تأویل چاه ویل در فرمایشات ائمه ع

‌ خداوند صريحا"خبر مي دهد كه‌ بسياري‌ از احكام‌ و كتاب هاي‌ مذهبي‌ يهود احكام‌ و و بدعت هائي‌ است‌ كه‌ براي‌ خود نوشته ‌اند و به‌ آن‌ رنگ‌ مذهبي‌ داده‌ اند تا از اين‌ راه،‌ اعتماد مردم‌ را به خود جلب‌ كنند و خود را بجاي‌ پيغمبران‌ و اولياء خدا، پيشواي‌ مذهبي‌ مردم‌ معرفي‌ كنند و ضمن‌ احراز مقام‌ و رياست، مال‌ و ثروت‌ مردم‌ را به سوي‌ خود جلب‌ نموده‌ و استفاده‌ نمايند. اگر پيشوايان‌ قلابي‌، مذهب‌ و دين‌ خدا را به‌ حال‌ خود آزاد مي گذاشتند كتاب‌  و گفتار پيغمبران‌ را بدون‌ دخل‌ و تصرف‌ در اختيار مردم‌ قرار مي دادند و مردم‌ روي‌ فطرت‌ پاك‌ و سالم‌ خود آن‌ احكام‌ را مي‌ پذيرفتند و به‌ آن‌ عمل‌ مي كردند و اين‌ همه‌ جنگ‌ و جدال‌ و اختلاف‌ در عالم بوجود نمي‌ آمد. وليكن‌ عده‌ اي‌ شيطان‌ و شيطان‌ صفت‌ كه‌ در واقع‌ خائن‌ به‌ مردم‌ بوده‌ اند خود را به‌ لباس‌ چوپان‌ مردم‌ جلوه‌ داده ‌اند. جان‌ و مال‌ و ناموس‌ مردم‌ را تا آن جا كه‌ ممكن‌ بوده‌ است‌ به خود اختصاص‌ داده ‌اند تا جائي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ حكم‌ خدا و حكم‌ دين‌، مردم‌ را ملزم‌ ساخته‌ اند كه‌ واجب‌ است‌ ناموس‌ و دختران‌ خود را در اختيار آن‌ پيشوايان‌ قرار دهند در غير اين‌ صورت‌ خدا برآنها غضب‌ خواهد كرد و آنها را به‌ آتش‌ جهنم‌ خواهد كشيد. چقدر زياد دختران‌ تارك‌ دنيا و شوهر، خود را در استخدام‌ پاپ‌ و كشيش‌ قرار داده ‌اند و براي‌ تهيه‌ لقمه‌ نان‌ و يا حفظ‌ جان‌ تا آخر عمر به‌ آنها خدمت‌ كرده ‌اند. پيشوايان‌ قلابي‌ تاريخ‌ در پوستين‌ دين‌ و با بدست‌ گرفتن‌ عصاي‌ موسي‌ ضمن‌ تظاهر به‌ قيافه‌ حضرت‌ موسي‌ تا آنجائي‌ كه‌ توانسته‌ اند از آن‌ عصا به‌ جاي‌ شمشير و از آن‌ پوستين‌ به‌ جاي‌ نشان‌ سلطنتي‌ استفاده‌ كرده‌ اند و بر مردم‌ حكومت‌ مطلق‌ بدون‌ معارض‌ و مبارز داشته ‌اند. در همان‌ پوستين‌ دين‌ با نوك‌ قلم‌ موسي‌ و عيسي‌ بر جان‌ و مال‌ و ناموس‌ مردم‌ حكومت‌ كرده‌ اند. در اين‌ آيه‌ خدا آنها را در برابر يكچنين‌ عملي‌ نكوهش‌ مي كند و مي‏گويد واي‌ به حال‌ كساني كه‌ براي‌ خود كتابي‌ مي نويسد، احكام‌ و عقايدي‌ در آن‌ درج‌ مي‌ نمايد و آن‌ را به‌ خدا نسبت‌ مي دهد. واي‌ به‌ حال‌ آنها و آن چه‌ مي نويسند و واي‌ به‌ حال‌ آنها و مال‌ و مقامي‌ كه‌ از اين‌ راه‌ كسب‌ مي كنند. كلمه‌ واي‌ در مواردي‌ استعمال‌ مي شود كه‌ انسان‌ سقوط‌ اجتماعي‌ و انساني‌ پيدا كند و در برابر افكار مردم‌ محكوم‌ به‌ عذاب‌ و نابودي‌ شود. گاهي‌ انسان‌ از هوا به‌ زمين‌ سقوط‌ مي كند، در اين‌ سقوط‌، نابود مي گردد و گاهي‌ از روي‌ زمين‌ به‌ ته‌ چاهي‌ سقوط‌ مي كند. در آن‌ چاه‌ خفه‌ و نابود مي گردد و گاهي‌ دچار لغزش‌ اجتماعي‌ وسقوط‌ از عالم‌ انسانيت‌ به‌ عالم‌ حيوانيت‌ مي گردد. گناهان‌ كبيره‌ گناهاني‌ را مي گويند كه‌ انسان‌ را در افكار مردم‌ سقوط‌ مي دهد. ائمه‌ اطهار در فرمايشات‌ خود در معناي‌ چاه‌ ويل‌ گفته‌ اند كه‌ آن‌ چاهي‌ است‌ كه‌ انسان‌ در آن‌ پرت‌ مي شود از سر چاه‌ تا انتهاي‌ آن‌ هفتاد سال‌ راه‌ است.‌ منظور از اين‌ چاه‌ ويل،‌ سقوطي‌ است‌ كه‌ در اثر كفر و گناه‌ پيدا مي شود. گناه،‌ عملي‌ است‌ كه‌ مايه‌ اضرار به‌ مردم‌ مي گردد و هر عملي‌ كه‌ باعث‌ تضييع‌ حقوق‌ مردم‌ مي شود او را در اجتماع‌ سقوط‌ مي دهد، زيرا ترقي‌ انسان‌ در جامعه‌ در مسير خدمت‌ به‌ مردم‌ و فايده‌ رساني‌ به‌ آنها ظاهر مي گردد و در برابر آن،‌ تنزل‌ انسان‌ در جامعه‌ در مسير اضرار به‌ مردم‌ و بارگذاري‌ به‌ دوش‌ آنها پيدا مي شود. انسان‌ گناهكار براي‌ نجات‌ از شرّ گناه‌ مجبور مي شود در درجه‌ دوم‌ بعد از انسان هاي‌ سالم‌ و انسان هاي‌ نافع‌ به‌ حال‌ جامعه‌ قرار گيرد. نجات‌ او از اين‌ پرتگاه‌ توقف‌ دارد بر اين كه‌ از طريق‌ فايده‌ رساني‌ به‌ مردم،‌ آنها را از خود راضي‌ كند و يا از مسير خدمت‌ به‌ مردم‌ در درجه‌ اول‌ و يا در برابر آنها قرار گيرد. توجه‌ داريد كه‌ چقدر مدت‌ زياد لازم‌ است‌ كه‌ انسان هاي‌ ظالم‌ و ستمكار كه‌ بزرگ ترين‌ ظلم‌ آنها كور كردن‌ راه‌ دين‌ و منحرف‌ كردن‌ مردم‌ به سوي‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ مي باشد و مايه‌ سقوط‌ و تنزل‌ انسان‌ در جامعه‌ انساني‌ مي گردد و اين‌ پرتگاه‌ بيشتر از چاهي‌ كه‌ 70 هزار سال‌ به‌ انتهاي‌ آن‌ راه ‌است‌، مايه‌ زحمت‌ انسان‌ مي گردد. چقدر زياد وقت‌ لازم‌ است‌ كه‌ مانند يك ‌انسان‌ سالم‌ و عادل‌ شناخته‌ شود. زيرا خواهي ‌نخواهي‌ از چاه‌ آن چناني‌ مي شود بالا آمد وليكن‌ نجات‌ از پرتگاه‌ كفر و گناه‌ مشكل‌ است‌. خالدين‌ فيه‌ ابدا . (تفسیر سوره بقره)