در هر کاری باید از راهش وارد شد.

خداوند در سوره فلق مي فرمايد: و من شر غاسق اذا وقب از شرّ دزد هايي كه از دو عمل باطل كه يكي استفاده از تاريكي و ديگر استفاده از بيراهه است تا با اين دو عمل باطل بر مردم مسلط شوند به خدا پناه ببرید. بايد بدانيم كه هر عملي و فنّ و هر كاري مثل خانه هاي مسكوني دَري دارد و راهي براي ورود به آنها لازم است. مي بينيم در اسلام، قانون اين است كه وارد هر كار يا مؤسسه اي مي شوید بايد از دَرِ آن داخل شويد. در قانون اسلام اگر يكي بدون تخصص بگويد خياط هستم، خائن حساب مي شود و اگر پارچه مردم را بگيرد و ضايع كند بايد پول پارچه مردم را بدهد و مزد هم به خياطي او تعلق نمي گيرد يا اگر كسي بگويد كفاش هستم و كفش مردم را بد وصله كند بايد غرامت كفش را بدهد و چيزي طلبكار نمي شود. كسي كه ادعاي طبابت مي كند بايد كسي باشد كه از راهش وارد شده و درسش را خوانده باشد. اگر بدون ورود به دانشگاه و طي كردن مسير علم پزشكي ادعاي طبابت كند از بيراهه وارد شده است زيرا در ورودي طبّ دانشگاه است، درس و بحث آن را فرا بگيرد و فوت و فنّ آن را بياموزد و بعد خود را دكتر بنامد. از دوران كودكي خود يادم هست كه در روستا بودم چند نفر در كوچه ها راه مي افتادند و صدا مي زنند آي حكيم آي حكيم . مردم مريض احوال هم از آنها مي خواستند كه آنها را معالجه كند. مثلا خانمي در اثر سرماخوردگي چشم درد گرفته بود آمدند او را معالجه كنند چشمش را كور كردند و آن زمان پنجاه تومان پول گرفتند كه شايد معادل پانصد هزار تومان حالا باشد. اين دزدي طبيب است. آدمي است كه طبيب نيست بلكه از بيراهه وارد شده و از ناداني مردم هم استفاده مي كند و خود را طبيب معرفي مي كند. دزدها هميشه اين دو سرمايه را به كار مي برند. تا وقتي انسان اين دو را نشناسد نمي تواند مانع دزدي دزدها شود. دزدها در تماس با  هركسي از جهل او استفاده مي كنند. آنها از آدم هاي خبره و دانا مي ترسند. مثلا شما به مغازه پارچه فروشي مي روي تا پارچه اي تهيه كني، فروشنده  در صورتي مي تواند سر شما كلاه بگذارد كه شما با جنس و قيمت پارچه آشنا نباشيد، اگر ببينند شما آشنا و خبره هستي جرأت نمي كند دروغ بگويد كه پارچه من بهترين پارچه است و قيمت كاذبي را براي آن معين كند. خيانتكار در صورتي مي تواند خيانت كند كه شما به فوت و فنّ كارها وارد نباشید. به همين ترتيب در هر معامله اي لازم است خبره و با اطلاع باشيم تا از شرّ دزدها در امان باشيم. خداوند مي فرمايد: (من شر غاسق اذا وقب) از شرّ آدم هائي كه از تاريكي استفاده مي كنند. اگر بخواهند خانه اي را غارت كنند اول سعي مي كنند چراغ هاي خانه و كوچه خاموش باشد و صاحب خانه در خواب و بعد هم از بيراهه استفاده مي كنند. وقب يعني وارد شدن از بيراهه. دزد هرگز دَر نمي زند بلكه از بالاي ديوار وارد مي شود. بطور كلي هر خيانت و استثماري كه در عالم واقع شده بواسطه  اين دو عامل بوده است و عمل استثمارگران هم براي استثمار يك مملكت به همين ترتيب است. اگر بخواهند از راه درست وارد مملكتي شوند بايستي با رؤساي آن امور تماس بگيرند و سفير و وزير خود را معرفي كنند و هدف خود را مشخص كنند. اگر آنها پذيرفتند و روابط سالم بين دو طرف برقرار شد خوب است و اشكالي ندارد اما سياست استثمارگران اين است كه قبل از هر چيز افكار عمومي ملت ها را تحت تأثير خود قرار مي دهند. از خودشان تعريف ها و تمجيد ها مي كنند و به عكس تا مي توانند آن كشور مورد نظر را تحقير مي كنند و فريب مي دهند. وقتي ملت را فريب دادند و افكار عمومي را به نفع خود آماده كردند، آن وقت كم و بيش رهبران مملكت هم در جريان قرار مي گيرند و به اين ترتيب تابع نقشه ها و خواسته هاي آنها مي شوند. اين كلاهبرداري و دزدي است كه يك نفر  مخفيانه با بچه هاي شما تماس مي گيرد آنها را با دادن شيريني و شكلات و وعده و وعيد به سمت خود جذب مي كند و شما هم پس از اين كه متوجه شديد هر چه بچه ها را نصيحت كنيد و از آن كلاهبردار بترسانيد، بچه ها قبول نكنند و بر شما ايراد بگيرند كه آن آدم به ظاهر مهربان را قبول داشته باشيد و شما خواه ناخواه ناچار به پذيرفتن آن كلاهبردار شويد. دولت هاي استعمارگر هم توسط جاسوسان خود، مردم را فريب مي دهند و در افكار جامعه نفوذ كرده و تأثير مي گذارند بدون اين كه شناخته شوند. (تفسیر سوره فلق)