حکمت خواب و بیداری و مرگ   

مولي‌ عليه‌ السلام‌ حكمت‌ خواب‌ و بيداري‌ ما را بيان‌ مي كند كه‌ چرا در شب ها خدا ما را مي خواباند و روزها ما را بيدار مي كند و يا چرا پيش‌ از قيامـت،‌ براي‌ ما مرگ‌ مقدر مي كند و در قيامت‌ دوباره‌ ما را زنده‌ مي كند. میفرماید:‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ براي‌ ما انسان ها يك‌ دوره‌ درس‌ و كلاس‌ مقدر فرموده‌ تا در اين‌ دوره،‌ ما انسان ها را به‌ كمال‌ مطلق‌ برساند، كمالي‌ كه‌ توأم‌ با نقص‌ نباشد. وقتي‌ كه‌ مـا را به‌ كمال‌ مطلق‌ رسانيد و ما را در مكتب‌ تربيت‌ خود فارغ‌ التحصيل‌ كرد در آن صورت‌ تمامي‌ كائنات‌ و تمامي‌ ثروت ها و نعمت ها و لذت ها كه‌ در دنيا و يا آخرت‌ آفريده‌ بـه‌ اختيار ما مي گذارد. به‌ هـرميزان‌ كه‌ نمره‌ علم‌ و دانش‌ انسان‌ بالا مي رود تصرف‌ او در نعمت ها و استفاده‌ او از نعمت ها بيشتر و زيادتر است‌ و به همان‌ ميزان‌ كه‌ درجه‌ علم‌ و دانش‌ پائين‌ باشد محروميت‌ انسان‌ هم‌ بيشتر و زيادتر است‌. در برنامه‌ تعليم‌ و تربيت‌ خدا، محروميت‌ ما انسان ها خلاف‌ حكمت‌ و خلاف‌ رضاي‌ خداست،‌ موفقيت‌ ما و وسعت‌ قدرت‌ و مالكيت‌ ما مطابق‌ حكمت‌ و مطابق‌ رضاي‌ خداست.‌ به همين‌ منظور اين‌ حالات‌ ضدّ و نقيض‌ را مانند خواب‌ و بيداري‌ و يا مرگ‌ و حيات‌ بوجود آورده‌ تا ما را به كمال‌ مطلق‌ برساند و آن‌ بي نهايت‌ ثروت‌ و نعمت‌ را به ما بسپارد. پس‌ خواب‌ ما و يا مرگ‌ ما دو عامل‌ مهم ‌تربيتي‌ و تكاملي‌ است زيرا حكماء مي گويند:  يعرف‌ الاشياء باضدادها. يعني‌ هرچيزي‌ با ضدّ خود شناخته‌ مي شود. پس‌ ما در صورتي‌ قدر بيداري‌ و هوشياري‌ را مي‌ فهميم‌ كه ‌به‌ ضدّ بيداري‌ مبتلا شويم‌ و همچنين‌ در صورتي‌ قدر حيات‌ و زندگي‌ را مي دانيم‌ كه‌ به‌ ضدّ حيات‌ مبتلا شويم‌. ما در اين‌ زندگي‌ دنيا كه‌ مزه‌ مرگ‌ را نچشيده ايم‌ قدر حيات‌ را نمي‌ دانيم‌. مرتكب‌ اعمالي‌ مي شويم‌ كه‌ ما را به‌ مرگ‌ مي كشاند و حيات‌ ما را از بين‌ مي برد. كفر و گناه‌ هركـدام‌ عامل‌ ضدّ حياتند. از آن طرف‌ ايمان‌ و تقوا عامل‌ ضدّ مرگ‌ و ادامه‌ حياتند و ما چون ‌قدر حيات‌ را نمي‌ دانيم‌ از ارتكاب‌ عمل‌ ضدّ حيات‌ كه‌ كفر و گناه‌ باشد اجتناب‌ نمي‌كنيم‌. خواب‌ دنيائي‌ ما به‌ اين‌ منظور مقدر مي شود كه‌ هنگام‌ خواب‌ همچون‌ مريضي‌ كه‌ بايستي‌ كاملا" تسليم‌ طبيعت‌ باشد تا معالجه‌ شود، ما  در عالم‌ خواب‌ صددرصد تسليم‌ طبيب‌ واقعي‌ هستيم‌ و‌ آن‌ طبيب،‌ خداوند متعال‌ است.‌ خداوند متعال‌ براي‌ اصلاح‌ خون‌ و مزاج‌ ما و تعديل‌ در عـوارض‌ مرض ها و كسالت ها كه‌ بوجود آورده‌ ايم‌ ما را مي خواباند و ما در عالم‌ خواب‌ احساس‌ مي كنيم‌ كه‌ نيرو و انرژي‌ تازه ‌اي‌ بدست‌ آورده‌ ايم.‌ خاصيت‌ خواب‌ ما اين‌ بوده ‌كه‌ ما را براي‌ استفاده‌ از نعمت هاي‌ فرداها و آينده‌ ها آماده‌ كند، لذا حضرت‌ در اين‌ جمله‌ مي‌ گويد كه‌ پروردگارا تو در گهواره‌ امن‌ و امان‌ مرا خوابانيدي‌ و فردا براي‌ استفاده‌ بيشتر از نعمت ها مرا بيدار كردي‌. پس‌ اين‌ عامل‌ خواب،‌ نعمت‌ بزرگي‌ از نعمت هاي‌ تو بوده‌ است‌. مرگ‌ هم‌ به همين‌ كيفيت‌ است‌، ما در دوران‌ عمـر خود از اين‌ زندگي‌ دنيائي‌ كه‌ توأم‌ با رنج‌ و مشقت‌ و زحمت‌ است‌ خسته‌ مي شويم،‌ در اثر جهالت‌ و ناداني‌ تمامي‌ نعمت هائي‌ كه‌ خدا به ما