درکات جهنم هفت است و درجات بهشت هشت.

درک جهنم مولود جهل انسان بوده و هشت درجه بهشت مولود علم او است. درکات جهنم به نامتناهي متصل نمي‏ شود در صورتي که درجات بهشت به نامتناهي وصل مي‏ گردد و از اين رو است که راه جهنم کوچه بن بست بوده و کوچه علم باز است. جهل و جاهل در محدوديت قرار مي‏گيرد و علم و عالم نامحدودند، و همين محدوديت جهل و عدم محدوديت علم باعث مي‏ شود که درجات علم و عالم، هشت و درکات جهل و جاهل، هفت باشد. از نظر اين که درجه هشتم که کلاس هشتم تکامل و آسمان هشتم معراج است به نامتناهي وصل مي‏ گردد، و در نتيجه انسان، نامتناهي مي ‏شود و از نظر اين که از درجات نامبرده علم و کساني که در آن درجه هستند راهشان به سوي بهشت باز است. براي بهشت هشت در معرفي شده است. و از نظر اين که انسانهاي کافر به قهقهرا برگشته‏ اند با هر يک از اولياء خدا و دين او با سلاح و علم و عمل همان ولي خدا به مبارزه برميخيزند، پس در مقابل هر يک از درجات علم و درجه آن عالم درکي هم از جهل بوجود ميآيد که آن هم دري از درهاي جهنم شناخته مي‏ شود. مثلا شيطان مبارز با حضرت موسي غير از شيطان مبارز با حضرت عيسي است و همچنين شيطان مبارز با حضرت عيسي غير از شيطان مبارز با حضرت خاتم الانبياء است. هر يك از منافقين و شيطانهايي که با پيغمبري به مبارزه بر ميخيزند خود را به علم و عملي مجهز مي ‏کنند که بتوانند دعوت، آن پيغمبر را خنثي کنند و امت او را به گمراهي بکشانند. مثلا خداوند متعال آدم را از نزديکي به ميوه آن درخت ممنوع کرد و به او تذکر داد که اگر مي ‏خواهد هميشه در بهشت بماند و از آن ميوه هاي فراوان استفاده کند بايد به آن شجر نزديک نشود. آدم دانست که نبايد به آن درخت نزديک شود. در اين جا شيطان آدم خود را به سلاح علم و عقيده همان آدم مجهز کرد و براي او قسم خورد که براي خلود در بهشت لازم است که از ميوه آن درخت استفاده کند و کساني که او را نهي کرده ‏اند فرشته ‏ها بوده ‏اند نه خدا. شيطان معاصر موسي به نام سامري، مشاهده کرد موسي به کوه طور مي‏ رود و نداي خدا را مي‏ شنود گوساله صداداري درست کرد و گفت خداي شما و موسي همين گوساله است. اگر موسي نمي‏ گفت: صداي خدا را مي ‏شنوم سامري را هم گوساله صدادار درست نمي‏ کرد. شيطانهاي معاصر حضرت عيسي که او را صاحب کتابي به نام انجيل ديدند، انجيلهاي قلابي و جعلي ساختند و امت او را گمراه نمودند و شيطان هاي معاصر رسول اکرم نيز امامت و خلافت قلابي ساختند و با اسم و عناوين جعلي امت او را به گمراهي کشانيدهاند و همينطور ... پس در مقابل هر دري از درهاي بهشت دري هم از جهنم باز مي ‏شود. به طور کلي هر علم و صفت خوبي که در حد اعتدال قرار گيرد دو طرف افراط و تفريط هم دارد. آن حد اعتدال دري از درهاي بهشت و آن دو طرف افراط دري از درهاي جهنم است. تنها جايي که شياطين از مبارزه با آن عاجز  و بيچاره مي شود مبارزه با انسانهاي مرحله هفتم و هشتم است، و شايد از مرحله پنجم و ششم تا آخر، شياطين از اين مبارزه عاجز باشد. به ميزاني که علم مؤمن بالا رود شياطين از مبارزه با او در آن مرحله علم عاجزند. راستي هم قدرت علم و حکمت انسانهاي مرحله هشتم آن قدر زياد است که شيطان ها در مقابل آن مقاومت ندارند. (کتاب برهان معراج و شق القمر)