ثمرات يک زندگي طبيعي و اسلامي برپايه حکمت خدا سه چيز است.

 اول رشد اجتماعي زن و مرد از ازدواج که با اين ازدواج پيوند با جوامع بشري پيدا کنند و شاخه ‏اي از شجره انسانيت شناخته شوند آن حالت بيگانگي و بي تفاوتي آنها نسبت به جامعه برداشته شود زيرا زن و مردي که عزب هستند و ازدواج نکرده اند نسبت به جامعه بي تفاوت هستند و نسبت به خود احساس مسئوليت نمي کنند. تا وقتي که پسر و دختر در خانه پدر زندگي مي کنند اتکاء آنها به پدر و مادر مانع احساس مسئوليت زندگي مي گردد حاضر نيستند به خود متکي باشند و بار مسئوليت زندگي را به دوش بکشند و در خدمت جامعه قرار گيرند. اين عدم اتکاء به خود و بي تفاوتي آنها را نسبت به جامعه بيگانه مي کند و خطرات جامعه را خطرات به خود نمي دانند اگر پدر و مادرها کشته شوند چندان رنجي نمي برند زيرا هنوز پدر و مادر نشده اند و يا اگر فرزندان مردم در معرض خطر و ضرر قرار گيرند در خود احساس رنج و مشقت نمي کنند که هنوز صاحب پسر و دختر نشده اند. بيگانگي و بي تفاوتي زن و مرد عزب نسبت به جامعه از ديگران بيشتر است. براي رفع اين بيگانگي و قبول مسئوليت ديگران و خدمت به جامعه خداوند متعال پسر و دختر را بوسيله ازدواج به جامعه پيوند مي دهد و آنها را با توليد نسل و قبول مسئوليت در خدمت به جامعه قرار مي دهد و اين ازدواج پايه و مايه دو نتيجه ديگر مي گردد که آن دو نتيجه دليل ارزش و بقاء موجوديت بشر است. اول رشد انسان در مسير توليد و پرورش مالي و اجتماعي دوم رشد انسان در مسير کسب عزت و آبرو. مشاهده مي کنيد که پيدايش عزت و آبرو هدف اصلي انسانها در خط زندگي مي باشد که همه کس تلاش مي کند در جامعه آبرو و اعتباري پيدا کنند و از اين راه محبوب جامعه قرار گيرند چنان محبوبيت و اعتباري که ساير افراد را در خط حفظ موجوديت خود قرار داده و به اين وسيله مقامي پيدا کند. آبرو و عزت يک سرمايه اي است که انسانها جان و مال را براي کسب اين سرمايه فدا مي کنند. در حديثي از امام صادق ع نقل مي کنند که از ايشان پرسيدند آيا مال خود را فداي جان خود کنيم يا جان خود را فداي مال، حضرت فرمودند: البته بايد مال خود را فداي جان خود کنيد زيرا کسب مال براي حفظ جان است و اگر جان نباشد مال ارزش ندارد و باز مي پرسند که اگر امر داير شود بين حفظ جان و حفظ آبرو و اعتبار آيا براي جان از آبروي خود صرفنظر کنيم و حيثيت و اعتبار خود را رها کنيم و يا براي حفظ آبرو و حيثيت از جان خود صرفنظر کنيم، امام ع مي فرمايند: بايستي براي حفظ آبرو و حيثيت از جان و مال خود بگذريم زيرا ارزش شما به آبرو و اعتبار شما است، اگر عزت و آبرو نداشته باشيد جان و مال شما ارزش ندارد. مانند يک فراري از ميدان جنگ که براي حفظ جان آبروي خود را مي برد و دشمن را بر خود مسلط مي گرداند و از ترس شهادت خود را به ذلت و اسارت مي اندازد و در آن لذت اسارت زنده است و زندگي دارد وليکن آبرو و اعتبار ندارد.  پس زن و مرد در ازدواج با يکديگر مي کوشند که از طريق صداقت و امانت و عفت و پاکي و کسب مال از طريق مشروع و خدمت به مردم و بذل آن در راه مشروع و خدمت به مردم و ارتباط به جامعه از طريق صله رحم و پذيرش افراد و امثال آن آبرو وعزت پيدا کنند و براي افراد وابسته به خود يک پناهگاه از حوادث و يک مرجع اميدواري باشند تمامي اين خصائص و صفات که انسان را پناهگاه پناهندگان و اميد اميدواران قرار مي دهد روي هم عزت و آبرو و حيثيت و اعتبار ناميده اند که انسانها بايستي در مسير آن رشد کنند و خود را به يک چنين ثمراتي برسانند. (آزادی ثمره آگاهی است)