سفارش اسلام به نظافت

در شرع‌ اسلام‌ خيلي‌ به‌ تنظيف‌ و نظافت‌ سفارش‌ شده‌ است‌. از آن‌ جمله‌ فرمايش‌ مشهور پيغمبر اكرم‌ (ص‌) كه‌ فرموده‌ اند: النظافه‌ من‌ الايمان. يعني‌ پاكيزگي‌ بدن‌ و لباس،‌ جزء ايمان‌ است‌. تا جائي‌ كه‌ لااقل‌ در هفته‌ اي‌ يك‌ مرتبه‌ استحمام‌ را به‌ عنوان‌ غسل‌ روز جمعه‌ واجب‌ كرده‌ اند و بعضي‌ علما آن‌ را مستحب‌ مي ‌دانند. مسلما" كسي‌ كه‌ هفته ‌اي‌ بر او بگذرد و بدن‌ و لباس‌ خود را شستشو نكند به‌ خود و ديگران‌ جفا كرده‌ است‌. در مورد بلند شدن‌ موهاي‌ زير بغل‌ و ساير قسمت‌هاي‌ بدن‌ خيلي‌ تأكيد شده‌ است‌ كه‌ با استعمال‌ نوره‌ يا وسائل‌ ديگر از بلند شدن‌ موها جلوگيري‌ كنند. در اين‌ مورد حضرت‌ رسول‌ اكرم ‌(ص‌) مي‌فرمايد: نگذاريد موهاي‌ زير بغل‌ شما و يا عورت‌ شما بلند شود كه‌ شيطان‌ آن‌ را سپر خود قرار مي‌دهد. يعني‌ آلودگي‌ در اين‌ موارد باعث‌ مي‌شود كه‌ انسان‌هاي‌ شيطان‌ صفت‌ به‌ دليل‌ عدم‌ نظافت‌ و بر مؤمنين‌ خورده ‌گيري‌ كنند و از آنها عيب‌ جوئي‌ نمايند و يا اين كه‌ باعث‌ توليد ميكروب‌ها و عوامل‌ موذي‌ بدن‌ مي‌شود و اين‌ عوامل‌ به‌ عنوان‌ جن‌ و شيطان‌ شناخته‌ شده‌ است‌. در حديث‌ ديگر پيغمبر اكرم‌ (ص‌) مي‌فرمايند: خاكروبه‌ و زباله‌ را در گوشه‌ اتاق‌ و منزل‌ جمع‌ نكنيد كه‌ طوائف‌ جن‌ آن‌ زباله‌ را لانه‌ خود قرار مي‌ دهند و به‌ زندگي‌ شما جلب‌ مي ‌شوند. در تعبير اين‌ احاديث‌ فرموده ‌اند كه‌ منظور از جن‌ همان‌ ميكروب‌ها و حشراتي‌ است‌ كه‌ در زباله‌ ها توليد مي‌شود و مايه‌ آلودگي‌ هواي‌ تنفسي‌ و يا آب‌ آشاميدني‌ مي‌شود. تطهير از اين‌ همه‌ آلودگي ‌هائي‌ كه‌ بدن‌ و لباس‌ و يا زندگي‌ و ظروف‌ انسان‌ را كثيف‌ مي‌كند وليكن‌ نجس‌ نمي‌شود، نظافت‌ مي ‌گويند. كه‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ در تنظيف‌ بدن‌ و لباس‌ و زندگي‌ ده‌ و شهر و مساجد و مراكز اجتماع‌ مردم‌ خيلي‌ سفارش‌ فرموده ‌اند و مخصوصا از آلوده‌ ساختن‌ آب‌ آشاميدني‌ خيلي‌ نهي‌ فرموده‌ اند. حضرت‌ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا عليه ‌السلام‌ به‌ يكي‌ از دوستانش‌ سفارش‌ مي‌كند كه‌ اگر خواستي‌ كنار نهري‌ دست‌ و بدن‌ خود را شستشو كني‌، جايز نيست‌ به‌ ميان‌ نهر بروي‌ بلكه‌ لازم‌ است‌ مقداري‌ آب‌ برداري‌ و در بيرون‌ نهر بدن‌ و لباس‌ خود را بشویي‌. پس‌ تنظيفات‌ و نظافت‌ و مخصوصا در مورد آب‌ آشاميدني‌ در شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ مستحب‌ مؤكد و بلكه‌ واجب‌ شده‌ است‌. لغت‌ دوم‌ كه‌ براي‌ پاكيزگي‌ استعمال‌ مي‌شود طهارت‌ و تطهير ناميده‌ شده‌ است‌. طهارت‌ در مقابل‌ نجاست‌ به‌ معناي‌ تطهير از آلودگي‌ هائي‌ است‌ كه‌ مانع‌ قبول‌ نماز مي‌شود. شخص‌ نمازگزار پيش‌ از نماز خواندن‌ بر او واجب‌ است‌ كه‌ از آن‌ آلودگي‌ها، بدن‌ و لباس‌ خود را تطهير نمايد. اين‌ تطهير براي‌ كسي‌ كه‌ بخواهد اشتغال‌ به‌ نماز واجب‌ و مستحب‌ و يا طواف‌ واجب‌ و مستحب‌ پيدا كند، واجب‌ است‌. اگر بدون‌ تطهير از اين‌ آلودگي‌ ها نماز بخواند و يا طواف‌ كند نماز و طواف‌ او قبول‌ نيست‌. آلودگي ‌هائي‌ كه‌ مانع‌ قبول‌ نماز مي‌ شود، بر دو قسم‌ است‌: كه‌ قسمت‌ اول‌ را حدث‌ و قسمت‌ دوم‌ را خبث‌ مي‌ نامند. حدث‌ يعني‌ حوادثي‌ كه‌ در وجود انسان‌ كه‌ سبب‌ وجوب‌ غسل‌ و وضو مي ‌شود. هر حادثه ‌اي‌ كه‌ وضو و غسل‌ را بر انسان‌ واجب‌ كند، حدث‌ مي‌ نامند. مانند حادثه‌ جنابت‌ و يا حيض‌ و نفاس‌ و يا مَسّ‌ ميت‌ و حادثه‌ خروج‌ بول‌ و غايط‌ و خواب‌ و چيزهائي‌ ديگري‌ كه‌ سبب‌ وجوب‌ وضو و يا غسل‌ مي‌ شود. به‌ مناسبت‌ اين كه‌ يكي‌ از اين‌ حوادث‌ انسان‌ را ملزم‌ به‌ غسل‌ وضو مي‌كند، حدث‌ ناميده ‌اند و اما كلمه‌ خبث‌ يعني‌ ترشحات‌ نجس‌ و خبيثي‌ كه‌ از انسان‌ خارج‌ مي ‌شود، بدن‌ و لباس‌ او را نجس‌ مي‌كند كه‌ بدون‌ تطهير، نماز او قبول‌ نيست‌. خواه‌ ترشحات‌ نجس‌ از خود انسان‌ باشد و يا نجاساتي‌ از غير انسان‌ مانند خون‌ حيواناتي‌ كه‌ صاحب‌ نفس‌ سائله‌ هستند. (تمام‌ حيواناتي‌ كه‌ بدون‌ ذبح‌ شرعي‌ ذبح‌ مي ‌شوند، ميته‌ حساب‌ مي‌ شوند و نجس‌ هستند.) تمام‌ حيواناتي‌ كه‌ صاحب‌ خون‌ جهنده‌ هستند، پيش‌ از ذبح‌ شرعي‌، خون‌ بدن‌ آنها چه‌ به‌ طريق‌ ذبح‌ خارج‌ شود چه‌ به‌ طريق‌ غير ذبح‌، نجس‌ است‌. در صورتي‌ كه‌ بدن‌ و يا لباس‌ مسلمان‌ به‌ آن‌ خون ها آلوده‌ شود، پيش‌ از نماز بايستي‌ تطهير كند و ليكن‌ خون‌ بدن‌ آنها بعد از ذبح‌ شرعي‌ آنچه‌ در بدن‌ آنها باقي‌ مي‌ ماند، پاك‌ و حلال‌ است‌. همين‌ طور مني‌ از تمام‌ حيواناتي‌ كه‌ خون‌ آنها نجس‌ دارند، نجس‌ است‌. همين‌ طور مدفوع‌ تمام‌ حيوانات‌ حرام‌ گوشت‌ نجس‌ است‌ و اگر بدن‌ و لباس‌ به‌ آن‌ آلوده‌ شود، تطهير آنها واجب‌ است‌. سگ‌ و خوك،‌ نجس‌ هستند كه‌ تطهير از رطوبت‌ هاي‌ آنها واجب‌ است‌. انسانهاي‌ مشرك‌ كساني‌ كه‌ منكر خدا هستند و غير خدا را مي ‌پرستند، نجس‌ هستند. رطوبت‌ بدن‌ آنها اگر بدن‌ و لباس‌ را آلوده‌ كند، تطهير بدن‌ و لباس‌ پيش‌ از نماز واجب‌ مي‌شود. پاكيزگي‌ از همه‌ اين‌ آلودگي ها را به‌ دليل‌ اين كه‌ خداوند به‌ تطهير از اين‌ آلودگي‌ ها امركرده‌ طهارت‌ مي‌ نامند. فرق‌ بين‌ طهارت‌ و نظافت‌ اين‌ است‌ كه‌ در تطهير، قصد قربت‌ به‌ عنوان‌ امتثال‌ امر خدا براي‌ شست‌ و شو واجب‌ شده‌ است‌ وليكن‌ در تنظيف‌ چنين‌ قصد قربتي‌ لازم‌ نيست‌. يعني‌ خداوند انسان‌ را پيش‌ از نماز، امر به‌ تنظیف نفرموده‌ وليكن‌ امر به‌ تطهير از نجاسات‌ كرده‌ است‌. نظر به‌ اينكه‌ همين‌ جا فرمان‌ خدا اجرا مي‌شود و انسان‌ طبق‌ فرمان‌ الهي‌ مأمور به‌ تطهير مي‌شود، رفع‌ يك‌ چنين‌ آلودگي ‌ها كه‌ به‌ فرمان‌ خدا انجام‌ مي‌ گيرد، تطهير مي ‌نامند. زيرا يك‌ چنين‌ اعمالي‌ مايه‌ طهارت‌ روح‌ و بدن‌ انسان‌ مي‌ شود، از اينكه‌ امر خدا را امتثال‌ مي‌كند و به‌ قصد انجام‌ امر الهي‌، بدن‌ و يا لباس‌ خود را تطهير مي‌ نمايد. در برابر اين‌ طهارت ‌ها كلمه‌ نجاست‌ قرار مي‌ گيرد يعني‌ هر حادثه‌ و يا آلودگي‌ كه‌ باعث‌ عدم‌ قبول‌ نماز مي ‌شود. منظور از قصد قربت‌ در تطهير از نجاسات‌، درك‌ همين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسان‌ مي‌ داند خداوند امر به‌ تطهير فرموده‌، ولي‌ در مواردي‌ كه‌ بدن‌ و يا لباس‌ انسان‌ به‌ چيزهائي‌ آلوده‌ مي‌ شود كه‌ نجس‌ نيست‌، انسان‌ مي‌ داند كه‌ خداوند امر به‌ تنظيف‌ از اين‌ آلودگي‌ ها نفرموده‌ است‌، هرچند كه‌ نظافت‌ در نزد خدا محبوب‌ و محترم‌ است‌. پس‌ كساني‌ كه‌ بدن‌ و لباس‌ آنها چركين‌ و كثيف‌ شده‌ و اجازه‌ دارند با آن‌ بدن‌ و لباس‌ نماز بخوانند مي‌دانند كه‌ خداوند براي‌ نماز امر به‌ تنظيف‌ بدن‌ و لباس‌ نكرده‌ است‌ و اجازه‌ داده‌ است‌ با لباس‌ چركين‌ و لك‌ دار نماز بخواند. ولي‌ كساني‌ كه‌ بدن‌ و يا لباس‌ آنها به‌ نجاست‌ آلوده‌ مي ‌شود، مي ‌دانند كه‌ خدا امر به‌ تطهير بدن‌ و يا لباس‌ فرموده‌، مخصوصا هنگام‌ نماز و يا طواف‌ مي‌ دانند كه‌ بدون‌ تطهير، نماز آنها قبول‌ نيست‌. منظور از قصد قربت‌ در تطهير بدن‌ و يا لباس‌ درك‌ فرمان‌ الهي‌ در پاكيزگي‌ از آن‌ نجاسات‌ است‌ و الاّ در حال‌ غفلت‌ و بدون‌ قصد اگر بدن‌ و يا لباس‌ آنها تطهير شود احتياج‌ به‌ تكرار تطهير نيست‌. براي‌ وضوح‌ بيشتر مي‌گوئيم‌ تطهير از حدث‌ يعني‌ غسل‌ و وضو و تيمم‌ قصد قربت‌ لازم‌ دارد وليكن‌ تطهير از نجاسات‌، قصد قربت‌ لازم‌ ندارد، هر چند كه‌ آن‌ تطهير براي‌ نماز و طواف‌ واجب‌ است‌. (کتاب شجره طوبی)