دوخاصیت بزرگ مرگ

مولي‌اميرالمومنين‌ عليه‌السلام‌ دو خاصيت‌ بزرگ‌ مرگ‌ را ذكر مي كند:  خاصيت‌ اول،‌ برطرف‌ كردن‌ رنج‌  سفر آخرت‌ و طول‌ مدت‌ تا زندگي‌ آخرت‌ است.‌ اگر ما در اين‌ طول‌ مدت‌ تـا دم‌ دروازه‌ بهشت‌ در اين‌ زندگي‌ دنيا و در اين‌ حاكميت‌ بلاها و مصيبت‌ هاي‌ دنيائي‌ بمانيم‌ خيلي‌ برما سخت‌ مي گذرد و نمي‌ توانيم‌ در برابراين‌ همه‌ بلاها و مصيبت‌ ها ايستادگي‌ كنيم‌ بخصوص‌ كه‌ هرچه‌ سن‌ ما زيادتر مي شود بلاها و مصائب‌ بيشتر تراكم‌ پيدا مي كند. خاصيت‌ دوم‌ مرگ،‌ حضرت‌ مي فرمايد: خداوند با اين‌ خواب‌ كردن‌ و به خواب‌  طولاني‌ بردن‌، بلاها و مصائب‌ و رنج‌ و زحمت هائي‌ كه‌ از مردم‌ براي‌ من‌ مقدر بود همه‌ آنها را برطرف‌ كرد و مرا از شرّ انسان هاي‌ زمان‌ و انسان هاي‌ آينده‌ زمان‌ حفظ‌ نمود. اگر درست‌ به وضع ‌زندگي‌ دنيا دقت‌ كنيم‌ خواهيم‌ ديد كه‌ هرچه‌ بيشتر عمر مي كنيم‌، رنج‌ و زحمتي‌ كه ‌از مردم‌ به ما مي رسد بيشتر و زيادتر است‌. در دوران‌ كودكي‌ گاهي‌ فقط‌ از كودكان‌ هم بازي‌ ما ضربه ‌اي‌ بر تن‌ مـا وارد مي شد كه‌ بلافاصله‌ پدر و مادر از ما حمايت‌ مي كردند. به محض‌ اين كه‌ به‌ جواني‌ رسيديم‌ ضربات‌ مردم‌ براي‌ ما بيشتر شد و از دفاع ‌پدر و مادر محروم‌ شديم‌ و همينطور در آينده‌ كه‌ ازدواج‌ كرديم‌ و فرزنداني‌ بوجود آورديم‌ حملات‌ و ضربات‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ مـا  بيشتر و بيشتر شد و دشمنان‌ ما با ما به جنگ‌ برخاستند. اگر توانستند با غيبت‌ و تهمت‌ يا با سرقت‌ كردن‌ مال‌ و خيانت هاي‌ ديگر در شكل هاي‌ مختلف ما را اذيت‌ كردند.‌ اگـر درست‌ دقت‌ كنيم‌ بخصوص‌ در دوران‌ پيري‌ و فرسودگي،‌ چنان‌ وضعي‌ پيدا مي كنيم‌ كه‌ محبوب‌ و مطلوب‌ كسي‌ نيستيم‌ و گوئي‌ هر انساني‌ با نگاه‌ خود و با حرف‌ زدن‌ خود نوك‌ پائي‌ به ما مي زند كه‌ ما را از اين‌ زندگي‌ بيرون‌ كند. اگر در دوران‌ جواني‌ برابر دشمنان‌ خود، دوستاني‌ داشتيم‌ كه‌ درد و صبر ما برابر بود و يا اين كه‌ محبت‌ و حمايـت‌ دوستان‌ رنج‌ و زحمت‌ دشمنان‌ ما را برطرف‌ مي كرد، حالا كه‌ به دوران‌ پيري ‌افتاده ‌ايم‌ دوستان‌ ما و حتي‌ فرزندان‌ ما تبديل‌ به‌ دشمنان‌ شده ‌اند. از هركدام‌ رنج‌ و زحمتي‌ براي‌ ما مقدر است‌ و اگر به همين‌ وضع‌ زندگي‌ ما ادامه‌ پيدا كندكار ما به جائي‌ مي رسد كه‌ ما را بردارند از شهر و ديار خود خارج‌ كنند و در زباله ‌داني‌ بياندازند. پس‌ هر چه‌ بر عمر ما اضافه‌ شود بر تعداد دشمنان‌ ما هم‌ اضافه‌ مي گردد و تمامي‌ دست هائي‌ كه‌ به نفع‌ ما و به خير ما  در حركت‌ بود به ضرر ما و شر ما حركت‌ مي كند. خداوند با اين‌ خواب‌ مرگ‌ يكي‌ اين كه‌ محبوبيت‌ ما را در دل‌ فرزندان‌ و اقوام‌ و خويشان‌ حفظ‌ مي كند و‌ بر محبوبيت‌ ما مي افزايد. مشاهده‌ مي كنيد به محض‌ اين كه ‌پدري‌ يا مادري‌ از دار دنيا مي رود چگونه‌ عواطف‌ و محبت‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ او تحريك‌ مي شود. كنار بستر او و يا جنازه ‌او مي‌ نشينند و گريه‌ مي كنند و خاصيت‌ ديگر اين كه‌ با ايـــن‌ تقديرالهي‌ تمامي‌ دشمنان‌ ما هم‌ تبديل‌ به‌ دوستان‌ ما مي شوند و اگر هم‌ به ما بد كرده‌ بودند از اين‌ بد كردن‌ پشيمان‌ مي شوند و براي‌ ما طلب‌ مغفرت‌ مي كنند. پـس‌ خداوند با اين‌ تقدير مرگ‌ و بردن‌ انسان‌ به ‌آرامگاه‌ قبر از يك‌ طرف‌ محبت‌ دوستان‌ را براي‌ ما حفظ‌ كرد و از طرف‌ ديگر دوستي‌ دوستان‌ را براي‌ ما زيادتر كرد و دشمني‌ دشمنان‌ را برطرف‌ نمود و اين‌ همه‌ شرّ و بلا و رنج‌ و مصيبت‌ كه‌ تا رسيدن‌ بـه‌ دروازه‌ بهشت‌ براي‌ ما مقدر بود، همه‌ آنها را برطرف‌ كرد. اين‌ است‌ جمله‌: كف‌ اكف‌السوء عني‌ بيده‌ و سلطانه.‌ خاصيت‌ ديگر مرگ‌ را براي‌ ما بيان‌ مي كند كه‌ محفوظ‌ ماندن ‌از شرّ و بلاي‌ مردم‌  باشد. (شرح دعای صباح)