تفاوت دین تقلیدی با دین علمی

دين در افكار و عقايد مردم به دوكيفيت تمركز يافته : به كيفيت تعبد و تقليد و به علم و هدايت. دين بعضي افراد به صورت خوش باوري و تقليد است. صرفا بر پايه گفتن و شنيدن، و دين بعضي بر پايه علم و حكمت استوار است. تعبد و تقليد، علم نيست فقط ارتباط به گفتن ها و شنيدن ها دارد. گفته اند خدا يكي است، قبول است بعد مي گويند همين خورشيد خدا است، قبول است. آن ماه و آن ستاره خدا است قبول است، ذره اي علم و استدلال در كار نيست. اصول و فروع دين همه جا برپايه گفتن و شنيدن فلاني پيغمبر و فلاني خليفه است. دين هاي تعبدي و تقليدي هيچ كدام مجهز به علم و دانش نيستند. اين همه تضاد و تناقض در اديان مختلف همه دين خود را برحق ميدانند با اين كه دين حق بر پايه علم و حساب و استدلال يكي بيشتر نيست. دين عالمانه و عاقلانه همه انبياء و اولياء يكي است و دين جاهلانه هزاران هزار. دين تعبدي و تقليدي در ميدان علم و استدلال قابل دوام نيست. علم و استدلال مانند نور است كه چون طالع شود ظلمت نيست اكنون كه مشخص نيست چه كسي پيغمبر است، همه پيغمبرند يا معلوم نيست چه كسي امام است همه امامند. دين علمي يك حقيقت است همه را به دايره وحدت مي كشاند، اما دين تعبدي منشاء تفرقه و اختلاف است. خداوند همه پيغمبران را مجهز به علم و معجزات ميكند و همين طور امام معصوم. رسول خدا فرمودند: دين يهود هفتاد و يك فرقه شدند، فقط يك فرقه برحق بودند. دين مسيح هفتاد ودو فرقه شدند و دين اسلام هفتاد سه فرقه ميشود كه يك فرقه برحقند. فرق ديگر دين حق و باطل، حرف حساب است و حرف حساب يك كلمه است. پس امروز دين خدا يكي است و آن دين اسلام به رهبري  چهارده معصوم ع و بقيه هرچه هست باطل است گرچه منسوب به پيغمبران باشد. و فقط اين دين است كه اصول و فروع آن برمدار علم و حكمت و عقل و دانش استوار است. ذره اي خلاف مصلحت و خلاف حكمت در آن راه ندارد. امام صادق ع بزرگ ترين عالم عامل انتقال اصول و فروع دين از تعبد و تقليد به علم استدلال و قبول دين بر پايه آگاهي و آزادي بودند. ايشان و پدر بزرگوارشان امام باقر ع مدتي قريب سي سال كه از شرّ طغيان گران بني اميه فرصت و آزادي به دست آوردند در مسند تعليم و تر بيت نشستند، اصول و فروع دين اسلام و قرآن مبين را مبرهن و مستدل در اختيار اهل عالم گذاشتند. اگر فرصتي به دست آوريد و مبادي كليه علوم طبيعي و اخلاقي و علم كلام و خداشناسي و آخرت شناسي را پيگيري كنيد كه از چه منشأ و مبدئي جريان يافته و در اختيار دانشجويان قرار گرفته خواهيد دانست كه سرچشمه تمامي اين علوم دوران زندگي اين دو امام بزر گوار امام باقر و امام صادق عليهما السلام بوده است. عده اي از دانشمندان فرانسه اخيرا كتابي به نام مغز متفكر جهان شيعه جعفر ابن محمد نوشته اند و علوم طبيعي و ديني و الهي را پيگيري كرده اند اعتراف كرده اند كه سر چشمه تمامي علوم مكتب امام جعفر صادق ع است. شما كتابهاي كافي واستبصار ومن لا يحضره الفقيه و ساير كتابهاي دوران غيبت صغری وقرني بعد از غيبت كبري را مطالعه كنيد تا بدانيد ائمه اطهار اصول و فروع دين اسلام و قرآن را چگونه توضيح و تشريح كرده در اختيار اهل دانش و بينش قرار دادند و اين همه عالم و دانشمند در مكتب خود پرورش داده اند. پس حقيقتا آن بزر گوار يعني امام صادق شجره مباركي است كه ثمرات علم و دانش از خود به يادگار گذاشت و اين همه دانش و دانشمند پرورش داد، اين همه آموزشگاه ها از دبستان و دبيرستان و دانشگاه در سطح كره زمين شاخ و برگ اين شجره مباركه است، آن حضرت بود كه حركت جوهري و حركت انتقالي و تكاملي را ثابت كرد. به يكي از شاگردانش گفت مثلا همين صدا كه تو مي شنوي از مسير حركت به تو ميرسد. شاگردش عرض چطور صدا حركت مي كند؟ فرمود آن آهنگر را مي بيني كه حدود دويست متر از ما دور است، الآن كه ديدي پتك خود را به آهن ميكوبد بعد از دو سه ثانيه صداي پتك به ما ميرسد، پس سه ثانيه طول مي كشد صدايش به ما برسد. تمامي تغييرات از مسير حركت است. سكون و سكوت مطلق مساوي با مرگ است. (مقاله شرح آیه نور)