بین خواندن و خواستن دعاها تفاوت زیاد است.

خداوند تبارک و تعالي همه جا علم و دانش را بر عمل که همان حرکت بسوي نعمت هاست مقدم داشته و تربيت و تعليم را در مقدمه هر نوع فعاليتي قرار داده است. بايستي بدانيم که يکي از عوامل بزرگ پيدايش علم و حکمت در وجود انسان، خواهش و نيايش است زيرا دعا و خواهش به معناي خواستن چيزي از خداوند، ثروت و قدرت است. انسانها همان چيزي را مي خواهند و يا ممکن است بخواهند که بدانند اگر ندانند نمي خواهند. جاهل و نادان چيزي را از خداوند ثروت و قدرت نمي خواهد زيرا نمي داند که بخواهد خواهش و خواستن با خواندن دعاها خيلي فرق دارد. همه جا خواندن و خواستن ملازم يکديگر نيست و اين دو از يکديگر قابل تفکيک است. در بسياري از حالات خواندن، دعا هست ولي خواستن وجود ندارد. مي گويند ربنا آتنا في الدنيا حسنه، وليکن حسنات را نمي دانند و نمي خواهد و گاهي خواهش و خواستن در انسان پيدا مي شود وليکن خواندن و بر زبان جاري کردن وجود ندارد و مانند کساني که احتياجات دروني خود را مي دانند و مي خواهند بدون اين که بر زبان جاري کنند. گرفتار بلاها و مصيبت هستند در درون قلب خود از خدا خواهش دارند که بلا را برطرف کند بدون اين که آن خواهش را بر زبان جاري کنند، گاهي هم خواندن جملات دعا توأم با خواهش و تقاضا است. مانند جايي که آنچه مي خوانند و مي دانند از خدا مي خواهند. ربنا آتنا را مي خوانند، آن حسنات را، از خدا مي خواهند. دعاي کميل همان جملات دعا و نيايش است که انسان مي داند و مي خواند و مي خواهد. دانستن و خواندن و خواستن، يک دعاي کامل است و صددرصد برطبق وعده خدا مستجاب است. آنجا که مي گويند رب ادخلني الجنه و زوجني من الحور العين. مي دانند چه مي گويند و چه مي خواهند. جملات را بر زبان خود با شوق و اشتياق جاري مي کنند ولي در حالي که آنچه مي دانند مي خوانند الفباء عبارات در خواهش او مستهلک است يعني به لفظ و عبارت توجه ندارند، فقط معنا و مضامين آن را مي خوانند. (کتاب اصلاح هدف ها)