یگانه راه رسیدن به فضیلت، گذشت و بخشش است.

راه ‌فضيلت‌ و تكامل‌ مانند مسافرت‌ از بيابان‌ به‌ روستا و از روستا به‌ شهرهاي‌ بهتر و بالاتر و همين طور تا آخرين‌ شهر مقصد. انسان‌ مسافر اگر در طريق‌ مسافرت‌، خود را نسبتا به‌ يك‌ جاي‌ خوش‌ آب‌ و هوايي‌ برساند و در همانجا متوقف‌ گردد از تكامل‌ باز مي‌ ماند و نمي‌ تواند سير خود را ادامه‌ دهد. راه‌ كسب‌ معارف‌ و فضايل‌ نيز چنين‌ است‌.  انسان‌ در هر زماني‌ يك‌ موجوديت‌ خاص‌ مادي‌ و معنوي‌ پيدا مي كند كه‌ اگر همان‌ موجوديت‌ را آخرين‌ سرمايه‌ تكامل‌ بداند و خود را در همان‌ حال‌ و موجوديت‌ متوقف‌ گرداند از تكامل‌ باز مي ماند و ديگر نمي تواند براي‌ جلب‌ مقام‌ بهتر و يا سرمايه‌ بيشتر و فضيلت‌ زيادتر فعاليت‌ كند. در خط‌ ازدياد ثروت‌ بايستي‌ ثروت‌ خود را در راه‌ جلب‌ ثروت‌ بيشتر به كـار اندازد. پول‌ نقد را رها كند و جنس‌ مورد احتياج‌ مردم‌ را خريداري‌ نمايد و باز آن‌ جنس‌ موجود را رها نموده‌ جنس‌ بهتر و عا‏لي ‏تر و يا اين كه‌ سرمايه‌ هاي‌ خود را در راه‌ توليــد و آباداني‌ مصرف‌ كند و از اين‌ راه‌ خود را به‌ ثروت‌ بيشتر و عالی‏‏ تر برساند و يا اگر مقام‌ و منصب‌ مي‌‏ خواهد كه‌ در ميان‌ مردم‌ محبوبيت‌ پيدا كند بايستي‌ مال‌ خود را در راه‌ رفع‌ نياز مردم‌ و خدمات‌ بيشتر به‌ آنها مصرف‌ كند. آنجا كه‌ نيازمند و محتاجي‌ به‌ او مراجعـه‌ مي‏كند اگر مال‌ خود را در راه‌ رفع‌ نياز آن‌ نيازمند مصرف‌ نمايد مال‌ خود را از دست‌ داده‌ و به‌ جاي‌ آن‌ محبوبيت‌ در نزديك‌ انسان‌ و يا ده‌ نفر و صد نفر پيدا كرده‌ است‌ و همين طـور در صورتي كه ‌خدمات‌ خود را ادامه ‌دهد و از نيازمندان‌ رفع‌ نياز نمايد در نظر مردم‌ محبوبيت‌ بيشتر و بيشتر پيدا مي‏كند تا جائي كه‌ مردم‌ او را به‌ جاي‌ پدر نجات‌ بخش‌ خود مي ‏شناسند و اين‌ محبوبيت‌ يك‌ مقام‌ و منصب‌ طبيعي ‌است . مقام‌ و منصبي‌ كه‌ براي‌ هيچ كس‌ قابل‌ ظهور نيست‌ مگر كساني كه‌  خدمت‌ به‌ مردم‌ و جلب‌ محبت‌ آنها از مال‌ و ثروت‌ در نظرش‌ مطلوب‏ تـر باشد كه‌ در اين‌ رابطه‌ از رسول‌ خدا نقل‌ كرده‌ اند كه‌ فرمودند: سيدالقوم‌ خادمهـــم‌ و يا فرمودند: خيرالناس‌ انفعهم‌ للناس‌ يعني‌ آقا و سيد هر قومي‌ خدمتگزار به‌ آنها است. كساني كه‌ بهتر و بيشتر خدمت‌ مي‏كنند سيادت‌ و رياست‌ بيشتري‌ بدست‌ مي‌آورند و باز فرمودند: بهترين‌ مردم‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ بيشتر از همه‌ نافع‌ به‌ حال‌ مردم‌ باشد. كسي كه‌ با ثروت‌ كم،‌ محبوبيت‌ بيشتر بدست‌ مي‌‏آورد كامل‏ تر است ‌از كسي كه ‌با ثروت‌ زيادتر محبوبيت‌ كمتر بدست‌ آورده‌ است.‌ با اين‌ حساب‌ هر كسي‌ كه‌ مي‏خواهد خود را به ‌مقام‌ بهتر و فضيلت‌ زيادتر برساند و فكرخود را در همان‌ موجوديت‌ حاضر مادي‌ و معنوي‌ متمركز نسازد خداوند مي‏فرمايد: اگر انسان‌ دوست‌ دارد به‌ آن چه‌ آرزومند است‌ برسد بايستي‌ در مقام‌ بذل‌ و بخشش‌ و خدمت‌ به‌ مردم‌ و رفع‌ نياز آنها باشد. اگر بخشش‌ و خدمات‌ خود را جلوگيري‌ كند به‌ مقام‌ بهتر و عا‏لي‏ تري‌ نائل‌ نخواهد شد مانند كسي‌ است‌ كه‌ در وسط‌ راه ‌مسافرت‌ متوقف‌ شده‌ و خود را سربند منظره‌ اي‌ از روستا و يا شهركوچك‌ نموده‌ كه‌ از حركت‌ بسوي‌ شهر بزرگ تر باز مي‏ ماند. لذا قاعده‌ ترقي‌ و تكامل‌ اين‌ است‌ كه‌ هر نوع‌ سرمايه ‌اي‌ مادي‌ و يا معنوي‌ بدست‌ آورده‌ ايد خواه‌ علم‌ و دانش‌ باشد و يا فن‌ و هنر بايستي‌ آن را در راه‌ بدست‌ آوردن‌ چيزي‌ از آن‌ بهتر و بيشتر مصرف‌ كنيد. وقتي كه ‌مال‌ و ثروت‌ و يا علم‌ و دانش‌ خود را در راه‌ خدمت‌ به‌ انسان‏ها مصرف‌ مي‏كنيد در نظر انسان‏ها و در نزد خداوند متعال‌ محبوبيت‌ پيدا مي‏كنيد كه ‌محبوبيت‌ در اين‌ دو مورد سرمايه‌ تمدن‌ زندگي‌ بهشتي‌ است و ورود به‌ بهشت‌ دو سرمايه‌ اساسي‌ لازم‌ دارد: يكي‌ رضايت‌ و محبت‌ انسان‏ها و ديگري‌ محبت‌ و رضايت‌ خدا كه‌ اين‌ دو سرمايه‌ از مسير خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا حاصل‌ مي‏شود. با اين‌ حساب‌ كساني كه‌ افكار و همت‏ هاي‌ خود را در موجوديت‏ هاي‌ مادي‌ و معنوي‌ و حفظ‌ آن چه‌ بدست‌ آورده ‌اند متمركز سازند از ترقي‌ و تكامل‌ باز مي‌‏ مانند. (تفسیر سوره نجم)