غير از اين‌ طبيعت،‌ عوالم‌ ديگري‌ به‌ نام‌ ماوراء طبيعت‌ هست‌.

كساني كه‌ مي‌گويند فقط‌ آنچه‌ را كه‌ مي‌ بينم‌ قبول‌ داريم‌ و چيزي‌ را كه‌ نمي ‌بينيم‌ قبول‌ نداريم‌ به‌ آنها مي ‌گوييم‌ ميليون ها و ميلياردها پديده‌ در عالم‌ ظاهر مي ‌شوند كه‌ قبلاً آنها را نديده‌ ايم.‌ آيا شما انسانهاي‌ آينده‌ را قبول‌ داريد يا نه؟‌ مي‌ گوييد انسانهايي‌ كه‌ هستند اگر مُردند، كرة‌ زمين‌ خالي‌ مي ‌شود و يا عقيده‌ داريد كه‌ آينده ‌ها مي‌ آيند و جاي‌ موجودي ها را مي‌ گيرند؟ پس‌ انسانهايي‌ كه‌ در آينده‌ پيدا مي ‌شوند، از پدر و مادر متولد مي ‌شوند. الآن‌ نيستند، ديده‌ نمي‌ شوند و هيچ‌ قانون‌ و قاعده ‌اي‌ هم‌ در كار نيست‌ كه‌ حتماً مي ‌آيند و مي‌ روند، وليكن‌ شما اين‌ آينده ‌ها را قبول‌ داريد. ميلياردها تن‌ ذخاير نعمت‌ و ثروت‌، حبوبات‌، حيوانات‌ و نعمت هاي‌ ديگر در آينده‌ به‌ وجود مي‌ آيد كه‌ الان‌ اثري‌ از آنها نيست‌ و شما همة‌ آنها را كه‌ نمي‌ بينيد قبول‌ داريد. گوسفندهاي‌ چند سال‌ ديگر را الان‌ مي ‌فروشيد. باغ ها و ميوه‌ هاي‌ آينده‌ را مي‌ فروشيد و همين‌طور چيزهاي‌ ديگر. پس‌ شما كه‌ منكر خدا و مجردات‌ هستيد، منكر ماوراء طبيعت‌ هستيد به‌ دليل‌ اين كه‌ آنها را نمي‌ بينيد. ميلياردها موجود ديگر كه‌ الان‌ ديده‌ نمي ‌شوند و در آينده‌ ظاهر مي‌ شوند قبول‌ داريد. مانند مسافريني‌ كه‌ در آينده‌ وارد مي‌ شوند و برايشان‌  جا و مكان‌ تهيه‌ مي‌ كنيد. براي‌ آيندگان‌ هم‌ جا و مكان‌ تهيه‌ مي ‌كنيد، انبار مي‌ سازيد، براي‌ غلات‌ سال هاي‌ آينده‌، و يا خانه‌ مي‌ سازيد براي‌ انسانهايي‌ كه‌ هنوز خلق‌ نشده ‌اند. پس‌ شما كه‌ عقيده‌ داريد مي‌ گوييد هرچه‌ را مي ‌بينيم،‌ قبول‌ داريم،‌ خلاف‌ عقيدة‌ خود ميليون ها ميليون‌ مخلوقاتي‌ را كه‌ نمي‌ بينيد و نمي ‌دانيد قبول‌ داريد. مجردات‌ عالم‌ غيب‌ و يا ماوراء طبيعت‌ كه‌ خدا و فرشتگان‌ هستند همان هايي‌ هستند كه‌ آينده‌ ها را براي‌ ما تهيه‌ مي‌ كنند. ارزاق‌ و ميوه‌ هاي‌ سال‌ آينده‌ را براي‌ ما آماده‌ مي ‌سازند. انسانهاي‌ آينده‌ و فرزندان‌ آينده‌ را براي‌ ما تهيه‌ مي ‌بينند. پس‌ اجبار عقلي‌ و علمي‌ داريم‌ كه‌ آينده ‌ها را مانند گذشته‌ ها و مانند موجودي ها قبول‌ كنيم.‌ ماوراء طبيعت‌ را كه‌ جهان‌ خدا و فرشتگان‌ هستند مانند طبيعت‌ كه‌ ديدني ها و شنيدني ها باشد قبول‌ كنيم.‌ پس‌ شك‌ و شبهه‌ اي‌ باقي‌ نمي ‌ماند كه‌ بجز آنچه‌ را كه‌ مي ‌بينيم‌ و از طريق‌ حواس‌ پنج گانه‌ قابل‌ كشف‌ است،‌ چيزهايي‌ كه‌ در آينده‌ خواهند آمد قبول‌ كنيم‌ و يا خواهند رفت‌ قبول‌ كنيم.‌ وعده‌هايي‌ كه‌ خدا در كتاب‌ مقدس‌ خود مي‌ دهد مربوط‌ به‌ همين‌ آينده ‌ها و گذشته‌ هاست‌ كه‌ آن را عالم‌ غيب‌ و شهود مي ‌نامند. همه‌ جا مي ‌گويد عالم‌ الغيب‌ والشهاده. خدايي‌ كه‌ عالِم‌ به‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ مشاهده‌ مي ‌شود و هم‌ عالِم‌ به‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ غيب‌ است‌ و مشاهده‌ نمي ‌شود. مثلاً انسانهاي‌ موجود شهادتند يعني‌ مشاهده‌ مي‌ شوند و انسانهاي‌ آينده‌ غيبند كه‌ مشاهده‌ نمي‌ شوند. زندگي ها هم‌ همين ‌طور است.