مي دهد ضايع‌ مي كنيم‌ و به‌ سـوي‌ پيري‌ و مرگ‌ مي رويم‌. مرگ‌ انسان ها و پيري‌ آنها مولود جهل‌ و اشتباهات‌ او است نه‌ اين كه‌ خدا به قدرت‌ خود حيات‌ انسان‌ را بگيرد. حيات‌ دائم‌ و استراحت‌ لذتبخش‌ در زماني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ما انسان ها در سايه‌ لطف‌ خدا زندگي‌ كنيم‌ نه‌ به‌ اراده‌ و اختيـار خود، و اين‌ سايه‌ لطف‌ خدا در زندگي‌ آخرت‌ فراهم‌ مي شود. انسان ها در زندگي‌ آخـرت‌ صددرصد تسليم‌ اراده‌ خدا هستند. از خود اراده‌ و اختيار ندارند. خداوند متعال‌ هـم‌ تمامي‌ درهاي‌ نعمت‌ و لذت‌ را به روي‌ انسان‌ مي گشايد و يك‌ زندگي‌ بهشتي‌ براي‌ انسان‌ داير مي كند، با اين‌ حساب‌ خواب‌ ما و مرگ‌ ما دو نعمت‌ بزرگ‌ هستند كه‌ مـا را در دنيا به‌ علم‌ و تجربه‌ و درآخرت‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي كشانند. اگر اين‌ عوارض‌ خواب‌ و مرگ‌ نباشد انسان ها براي‌ زندگي‌ بهشتي‌ آماده‌ نمي شوند. خواب‌ ما و مرگ‌ ما به‌ اين‌ دليل‌ دو نعمت‌ بزرگ‌ هستند كه‌ ما را از غم ها و غصه‌ ها و عوارض‌ فكري‌ و رواني‌ و يا آلام‌ و اسقام‌ بدني‌ مي رهانند. پس‌ اولين‌ فايده‌ خواب‌ نجات‌ از اين‌ رنج ها و غم‌ و غصه‌ ها و فكر و خيالات‌ است. بعلاوه‌ خداوند در عالم‌ خواب،‌ بندگان‌ خود را از نظر نيرو و قدرت‌ مجهز مي كند و آنها را براي‌ زندگي‌ فردا آماده‌ مي نمايد. مرگ‌ هم‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌. مرگ‌ با طي‌ الزمان‌ هزارهــا سال‌ را تبديل‌ به‌ يك‌ ساعت‌ و يك‌ دقيقه‌ مي‌ كند و ما را به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي رساند. شما اينطور فكركنيد كه‌ ظهور قيامت‌ و زندگي‌ آخرت‌ هزارسال‌ ديگر يا صد سال‌ ديگـر طول‌ مي كشد شما در اين‌ صدسال‌ و هزارسال‌ اگر زنده‌ باشيد هرروز و هر ساعت‌ با رنج‌ و زحمتي‌ رو به رو هستيد. حوادث‌ و عوارض‌ زندگي‌ شما را رنج‌ مي دهد. در برابر هر رقم‌ رنج‌ و زحمت‌ به خدا پناهنده‌ مي شويد و نجات‌ خود را و يا فرج‌ و آسايش‌ خود را از خــدا تمنا مي كنيد. آيا بهتر نیست كه‌ اين‌ صد سال‌ و هزارسال‌ با يك‌ خوابي‌ بگذرد و شما غم‌ و غصه‌‌ و رنج‌ و زحمتي‌ نداشته‌ باشيد، بعد كه‌ بيدار شديد خود را در زندگي‌ بهشتي‌ ببينيد يا بهتر است كه‌ در اين‌ فاصلـه‌ صد يا هزار سال‌ يا بيشتر زنده‌ باشيد و هرروز مانند گذشته‌ ها با غم‌ و غصه ‌اي‌ و رنـج‌ و زحمتي‌ روبرو شويد تا روزگاري‌ كه‌ آخرت‌ داير مي‌ گردد و درهاي‌ بهشت‌ به روي‌ شمـا افتتاح‌ شود البته‌ تصديق‌ مي كنيد كه‌ در اين‌ فاصله‌ خواب‌ ما از بيداري‌ ما بهتـر است‌ زيرا وقتي‌ كه‌ خوابيده ‌ايم‌ عارضه ‌اي‌ نداريم‌ غم‌ و غصه ‌اي‌ به ما نمي رسد. اما وقتي‌ كه‌ بيداريم‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ در زندان‌ روزگار محبوسيم‌. با اين‌ حساب‌ خواب‌ ما و مرگ‌ ما نعمت‌ است‌. لااقل‌ آزادي‌ از غم‌ و غصه‌ ها و رنج‌ و زحمت ها بعلاوه‌ نيرو گرفتن‌ و آماده‌ شدن‌ براي‌ زندگي‌ فرداي‌ دنيا يا فرداي‌ قيامت‌. مولا در اين‌ جملات‌ حكمت‌ بيداري‌ از خواب‌ يا مرگ‌ را هم‌ بيان‌ مي كند. مي فرمايـد: خداوند بعد از خواب‌ و يا مرگ‌ مرا بيدار كرد تا در اين‌ بيداري‌ مرا به سوي‌ نعمت ها و لذت ها ببرد و درهاي‌ خير و بركت‌ را بروي‌ من‌ باز كند. (شرح دعای صباح)