انسان ها نمي توانند مانند حيوانات زندگي فردي و تنهائي داشته باشند.

 وقتي خدا انسان را به مال و ثروت مبتلا مي كـند، در این حال انسان میگوید پروردگار به من احترام گذاشته و اگر خداوند او را  به فقر و ناداري آزمايش كند و روزي را بر او تنگ بگيرد، مي گويد خدا به من توهين كرده است، اين طور نيست، بلكه آن ثروتمند، به يتيمان احترام نمي گذارد و به بيچارگان و مسكينان كمك نمي كند، ثروت عمومي مردم را فراوان مي خورد و مال دنيا را بيرون از اندازه دوست دارد، نمي داند كه عاقبت خود آن ها و ثروتشان همراه زندگي دنيا نابود مي شوند. اين را مي دانيم كه انسان ها طبعا براساس فطرت و خلقت خود متمدن و اجتماعي هستند. انسان ها نمي توانند مانند حيوانات زندگي فردي و تنهائي داشته باشند. خداوند حيوانات را فقط به طبيعت محتاج كرده و هر كدام از آنها روزي خود را بدون واسطه و بدون احتياج به همكاري از طبيعت مي گيرند. ولي خداوند انسان ها را به يكديگر محتاج نموده، روزي آنها را به دست يكديگر و به كمك يكديگر قرار داده به طوري كه بدون تعاون و همكاري نمي توانند روزي خود را بدست آورده و از نعمت هاي خدا استفاده كنند. به علاوه انس و آشنائي انسان ها به يكديگر از نعمت هاي بزرگ خداوند متعال است كه انسان در زندگي تنهائي گرفتار ترس و وحشت مي شود و در زندگي اجتماعي، انس و آشنائي براي او پيدا مي شود. ديگر اين كه انسان ها پيش از اين كه احتياج به مال و ثروت داشته باشند به علم و دانش نيازمندند و به ميزاني مي توانند از نعمت هاي خدا بهره مند شوند كه در علم و دانش پيشرفته باشند و پيدايش علم و دانش در زندگي انسان فقط بوسيله انسان ممكن است. انسان اگر در زندگي تنها باشد درهاي علم و حكمت و مال و ثروت و انس و آشنائي بر وي بسته مي شود و در وحشت و محروميت كامل قرار مي گيرد، از اين رو لازم است كه خداوند انسان ها را در مسيري قرار دهد كه بتوانند به سه نعـمت بزرگ علم و حكمت، مال و ثروت، انس و آشنائي، برسند و تمدن بزرگي بوجود آورند. (تفسیرسوره فجر)