‌ زندگي هايي‌ كه‌ الان‌ هست‌ و مردم‌ دارند استفاده‌ مي ‌كنند عالم‌ شهود است‌ يعني‌ مشاهده‌ مي ‌شود و زندگي هاي‌ آينده‌ عالم‌ غيب‌ است.‌ پس‌ غيب ها آينده ‌ها هستند. آنچه‌ در آينده‌ خلق‌ مي ‌شوند و وارد صحنة‌ زندگي‌ مي‌ شوند، غيبند كه‌ خواهند آمد. مثلاً اين‌ وسايل‌ امروزي‌ مانند ماشين ها، هواپيماها، مخابرات‌ و اختراعات‌ ديگر همة‌ اين ها صدسال‌ پيش‌ از اين‌ غيب‌ بودند اگر كسي‌ به‌ آنها مي‌ گفت‌ كه‌ در آينده‌ يك‌ نفر از خانة‌ خودش‌ با تمام‌ دنيا تماس‌ مي ‌گيرد و با  آن‌ طرف‌ كرة‌ زمين‌ حرف‌ مي ‌زند، آنها تعجب‌ مي‌ كردند كه‌ چطور چنين‌ چيزي‌ مي ‌شود! خيال‌ مي‌ كردند، جيغ‌ مي ‌زند و صدا مي ‌زند. زندگي ها و وسايل‌ موجود مانند ماشين‌آلات‌ و مخابرات‌ و صنايع‌ ديگر همه‌ غيب‌ بودند، الان‌ مشهودند يعني‌ مشاهده‌ مي‌ شوند. خداوند در سورة‌ ياسين‌ آن جا كه‌ از مركب هاي‌ اسب‌ و شتر خبر مي‌دهد مي‌گويد در آينده‌ مركب هاي‌ ديگري‌ پيدا مي ‌شود كه‌ شما نمي‌ دانيد يعني‌ ماشين‌ و هواپيما. اين‌ زندگي‌ بهشتي‌ كه‌ خدا در قرآن‌ خبر مي‌ دهد جايش‌ همين‌ كرة‌ زمين‌ است‌ يعني‌ در آينده ‌ها آنقدر علم‌ و ثروت‌ و حكمت‌ و قدرت‌ به‌ وجود مي ‌آيد كه‌ اين‌ كرة‌ زمين‌ به‌ وسيلة‌ انسانهاي‌ خود تبديل‌ به‌ بهشت‌ مي ‌شود. در آينده‌ دكترهايي‌ پيدا مي ‌شوند كه‌ مي ‌توانند مردگان‌ خاك‌ شده‌ را زنده‌ كنند. پدر و مادرهاي‌ خود را كه‌ از دنيا رفته‌ اند و خاك‌ شده ‌اند دو مرتبه‌ زنده‌ كنند و به‌ زندگي‌ برگردانند. دانشجويان‌ دورة‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) كنار قبرها مي ‌روند و مي ‌بينند كه‌ خدا چگونه‌ دو مرتبه‌ استخوان هاي‌ خاك‌ شده‌ و آدم هاي‌ خاك‌ شده‌ را به‌ حال‌ اول‌ برمي‌ گرداند آنها را زنده‌ مي‌ كند و تحويل‌ مي‌ دهد همانطور كه‌ در زمان‌ ما يك‌ دكتر كه‌ قلب‌ مريض‌ را معالجه‌ مي ‌كند دانشجويان‌ پزشكي‌ كنارش‌ مي ‌ايستند و تماشا مي‌ كنند تا ياد بگيرند كه‌ چگونه‌ قلب‌ را معالجه‌ كنند. در آينده‌ اي‌ كه‌ امام‌ زمان‌ در آنجا حكومت‌ مي ‌كند دانشمنداني‌ كه‌ در تاريخ‌ هم‌ شناخته‌ شده‌ اند مُرده‌ را زنده‌ كرده‌ اند، در دانشگاه هاي‌ آن روز، خاك ها و استخوان هاي‌ قبر را به‌ دانشگاه‌ مي ‌آورند و با وسايلي‌ كه‌ مانند حضرت‌ عيسي‌ در اختيار دارند آن‌ مُرده ‌ها را زنده‌ مي ‌كنند و به‌ زندگي‌ برمي‌ گردانند. پس‌ الآن‌ كه‌ آخرت،‌ غيب‌ است‌ و قابل‌ مشاهده‌ نيست‌ در آينده ‌ها غيب ها ظاهر مي ‌شوند. همين‌ كرة‌ زمين‌ تبديل‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ يا براي‌ بدان‌ و بدكاران‌ تبديل‌ به‌ زندگي‌ جهنمي‌ مي ‌شود. پس‌ خيلي‌ واضح‌ است‌ كه‌ غير از اين‌ طبيعت،‌ عوالم‌ ديگري‌ به‌ نام‌ ماوراء طبيعت‌ هست‌ كه‌ هركس‌ مي ‌آيد، از آنجا مي‌ آيد. مانند فرزندان‌ كه‌ متولد مي ‌شوند و هركس‌ مي رود، به‌ آنجا مي ‌رود مانند انسانهايي‌ كه‌ از دنيا مي ‌روند. (کتاب علم و عرفان)