مفهوم درست استادی و شاگردی چیست؟

خداوند در يكي‌ از آيات‌ سوره‌ بني‌ اسرائيل‌ مي‌فرمايد: خداي‌ شما اسماء نيكوتر دارد. براي‌ خود آن‌ اسماء را از خدا بخواهيد. رها كنيد مردمي‌ كه‌ خود را در اسماء و صفات‌ الهي‌ شريك‌ مي‌ دانند و علم‌ و هنر الهي‌ را براي‌ خود ادعا مي ‌كنند. به‌ زودي‌ سزاي‌ ادعاي‌ باطل‌ خود را خواهند ديد. در اين‌ آيه‌ شريفه‌ خداوند به‌ انسانها وعده‌ مي ‌دهد كه‌ در مقابل‌ تقاضاي‌ بندگان،‌ اسماء خود را به‌ آنها بدهد. براي‌ اين‌ كه‌ مي ‌گويد اسماء خدا را از خداوند بخواهيد. به‌ همين‌ دليل‌ كه‌ مي‌ گويد اسم‌ خدا را از خدا بخواهيد، انسان‌ در اثر خواهش‌ و تقاضا مي ‌تواند صاحب‌ اسماء خدا شود. اسماء خدا در اينجا همان‌ علم‌ و قدرت‌ و تجهيزاتي‌ است‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ مخلوقات‌ را مي‌ آفريند و روزي‌ براي‌ آنها خلق‌ مي ‌كند. به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ خلق‌ مي‌ كند خالق‌ ناميده‌ مي ‌شود و به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ مي‌ داند و مي ‌تواند، عالم‌ و قادر شناخته‌ مي ‌شود. منظور از آيه‌ شريفه‌ اين‌ است‌ كه‌ انسانها مانند شاگرداني هستند‌ كه‌ در خدمت‌ استاد زانو مي ‌زنند تا علم‌ و هنر استاد را از او فراگيرند و در آن‌ علم‌ و هنرها به‌ پايه‌ استاد برسند. به‌ همين‌ ترتيب‌ انسانها در خدمت‌ استاد بزرگ‌ خود خداي‌ آفريننده‌ زانو بزنند از او علم‌ و قدرت‌ و صنعت‌ هنر كسب‌ كنند تا عاقبت‌ مانند استاد خود يعني‌ خداوند متعال‌ به‌ مقام‌ آفرينندگي‌ و سازندگي‌ برسند تا هر چه‌ بخواهند به‌ اراده‌ خود به‌ وجود آورند و براي‌ خود روزي‌ بيافرينند و حاكميت‌ بر عوامل‌ طبيعت‌ پيدا كنند. زيرا مفهوم‌ شاگردي‌ و استادي‌ همين‌ است‌ كه‌ شاگرد از استاد خود تقاضا مي‌ كند تا علم‌ و هنر خود را به‌ شاگرد بياموزد و شاگرد را به‌ مقام‌ خود برساند و همان‌ عناوين‌ و القاب‌ و اسمائي‌ كه‌ استاد روي‌ علم‌ و هنر خود پيدا كرده‌ است‌، شاگرد هم‌ داراي‌ همان‌ القاب‌ و عناوين‌ استاد شود. يك‌ طبيب‌ كه‌ به‌ شاگرد خود علم‌ طب‌ مي ‌آموزد، براي‌ اين‌ است‌ كه‌ شاگرد هم‌ روزي‌ طبيب‌ شود و همان‌ لقب‌ دكتري‌ و طبيبي‌ را بدست‌ آورد. يكي‌ از احاديث‌ قدسي‌ خداوند مي‌ فرمايد: بندگان‌ با اخلاص‌ من‌ در اثر شب‌ زنده‌ داري‌ و خواندن‌ نافله ‌ها به‌ من‌ نزديك‌ مي‌ شوند همانطور نزديك‌تر و نزديك‌تر تا به‌ جائي‌ برسند كه‌ مانند من‌ شنوا و بينا شوند و مانند من‌ به‌ مقام‌ توانائي‌ و آفرينندگي‌ برسند، همانطور كه‌ من‌ هرچه‌ مي‌ خواهم‌ با اراده‌ سازنده‌ خود به‌ وجود مي ‌آورم‌، آنها نيز صاحب‌ اراده‌ كن‌ فيكوني‌ شوند و هر چه‌ بخواهند فوري‌ براي‌ آنها حاصل‌ شود. معناي‌ دعاي‌ سحر ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كه‌ از امام‌ چهارم‌ عليه ‌السلام‌ نقل‌ شده‌ همين‌ است‌ كه‌ انسان‌ با تكرار جملات‌ دعاي‌ سحر، از خدا خواهش‌ مي‌ كند كه‌ صاحب‌ اسماء خدا شود و مي‌ گويد اي‌ خداي‌ من‌ مرا به‌ بهاء و عظمت‌ خود برسان‌ و علم‌ و قدرت‌ خود را به‌ من‌ عنايت‌ كن‌ تا آنچنان‌ كه‌ تو دانائي‌ من‌ هم‌ دانا باشم‌، تو توانائي‌ من‌ هم‌ توانا باشم‌ و همچنان‌ كه‌ اراده‌ تو نافذ است‌، اراده‌ من‌ هم‌  نافذ شود. در اين‌ دعا انسان‌ اسماء اعظم‌ خدا را از خدا مي‌ طلبد و دوست‌ دارد كه‌ به‌ علم‌ و قدرت‌ الهي‌ مجهز شود. انسان‌ وقتي‌ در اين‌ حال‌ و اين‌ مقام‌ قرار بگيرد و اسماء و صفات‌ و علم‌ و اخلاق‌ الهي‌ را بياموزد، قهرا" غنا و بي ‌نيازي‌ براي‌ او پيدا مي ‌شود. انساني‌ مي‌ شود كه‌ هر چه‌ مي‌ خواهد به‌ همان‌ دليل‌ كه‌ خواسته‌ است‌، بدست‌ مي ‌آورد. احتياج‌ به‌ معين‌ و كمك‌ ندارد، مانند چراغي‌ كه‌ خودبه‌ خود روشنائي‌ مي‌ دهد. منظور از غنائي‌ كه‌ امام‌ عليه ‌السلام‌ در اين‌ حديث‌ مي‌ فرمايد: پيدايش‌ يك‌ چنين‌ حالتي‌ در انسان‌ است‌ كه‌ در اثر هدايت‌ عقل‌، در شعاع‌ اطاعت‌ خدا از غير خود بي ‌نياز مي ‌شود. ولي‌ اگر به‌ هدايت‌ عقل‌ احترام‌ نگذارد و روي‌ هوي‌ و هوس‌ كه‌ همان‌ اقتضاي‌ جهل ‌است‌ فعاليت‌ كند دائم‌ در فقر و احتياج‌ مي ‌ماند و در محروميت‌ كامل‌ از نعمتهاي‌ خدا قرار مي ‌گيرد. (کتاب شجره طوبی)