تعریف بلا و نقمت و علت ایجاد آنها

در فرازی از دعای کمیل مولا ع می فرماید: «پروردگارا ! آن‌ گناهاني‌ ازمن‌ كه‌ مايه‌ نزول‌ نقمت‌ مي‌شود، بيامرز». بلا و نقمت‌ دو واژه ‌اي‌ اسـت‌ كه‌ دلالت‌ مي‌ كند بر مصيبت‌ ها و رنج و زحمت ها و مشقت ها كه‌ انسان‌ در زندگي‌ مي ‌بيند. بلا از كلمه‌: بلي‌، يبلو، بلاء به‌ معناي‌ سلب‌ وضعيت‌ نعمت‌ و قراردادن‌ انسان‌ در حالت‌ پيش‌ از نعمت‌، مانند سلب‌ مال‌ و ثروت‌ و تبديل‌ زندگي‌ انسان‌ به‌ فقـر و ناداري‌ و يا سلب‌ نعمت‌ سلامتي‌ و برگشت‌ انسان‌ به‌ مرض‌ و يا مرگ‌ فرزندان‌ و برگشت‌ پدرو مادر به‌ حالت‌ تنهايي‌ و بي ‌فرزندي‌ و يا كناره‌ گيري‌ دوستان‌ و قرارگرفتن‌ انسان‌ در غربت‌ و وحشت‌ است‌. هر وقت‌ انسان‌ به‌ نعمتي‌ از نعمت ‌هاي‌ خدا مي ‌رسد و آن‌ نعمت‌ مايه‌ غرور و غفلت‌ او از خدا و دين‌ مي‌ شود، مانند ثروتمندي‌ است‌ كه‌ غرور پيدا مي ‌كند يا مانند كسي‌ كه‌ فرزندان‌ خوبي‌ دارد و به‌ خود مي‌ بالد. خداوند براي‌ برطرف‌ شدن‌ غرور و غفلت‌، آن‌ نعمت‌ و ثروتي‌ را كه‌ مايه‌ غرور شده‌ است از انسان‌ مي‌ گيرد و او را به‌ حالت‌ فقر و ناداري‌ برمي ‌گرداند. همينطور نعمت‌ وجود فرزندان‌ و يا سلامتي‌ انسان‌. بلا و ابتلا مخصوص‌ مؤمن و مؤمنه‌ است‌ خداوند كه ‌بندگان‌ مؤمن‌ خود را دوست‌ دارد و به‌ آن‌ها توفيق‌ عبادت‌ و تقوا مي ‌دهد، وقتي‌ مشاهده‌ كند كه‌ اين‌ بنده‌ مؤمن‌ در اثر ثروت‌ و نعمتي‌ كه‌ دارد و يا سلامتي‌ و چيزهاي‌ ديگر غرور پيدا كرده‌ است‌ و او را از خدا غافل‌ نموده‌ و از عبادت‌ و تقوا بازداشته‌ خداوند آن‌ نعمت‌ را مي‌ گيرد و انسان‌ را به‌ فقر و مرض‌ مبتلا مي‌ كند تا حالت‌ نسيان‌ و غفلت‌ از خدا، از انسان‌ گرفته‌ شود و متوجه‌ خدا و دين‌ شود. پس‌ بلا و ابتلا در زماني‌ مقدر مي ‌شود كه‌ انسان‌ در اثر آلودگي‌ به‌ مال‌ و ثروت‌ ممكن‌ است‌ نعمت‌ دين‌ و تقواي‌ خود را از دست‌ بدهد و سرمايه‌ آخرت‌ خود را ضايع‌ كند. خداونـد در قرآن‌ مي ‌فرمايد:  «شما مؤمنين‌ و مؤمنات‌ را به‌ خوف‌ و ناامني‌ و گرسنگي‌ و كمـي‌ مال‌ و ثروت‌ و مرگ‌ فرزندان‌ و امراض‌ نفساني‌ مبتلا مي ‌كنم‌ تا مبادا از خدا غافل‌ شويد» و در آخر آيه‌ مي ‌فرمايد:  «خوشا به‌ حال‌ كساني‌ كه‌ در ابتلائات‌ و بلاها صبر كرده‌ و دين‌ و تقواي‌ خود را حفظ‌ مي‌ كنند». اين‌ چنين‌ تقديرات‌ را بلا مي‌ گويند كه‌ مخصوص‌ بندگان‌ مؤمن‌ است‌ و اما نقمت‌ و انتقام‌، آن‌ بلاهاي‌ كمرشكن‌ و نابود كننده‌ اي‌ است‌ كه‌ سر انسان‌ مي ‌آيد و انسان‌ به‌ عذاب‌ سختي‌ مبتلا مي ‌شود و از ياد خدا غافل‌ مي ‌ماند، يعني‌ با اين‌ كه‌ به‌ عذاب‌ الهي‌ مبتلا شده‌ است‌ باز هم‌ براي‌ رفع‌ عذاب‌ به‌ خدا پناهنده‌ نمي‌ شود و فرج‌ خود را از خدا نمي‌ خواهد و بلكه‌ منكر خدا مي ‌شود مانند مرض ‌هاي‌ غير قابل‌ علاج‌ از قبيل‌ جذام‌ و طاعون‌ و امثال‌ آن‌.  چنين‌ بلاهايي‌ هم‌ در اثر گناهان‌ كبيره‌ متوجه‌ انسان‌ مي‌ شود. گناهان‌ كبيــره‌  مانند اذيت‌ پدر و مادر و عاق‌ والدين‌ و يا قطع‌ رحم‌ و يا مخالفت‌ با امام‌ و پيغمبر و امثال‌ آن‌ها. يك‌ چنين‌ گناهاني‌ انسان‌ را مستحق‌ انتقام‌ خدا مي ‌كند. دليل‌ انتقام‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ با اين‌ كه‌ معذب‌ شده‌ است‌، به‌ ياد خدا نيست‌ و به‌ خدا پناهنده‌ نمي‌شود تا عذاب‌ را از او  برطرف‌ كند. با اين‌ كه‌ معذب‌ است‌ به‌ خــدا و دين‌ خدا و رعايت‌ تقوا بي‌ اعتنا است‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ به‌ محض‌ اين‌ كه‌ مصيبتي‌ مي ‌بينند، به‌ خدا پناهنده‌ مي ‌شوند و به‌ ياد گناه‌ خود مي ‌افتند و توبه‌ مي ‌كنند وليكن‌ كفار چنين‌ نيستند، خواه‌ در آسايش‌ و نعمت‌ باشند و يا در عذاب‌ و نقمت‌، به‌ خدا پناهنده‌ نمي ‌شوند و فرج‌ خود را از خدا نمي‌ خواهند. گاهي‌ علامت‌ نقمت‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ گناهكار ثروتي‌ و نعمتي‌ مي ‌دهد كه‌ مايه‌ غفلت‌ او از خــدا مي‌ شود، تكبر و غرور او را مي ‌گيرد و حالت‌ توبه‌ و پناهندگي‌ به‌ خدا در او پيـدا نمي ‌شود. بيشتر و بيشتر معصيت‌ مي ‌كند و ثروت‌ خود را در راه‌ ظلم‌ و كفر و گناه‌ مصرف‌ مي ‌نمايد. لذا مولا اميرالمؤمنين‌ از آن‌ گناهاني‌ مي ‌ترسد كه‌ مايه ‌ نزول‌ بلا و نقمت‌ مي ‌شود. (تفسیر دعای کمیل)