حکمت خلق ناقص و کامل یا زشت و زیبا توسط خداوند متعال چیست؟

عيب‌ پوشي‌ يكي‌ از بهترين‌ اخلاقي است‌ كه‌ بايستي‌ انسان ها خود را به ‌آن‌ مجهز كنند. خواهي‌ نخواهي‌ زندگي‌ انسان ها و وجود آنها و هيكل‌ آنها سراسر عيب‌ و نقص‌ است‌ كه‌ اين‌ عيوب‌ را خداوند متعال‌ آفريده‌ است‌. خداوند در بدن‌ ما عيوبي‌ آفريده‌ و به‌ ما دستور داده‌ كه‌ عيب‌ خود را از نظر ديگران‌ بپوشانيم.‌ اگر انسان ها مانند برگ‌ گل‌ خلق‌ مي ‌شدند كه‌ در ظاهر و باطن‌ عيبي‌ نداشتند همه‌ جا خوشبو و معطر بودند، خداوند به‌ آنها دستور نمي‌ داد كه‌ بايستي‌ لباس‌ بپوشيد و روي‌ تن‌ و بدن‌ خود پرده ‌اي‌ بياندازيد. وليكن‌ از همان‌ ابتدا قسمتي‌ از اعضاء تن‌ ما را زيبا آفريده‌ كه‌ ما دوست‌ داريم‌ آن‌ زيبائي ‌ها را به همه‌ كس‌ نشان‌ بدهيم‌ و قسمتي‌ از اعضاء تن‌ ما را ناقص‌ و معيوب‌ آفريده‌. مثلا خلقت‌ دهان‌ و دندان‌ با خلقت‌ عورات‌ انسان‌ خيلي‌ فرق‌ دارد. از عورت‌ انسان‌ كثافات‌ ظاهر مي شود و از دهان‌ و زبان،‌ سخنان‌ حكيمانه‌ و عقل‌ و علم‌ پيدا مي شود. قهرا" انسان‌ به فكر اين‌ است‌ كه‌ آن چه‌ كثيف‌ است‌ و مايه‌ نفرت‌ مردم‌ مي شود بپوشاند و آن چه‌ طيب‌ و طاهر است‌ آشكار كند وليكن‌ خداوند متعال‌ براي‌ اين كه‌ زشتي‌ و زيبائي‌ را به‌ انسان ها تعليم‌ دهد و همچنين‌ نقص‌ و كمال‌ را به‌ ما بياموزد در خلقت‌ انسان‌ و در بدن‌ او چيزهائي‌ آفريده‌ كه‌ عيب‌ است‌ بايستي‌ پنهان‌ بدارد و چيزهاي‌ ديگري‌ كه‌ زيباست‌ دوست‌ دارد آشكار كند. همين طور در ذات‌ انسان‌ و خلقت‌ او‌ بدي ها و خوبي ها را در مقابل‌ يكديگر قرار داده.‌ به‌ انسان ها دستور مي دهد كه‌ صفات‌ بد خود را رها كنند و صفات‌ خوب‌ را پرورش‌ دهند. در حديث‌ عقل‌ و جهل‌ امام‌ صادق‌ عليه‌ السلام‌ خبر مي دهد كه‌ انسان‌ در وجود خود مجهز به‌ عواملي‌ هست‌ كه‌ منشاء پيدايش‌ صفات‌ بد مي شود و آن‌ عوامل‌ را مي‌ شمارد. از آن‌ عوامل‌، تعبير به‌ سرباز جهل‌ مي كند و در برابر آنها عوامل‌ خوبي‌ آفريده‌ كه‌ منشاء پيدايش‌ اخلاق‌ و صفات‌ خوب‌ مي شود و انسان‌ مانند فرشتگان‌ و حوريان‌ بهشتي‌ مي شود. از آن‌ عوامل‌ تعبير به‌ لشكر عقل‌ مي كند. به‌ انسان‌ دستور مي دهد كه‌ جهل‌ و لشكر جهل‌ را در وجود خود سركوب‌ كند، عقل‌ و لشكر عقل‌ را در وجود خود بپروراند. پس‌ انسان ها هم‌ در ظاهر بدن‌ و هم‌ در باطن‌ قلب‌ و روح‌ خود مجهز