بیان تفاوت رفتار خدا با عدالت و رفتار او با فضل و کرم

خداوند اگر در اعمال‌ بندگان‌ خود از نظر نتايج ‌بد و خوبي‌ كه‌ دارد، دقت‌ و مطالعه‌ كند و ايرادگيري‌ نمايد، هيچ‌ كس‌ در حساب گري‌ خدا مورد قبول‌ واقع‌ نمي‌شود. تمامي‌ بندگان‌ بايستي‌ از عفو خدا و از لطف‌ و كرم‌ او استفاده‌ كنند. هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند به‌ دليل‌ اعمال‌ هرچند كه‌ صالح‌ باشد، حقي‌ بر خدا پيدا كند كه‌ بتواند آن‌ حق‌ را مطالبه‌ كند. در دعاي‌ قنوت‌ مي‌خوانيم‌: ربنا عاملنا  بفضلك‌ و لا تعاملنا بعدلك‌. يعني‌ پروردگارا به‌ فضل‌ و كــرم‌ خود با ما رفتار كن‌ نه‌ با ميزان‌ عدالت‌، رفتار خدا با عدالت‌ مسئله ‌اي‌ است‌ و رفتار خدا به‌ فضل‌ و كرم‌ مسئله‌ ديگر. خداوند اگر بخواهد با ما انسان‌ها عادلانه‌ رفتار كند، لازم‌ است‌ كه‌ ما را يك‌ موجود مستقل‌ و آزادي‌ به ‌حساب‌ آورد كه ‌مستغني‌ از خداوند متعال‌ بوده‌ و مخلوق‌ خدا نباشد بلكه‌ خود را آفريده‌ باشد و از اعمال‌ خوبي كه‌ انجام‌ داده‌ به‌ خدا فايده ‌اي‌ رسانيده‌ باشد تا در برابر اعمالي‌ كـه‌ انجام‌ داده‌ و فوائدي‌ كه‌ به‌ خدا رسانيده‌ است‌ حقي‌ از خدا مطالبه‌ كند و خداوند طبق‌ قانون‌ عدالت‌ و پاداش‌ عادلانه‌، در برابر اعمالي‌ كه‌ از چنين‌ انساني‌ مشاهده‌ كرده‌ و فوايدي‌ كه‌ از آن‌ اعمال‌ دريافت‌ نموده‌ باشد، پــاداش‌ عامل‌ را برساند. دو نفر در صورتي‌ مي‌ توانند درباره‌ يكديگر به‌ عدالت‌ رفتـار كنند كه‌ هركدام‌ از آن‌ها مستقل‌ و آزاد باشد و به‌ ديگري‌ وابستگي‌ نداشته‌ باشد. هيچ‌ يك‌ از مخلوقات‌ خدا در برابر خدا داراي‌ يك‌ چنين‌ استقلال‌ و آزادي‌ نيستند بلكه‌ مخلوق‌ خدا هستند و آن چه‌ دارند، خدا به‌ آن‌ها داده‌ و بخشيده‌ است،‌ تا ابـد به‌ خدا محتاجند و هرگز نمي ‌توانند خود را اداره‌ كنند و نمي‌ توانند خواه‌ در مسائل‌ جزئي‌ مانند ارزاق‌ شبانه‌ روزي‌ و يا در مسائل‌ كلي‌ ماننـد خلقت‌ و آفرينش‌، از خدا بي‌ نياز باشند بلكه‌ انسان‌ها در برابر خدا فقير و محتاجند كه‌ اگر آني‌ و ثانيه ‌اي‌ لطف‌ خدا از آن‌ها سلب‌ شود، نابود مي ‌شوند. انسان‌ها و عمـل‌ انسان‌ها تماما ملك‌ خداوند متعال‌ است،‌ اگر تا ابد در خدمت‌ خدا باشند، ذره ‌اي‌ بر خدا حقي‌ پيدا نمي‌كنند تا بتوانند حق‌ خود را مطالبه‌ كنند. خداوند بر تمامي‌ بندگان‌ بي‌ نهايت‌ حق‌ دارد كه‌ آن‌ها را آفريده‌ و تربيت‌ نموده‌ و به‌ ثمـر رسانده‌ است‌ و دائم‌ روزي‌ آن‌ها را به‌ آن‌ها مي ‌رساند وليكن‌ بندگان‌ نمي ‌توانند ثابت‌ كنند كه‌ حقي‌ كوچك‌ و يا بزرگ‌ بر خداوند متعال‌ دارند زيرا اعمال‌ صالح‌ انسان‌ها نتايجي‌ به‌ نفع‌ خود آن‌ها به‌ وجود مي ‌آورد. با عمل‌ صالح‌، خوشبخت‌ و سعادتمند مي‌ شوند و از مسير اعمال‌ صالح‌، سعادت‌ ابدي‌ بدست‌ مي ‌آورند و نمي‌ توانند ثابت‌ كنند كه‌ با عمل‌ صالح‌ خود بهره ‌اي‌ به‌ خدا رسانيده ‌اند و يا خدا از اعمال‌ صالح‌ آن‌ها نتيجه ‌اي‌ برده‌ است‌. خداوند از همه‌ كس‌ و همه‌ چيز بي‌ نياز است‌ وليكن‌ بندگان‌ خدا و مخصوصا انسان‌ها به‌ خدا محتاج‌ و نيازمندند. پس‌ اگـر خداوند متعال‌ بخواهد با بندگان‌ خود عادلانه‌ رفتار كند و دقيقا به‌ حساب‌ آن‌ها رسيدگي‌ نمايد، هيچ‌ كس‌ نمي ‌تواند بر خدا حقي‌ پيدا كند. لذا لازم‌ است‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ بندگان‌ خود را فقط‌ با خلوص‌ و اخلاص‌ پذيرايي‌ كند و در اعمال‌ آن‌ها دقت‌ ننمايد بلكه‌ به‌ همين‌ دليل‌ كه‌ بندگان‌ خالص‌ و مخلص‌ او هستند، آن‌ها را بپذيرد و به‌ بهشت‌ ببرد. همه‌ جا در آيات‌ قرآن‌ از انسان‌ها خلوص‌ و اخـلاص‌ مطالبه‌ مي‌كند، همه‌ جا مي‌ خواهد كه‌ بندگان‌ تسليم‌ او باشند و كار خود را به‌ خدا واگذار كنند تا خداوند آن‌ها را به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ برساند. (تفسیر دعای کمیل)