قبرستان، مسافرخانه نيست كه عده ‌اي بيايند و عده‌ اي بروند.

ظاهراً اينطور فهميده ‌اند كه مردگان در سلطنت ائمه (ع) زنده مي شوند و دوباره مي‌ ميرند و باز در قيامت زنده مي شوند، در نتیجه قبرستان را محل اياب و ذهاب مردم قرار داده‌ اند، با اين كه اگر از همان ابتدا روي يك قاعده اجتهادي حمل مطلق بر مقيد، احاديث و آيات مطلقه قيامت را حمل برمقيد آن مي كردند مسئله قيامت كاملاً روشن مي شد كه همان زمان، زمانِ سلطنت عظيم آل محمد (ص) است و ائمه اطهار (ع) مراجع حساب و كتاب و مراجع قيامت مردم هستند.

با توجه به اين كه احاديث مربوط به رجعت، يعني حيات مردگان در سلطنت آل محمد (ص) روي هم عموميت دارد يعني خبر از حيات تمام مردگان مي ‌دهد، مي ‌بينيم قرآن بعد از حيات مردگان، ديگر موتي اثبات نمي كند و فقط قائل به حيات بعد از مرگ است نه مرگ بعد از حيات. باز حيات بعد از مرگ دوم، و با توجه به حمل اخبار مطلق قيامت بر اخبار مقيد، و با توجه به اينكه اخبار و احاديث، عناوين ديگر قيامت را منطبق به سلطنت آل محمد (ص) كرده، اين حقيقت كشف مي شود كه زمان سلطنت ائمه اطهار همان قيامت است كه مردم بايستي در دولت آنها به زندگي برگردند و به حساب خود برسند. احاديثي كه دلالت بر عموميت رجعت دارند زيادند، از آن جمله در تفسير اصفي (تأليف مرحوم فيض كاشاني) كه وصيت ‌هاي مولا اميرالمؤمنين (ع) را به كميل ابن زياد نقل مي‌ كند و عين آن وصايا در كتاب تحف العقول نقل شده است حضرت ميفرمايد: «اي كميل چاره‌اي نيست از اين كه بايد تمام گذشتگان شما به زندگي برگردند و ما آل محمد (ص) بر آنها غلبه كنيم، اين جمله اگرچه خطاب به كميل و انسانهاي گذشته پيش از كميل است وليكن منظور بشريت است، زيرا اين درست نيست كه انسانها پيش از كميل تا آدم و حوا به زندگي برگردند ولي انسانهاي بعد از كميل تا قيام قائم (ع) برنگردند، حضرت در اين حديث شريف مي فرمايد كه بايد تمام گذشتگان به زندگي برگردند و ما آل محمد (ص) بر آنها سلطنت كنيم. فرمايش حضرت در اين حديث شريف درست مثل آيه قرآن است كه خداوند ميفرمايد: لقد آتينا آل ابراهيم الكتاب و الحكمه و آتينا هم ملكا عظيما، ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت و سلطنتي عظيم بخشيده ‌ايم. اين آية شريفه در تمام تفاسير و كتابها به سلطنت آل محمد (ص) تفسير شده كه با قيام امام زمان (عج) افتتاح مي شود. (ملك عظيم) به معناي سلطنت بر تمام زمانها و انسانهاي تاريخ است. در دعاي ندبه هم داريم كه آن حضرت خون همة انبياء (ع) را مطالبه مي كند، البته كه انتقام هر پيغمبري را از سلطان و قاتل هاي معاصر آن پيغمبر مطالبه مي كند، و اين مطالبه توقف دارد بر اين كه پيامبران و پادشاهان معاصر آنها زنده شوند و به محاكمه خوانده شوند، همچنين مطالبه خون امام حسين (ع) توقف دارد كه تمام قاتلين او بني اميه زنده شوند و حضرت آنها را به جزاي خود برساند. و باز حديث ديگر در كتاب بحار جلد 7 جديد ص 274 در تفسير آيه «ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم» حضرت صادق عليه‌السلام به خود اشاره مي كند، ميفرمايد «الينا اياب الخلق ثم ان علينا حسابهم» برگشت همه اين مردم بسوي ما آل محمد (ص) و حساب آنها با ما است. منظور از اياب الناس در اين حديث رجعت تمام بشر است بدليل اينكه مي‌گويد حساب آنها با ما است، اگر منظور رجوع، زندگان به ايشان در زندگي دنيا باشد با كلمه حساب درست نيست، زيرا در زندگي دنيا حساب وجود ندارد، بلكه حساب در زندگي آخرت است. عين همين جمله را در زيارت جامعة كبيره مي‌ خوانيم كه مي گوئيم اياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم...