انسانها اسير معلومات خود هستند.

امام‌ سجاد عليه ‌السلام‌ حفظ‌  آبروي‌  ديگران‌ را از دلائل‌ عقل‌ وكوبيدن‌ آبرو را از مقتضيات‌ جهل‌ شناخته‌ است‌. براي‌ درك‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ چطور عقل‌ انسان‌ چنين‌ اقتضائي‌ دارد كه‌ ما را وادار به‌ حفظ‌ آبرو و عزت‌ ديگران‌ مي‌ كند و در برابر، جهل،‌ ما را وادار به‌ مكر و خدعه‌ در غياب‌ ديگران‌ مي ‌نمايد، كافي‌ است‌ كه‌ انسان‌ وقتي‌ كه‌ اقدام‌ به‌ عملي‌ مي ‌كند در اطراف‌ نتايج‌ و آثار آن‌ عمل‌ و برخوردي‌ كه‌ آن‌ آثار و نتايج‌ به‌ حقوق‌ ديگران‌ دارد فكر نكند. هر عملي‌ كه‌ انجام‌ مي ‌دهيم‌ مانند بذر و نهالي‌ است‌ كه‌ در افكار مردم‌ كاشته‌ مي ‌شود و در آينده‌ نتيجه‌ مي‌ دهد. انسانها در واقع‌ مصنوع‌ علم‌ و افكاري‌ هستند كه‌ در آنها به‌ وجود آمده‌ و هر انساني‌ ابزاري‌ است‌ به‌ دست‌ اقتضاي‌ فكر و معلوماتي‌ كه‌ از اجتماع‌ و مربيان‌ خود به‌ دست‌ آورده‌ است‌. همين‌ تعليمات‌ و تبليغات‌ است‌ كه‌ عده‌ اي‌ را به‌ بهشت‌ و عده‌ اي‌ را به‌ جهنم‌ مي‌ كشاند. معلومات‌ هر انساني‌ به‌ همان‌ انسان‌ حكومت‌ مي‌ كند. حكومت‌ معلومات‌ بر انسانها پيش‌ از حكومت‌ خدا بر انسان‌ هست‌. افكار و معلومات‌ انسانها اكثريت‌ آنها را از دايره‌ ولايت‌ خدا خارج‌ كرده‌ است‌. خداوند در آيه ‌اي‌ مي ‌فرمايد: به‌ انسانها دستور داديم‌ كه‌ از طريق‌ اطاعت‌ ما هر چند خلاف‌ ميل‌ و فكر خود آنهاست‌، به‌ سوي‌ سعادت‌ بيايند. آنها راه‌ مطابق‌ ميل‌ و فكر خود را اختيار كردند و از دايره‌ اطاعت‌ ما خارج‌ شدند. حضرت‌ رسول‌ اكرم ‌(ص‌) در يك‌ حديث‌ مي‌ فرمايند: هر انساني‌ در خلقت‌ و فطرت‌ خود مسلمان‌ آفريده‌ شده‌ كه‌ اگر او را در مقتضيات‌ فطرت‌ آزاد بگذارند راه‌ اسلام‌ و راه‌ اطاعت‌ خدا را اختيار مي ‌كند وليكن‌ پدر و مادر و مربيان‌ با تعليمات‌ ضدّ دين‌ و انسانيت‌ آنها را از دايره‌ اسلام‌ خارج‌ مي‌ كنند و به‌ يهوديت‌ و نصرانيت‌ مي‌ كشانند. خيلي‌ روشن‌ است‌ كه‌ انسانها اسير علم‌ و فكر خود هستند. اگر آن‌ علم‌ و فكري‌ كه‌ فرا گرفته ‌اند از منشاء حقّ‌ و حقيقت‌ باشد، در راه‌ حقّ‌ فعاليت‌ مي ‌كند و اگر منشاء باطل‌ باشد، در راه‌ باطل‌ به فعاليت‌ مشغول‌ مي ‌شود. پس‌ روشن‌ است‌ كه‌ انسانها اسير خود هستند. انساني‌ كه‌ در غياب‌ انسانهاي‌ ديگر با تبليغات‌ ضدّ انساني‌ افكار شنوندگان‌ را بر عليه‌ آن‌ انسان‌ آلوده‌ مي‌ كند در واقع‌ آنها را به‌ سلاح‌ جنگ‌ و عداوت‌ عليه‌ آن‌ انسان‌ مجهز مي ‌كند. خواهي‌ نخواهي‌ آثار و نتايج‌ اين‌ تجهيزات‌ و تبليغات‌ مسموم‌ كننده‌ به‌ آن‌ انسان‌ مورد نظر خواهد رسيد و او احساس‌ خواهد كرد كه‌ چگونه‌ با تبليغات‌ و اعمال‌ ضدّ انساني‌ كاخ‌ عزت‌ او را كوبيده‌ و مردم‌ را به‌ عداوت‌ او برانگيخته ‌اند. در آينده‌ نزديكي‌ كه‌ حقيقت‌ روشن‌ مي ‌شود، تمام‌ افكار بر عليه‌ انسان‌ غيبت‌ گر و تهمت‌ گر مجهز مي ‌شود و او محصولي‌ به‌ جز بدبيني‌ و عداوت‌ مردم‌ نخواهد داشت‌. به‌ همين‌ دليل‌ از نظر خدا و اولياء خدا هم‌ سقوط‌ خواهد كرد. فقط‌ نيروي‌ عقل‌ است‌ كه‌ يك‌ چنين‌ آثار و نتائجي‌ را از اعمال‌ و تبليغات‌ ضدّ انساني‌ به‌ انسان‌ در حال‌ تفكر و تأمل‌ نمايش‌ مي‌ دهد. و اگر انسان‌ جاهلانه‌ در كارهاي‌ خود قيام‌ و اقدام‌ كند، از راهنمائي‌ عقل‌ محروم‌ مي ‌شود و نمي ‌تواند آثار و نتايج‌ اعمال‌ خود را كه‌ در آينده‌ به‌ خود او برمي‌ گردد، مشاهده‌ كند بلكه‌ لذت‌ آني‌ يك‌ عمل‌ جاهلانه‌ او را از درك‌ يك‌ حقيقت‌ باز مي ‌دارد. پس‌ مماكره‌ يعني‌ اقدامات‌ ضدّ انساني‌ و اعمالي‌ كه‌ كاخ‌ عزت‌ و آبرو مردم‌ را مي ‌كوبد از مقتضيات‌ جهل‌ و حفظ‌ آبرو و عزت‌ مردم‌ در غياب‌ آنها به‌ معناي‌ سالم‌ نگهداشتن‌ آبروي‌ مردم‌ در غياب‌ آنها از مقتضيات‌ عقل‌ است. (کتاب شجره طوبی)