به‌ اعضاء و صفاتي‌ هستند كه‌ زيبا  و كامل‌ است‌ و همچنين‌ مجهز به‌ اعضا و صفاتي‌ كه‌ زشت‌ و ناقص‌ است‌ با اين كه‌ خدا يك چنين‌ نقص‌ و كمالي‌ در وجود انسان‌ آفريده‌ است‌ دستور مي دهد كه‌ نقائص‌ وجودي‌ خود را برطرف‌ كند و از نگاه‌ ديگران‌ بپوشاند و كمالات‌ وجودي‌ خود را آشكار نمايد. اگر كسي‌ بگويد كه‌ چرا خداوند در بدن‌ انسان‌ اعضاء بدي‌ آفريده‌ و يا در قلب‌ و روح‌ انسان‌ صفات‌ بدي‌ خلق‌ كرده‌ است‌ بهتر اين‌ بود كه‌ خداوند انسان‌ را در ظاهر و باطن‌ خيلي‌ زيبا و مجهز خلق‌ مي كرد، صفت‌ بدي‌ نداشته‌ باشد تا بتواند ظاهر سازد و همچنين‌ عيب‌ و كثافتي‌ در بدنش‌ نباشد كه‌ نبايد ظاهر كند. اگر انسان ها مانند برگ‌ گل‌ و يا چراغ هاي‌ نوراني‌ ظاهر و باطن‌ يكنواخت‌ زيبا بودند و عيب‌ و نقصي‌ نداشتند بهتر بود از اين كه‌ خداوند در وجود آنها عوامل‌ بدي‌ بيافريند كه‌ منشاء صفات‌ بد مي شود و يا در بدن‌ آنها كثافاتي‌ پيدا شود كه‌ مجبور شوند بپوشانند، چرا خداوند ناقص‌ و كامل‌ آفريده‌ و يا زشتي‌ و زيبائي‌ خلق‌ كرده‌ است‌؟ جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ چيزي‌ كه‌ براي‌ انسان ها از همه‌ چيز واجبتر است‌ و اگر آن‌ را نداشته‌ باشند بدترين‌ و پست ‌ترين‌ مخلوقات‌ به‌ حساب‌ مي ‌آيند عقل‌ و معرفت‌ است.‌ علم‌ و دانش‌ و عقل‌ و معرفت‌ بزرگ ترين‌ سرمايه ‌اي‌  است‌ كه‌ اگر انسان‌ آن‌ را به دست‌ بياورد و كسب‌ كند تا ابد خوشبخت‌ و سعادتمند است‌ و در برابر جهل‌ و ناداني‌ يك چنان‌ عيبي‌ است‌ كه‌ اگر انسان‌آن‌ را برطرف‌ نكند تا ابد بيچاره‌ و بدبخت‌ است‌ و خداوند براي‌ پيدايش‌ دانش‌ و بينش‌ و عقل‌ و معرفت‌ لازم‌ بوده‌ است‌ كه‌ انسان ها را در ابتداي‌ زندگي‌ به‌ بدي ها و خوبي ها مبتلا كند تا در اثر همين‌ ابتلائات‌ عقل‌ و معرفت‌ پيدا كنند بدي ها و زشتي ها را بعد از آن كه‌ شناخته‌اند رها كنند و در پي‌ كسب‌ خوبي ها و زيبائي‌ ها باشند. بعد از آن‌ كه‌ در اثر ابتلائات‌ عقل‌ و معرفتشان‌ كامل‌ شد آنها را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي رساند و تمامي‌ عيب‌ و نقص ها را از ظاهر بدن‌ و باطن‌ روحشان‌ برطرف‌ مي كند و جاي‌ زشتي‌ ها زيبائي‌ بوجود مي‌ آورد. در زندگي‌ بهشتي‌ انسان ها مانند برگ‌ گل‌ معطرند كه‌ تا ابد ذره ‌اي‌  فرسودگي‌ و پلاسيدگي‌ و عيب‌ و نقصي‌ در آنها پيدا نمي شود.  (شرح دعای شعبانیه)