسلام(ص) با چه وضع و حالتي و يا با چه كساني براي مباهله آماده مي شود. در آيه مباهله خداوند به پيغمبر اسلام (ص) دستور دادند كه تو بايد كساني را به ميدان مباهله بياوري كه مانند خود تو باشند. زناني كه مانند تو در مقام عصمت باشند، همچنين كساني كه از نظر ايمان و عصمت مانند خودت باشند. همچنين فرزنداني كه مانند تو معصوم باشند و لياقت جانشيني تو را داشته باشند. خداوند اجازه داد به پيغمبراكرم (ص) كه با يكچنين كساني در ميدان مباهله حاضر شود و برعليه دشمن خود نفرين كند تا خداوند در اثر آن دعا و نفرين دشمنان مزاحم پيغمبر را از ميان بردارد. به همين مناسبت اولياء خدا و انسانهاي كامل كسي را لعنت نمي كنند مگر اين كه براي آن لعنت اجازه رسمي از خداوند متعال داشته باشند و يقين بدانند كه در علم خدا انسان نفرين شده مستحق عذابي است كه براي او تقاضا شده است. براساس همين شرايط عصمت و پاكي ، پيغمبر اكرم (ص) به دستور خداوند متعال از ميان مردان و دوستان خود علي (ع) را انتخاب فرمودند و از ميان زنان خانواده، حضرت زهرا (س) و از ميان فرزندان دودمان خود، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را انتخاب فرمودند. فرداي آن روز همراه علي و فاطمه (ع) و حسنين (ع) براي مباهله و نفرين كردن به ملت مسيح آماده شدند. علماي نجران فرداي آن روز مشاهده كردند كه رسول خدا (ص) با چهار نفر ديگر براي مباهله حاضر شدند از آن نفرات پرسيدند مسلمانان معرفي كردند كه يكي از آنها پسرعمّش علي بن ابيطالب (ع) و ديگري دخترش فاطمه الزهرا (س) وآن دو فرزندانش امام حسن و امام حسين (ع) مي باشند .پيغمبر اكرم (ص) با آن چهار نفر با متانت و اطمينان كامل به اجابت دعاي خود به ميدان مباهله مي روند. اما آنها از آن قيافه هاي پاك و نوراني ترسيدند و گفتند كه اين ها انسان هائي هستند كه اگر دست به دعا بردارند هرگز دعاي آنها ردّ نمي شود. در اين صورت ملت مسيح به سرنوشت بدي مبتلا مي شوند. بهتر اين است كه از رسول خدا (ص) خواهش كنيم از مباهله صرف نظر كنند جزيه ما را قبول كند و ما را در پناه خود و در پناه اسلام حمايت نمايد. (کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س)