، برگشت خلق بسوي شما آل محمد (ص) و حساب آنها با شما است. من منتظر امر شما و دولت شمايم، در زمرة شما محشور شوم و در رجعت شما به دولت شما برميگردم و فردا چشمم به ديدار شما روشن شود. در اين جملات مشاهده مي كنیم كه رجعت عموميت دارد، زيرا ميگويد خلق بسوي شما برمي گردند و حسابشان با شما است. با يك چنين جملات و احاديثي دليلي ندارد كه رجعت را مخصوص عده‌اي معين بدانيم، آيا شما كه در آن روزگار قرار گرفتيد راضي مي شويد كه شما و پدر و مادر شما زنده شوند و من و پدر و مادرم زنده نشوند؟ آنچه براي بشريت است بخصوص موت و حيات، براي همه است، در امر زندگي و موت و حيوه تبعيضي وجود ندارد. در برابر اين اخبار اگر احاديثي وجود دارد كه رجعت را مخصوص عده‌ اي مي داند چنانكه در يك حديث ميفرمايد: مؤمن محض و كافر محض زنده مي شوند، براي اين معني است كه زندگي آخرت و زنده شدن مردگان هم تدريجي است، خداوند ميفرمايد: فوج فوج زنده مي شوند. خداوند ابتدا سران كفر و ايمان را زنده مي‌كند براي اينكه محور محاكمه هستند، مثل اين كه اگر اهل يك شهري با دولت بجنگد و دولت غالب شود اول سران و بزرگان آن شهر را محاكمه مي كند بعداً به حساب پيروان آنها مي رسد، زيرا همين سران دنيا مؤمن محض و كافر محض هستند كه حق و باطل بوجود آورده ‌اند و ديگران را به حق و باطل كشانده‌ اند و بين آنها ظالم و مظلوم بوجود آمده است. پس دليلي ندارد كه در دولت آيندة ائمه (ع) عده ‌اي از مردگان برگردند و عده‌ اي در قبر بمانند و باز آنها زنده شده دو مرتبه بميرند و به قبرستان برگردند، قبرستان مسافرخانه نيست كه عده ‌اي بيايند و عده‌ اي بروند، و باز هم ما در انتظار موت امام ها و پيغمبران باشيم و براي آنها بگرييم، در زندگي دنيا كه مرگ مقدر است براي همه مقدر است و باز در آن  روزگاري كه حيات مقدر مي شود براي همه حيات مقدر مي شود. در روزگاري كه دولتي بوجود آمده مردگان را در جهت حق و باطل زنده مي كند آيا شما حاضريد بميريد و يا افراد مربوط به شما زنده نشوند؟ در زماني كه داروي حيات وجود دارد و مقتضيات فراهم است مرگ دليلي ندارد، پس بدلائل عقلي و نقلي در زمان دولت آل محمد (ص) رجعت مردگان عموميت دارد. پس بدليل عموميت رجعت و انطباق صريح آيات قرآنی مثل ساعه و آخرت و قيامت و يوم‌ الدين و يوم ينفخ في الصور و يوم الحساب، به قيام آن حضرت معلوم مي شود كه روز قيام آن حضرت افتتاح قيامت و آخرت است؛ رجعت ائمه و انبياء و حضرت عيسي به دولت آن حضرت همان قيامت و آخرت است كه به حساب رسيدگي مي شود، مردگان رجعت مي ‌كنند و به جزاي اعمالشان مي‌ رسند. پس هم دليلي در كتاب خدا و احاديث صحيحه ندارد و هم برخلاف قضاوت عقل است كه مردگان زنده شوند به جزاي اعمالشان برسند و بعد از آن بميرند. خروج از قبر براي حساب و كتابست، هر كس زنده شود و از قبر بيرون آيد مي داند كه براي حساب زنده شده است؛ و اگر اخباري در دولت آن حضرت، قتل اثبات مي‌ كند، قتل، مجازاتي و قصاصي است كه بعد از قصاص دوباره زنده مي شوند وقتي كه احاديث صراحت دارد كه قيام آن حضرت قيامت است. لوازم قيامت هم كه رفع موت است. اثبات مي‌شود. نهايت قيامت و زندگي آخرت يك دوره ‌اي است طولاني كه در آن دوره، بشريت بايد مراحل مختلفي را ببيند تا به انتها برسد، لسان مختلف اخبار بيشتر ناظر به آن مراحل مختلفه است. (رساله اجتهادی قیامت)