وضعیت خالدین فیها ابدا در قیامت

زندگي‌ آخرت‌ فقط‌ بهشت‌ و جهنم‌ است.‌ بهشت‌ براي‌ دوستان‌ خدا و جهنم‌ براي‌ دشمنان‌ خدا و با حسابهاي‌ ديگري‌ كه‌ از آيات‌ قرآن‌ و احاديث‌ وارده‌ استنباط‌ مي ‌شود اين‌ است‌ كه‌ در ابتداي‌ ظهور قيامت‌ اگر چه‌ اكثريت‌ جهنمي‌ و اقليت‌ بهشتي‌ هستند وليكن‌ بعد از مدتي‌ كه‌ رسيدگي‌ به‌ حساب‌ باشد و نوبت‌ عفو خدا و عفو ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ مي‌ رسد. اكثريت‌ بهشتي‌ و اقليت‌ جهنمي‌ خواهند بود. خداوند در آيات‌ سوره‌ مريم‌ مي‌ فرمايد: و نزعنا من‌ كل‌ شيعة‌ ايهم‌ اشد علي‌ الرحمن‌ عتياً. هر جمعيت‌ و گروهي‌ در رأس‌ خود افرادي‌ دارند و باز آن‌ افراد در رأس‌ خود افراد ديگر. مثلا جمعيت‌ امت‌ حضرت‌ موسي‌ و يا امت‌ حضرت‌ عيسي‌ ميليونها و ميلياردها نفر هستند. خداوند افراد برجسته‌ آنها را كه‌ در كفر و گناه‌ درجه‌ يك‌ به‌ حساب‌ مي‌ آيند و سخت‌ دشمن‌ خدا و اولياء خدا هستند چنين‌ افرادي‌ را در اين‌ آيه‌ شريفه‌ مستحق‌ جهنم‌ مي‌ دانند. افرادي‌ هستند كه‌ حقيقتاً در مسير كفر و گناه‌ و تجاوز تغيير ماهيت‌ داده ‌اند. جنسيت‌ انساني‌ آنها صددرصد تبديل‌ به‌ جنسيت‌ حيواني‌ و درندگي‌ شده‌ است. انسانهائي‌ كه‌ از شنيدن‌ نام‌ خدا و اولياء خدا به‌ شدت‌ تنفر دارند و از آنها فرار مي‌كنند، حاضر نيستند نام‌ آنها را بشنوند چه‌ برسد كه‌ از نام‌ آنها خوششان‌ بيايد يا لااقل‌ بدشان‌ نيايد. خيلي‌ فعاليت‌ در كفر و گناه‌ لازم‌ است‌ تا ماهيت‌ انسان‌ را تغيير دهد. يك‌ انسان‌ دشمن‌ درجه‌ يك‌ خداي‌ متعال‌ و اولياء بر جسته‌ خدا گردد اقليتي‌ كه‌ به‌ اين‌ كيفيت‌ شناخته‌ شده ‌اند بسيار كمند. و همان ها در جهنم‌ مخلد هستند. افرادي‌ هستند كه‌ تحمل‌ عذاب هاي‌ جهنم‌ براي‌ آنها آسانتر است‌ كه‌ تسليم‌ فضيلت‌ و انسانيت‌ و یا تسليم‌ انسانهاي‌ با فضيلت‌ شوند. خوب‌ در اين‌ حديث‌ كه‌ در كتاب‌ انوار نعمائي‌ نوشته‌ شده‌ است‌ دقت‌ كنيد تا مخلدين‌ در آتش‌ جهنم‌ را از نظر رواني‌ بشناسيد. حديث‌ در كتاب‌ انوار نعمائي‌ دارد كه‌ گاهگاهي‌ لااميرالمومنين‌ «ع‌» سري‌ از جهنم‌ و جهنمي‌ها مي ‌زند زيرا آن‌ حضرت‌ سلطان‌ بهشت‌ و جهنم‌ است‌. اميرالمؤمنين،‌ مطلق‌ است‌ در دنيا و آخرت‌. جهنمي ‌ها به‌ فرمان‌ او جهنمي‌ مي‌ شوند و بهشتي‌ ها به‌ فرمان‌ او بهشتي‌ هستند، چون‌ مظهر رحمت‌ خداست‌ گاهگاهي‌ از اين‌ زندان‌ عالم‌ آخرت‌ كه‌ جهنم‌ است‌ سري‌ مي ‌كشد تا گرايش‌ انسانها را به‌ حق‌ و عدالت‌ و يا مظهر حق‌ و عدالت‌ بشناسد. با ورود ايشان‌ ميان‌ جهنمي ‌ها قدري‌ حرارت‌ دروني‌ آنها فرو مي ‌نشيند و هواي‌ سردي‌ تن‌ آنها را نوازش‌ مي ‌دهد و بسياري‌ پناهنده‌ به‌ حضرت‌ مي‌ شوند، يك‌ پناهندگي‌ رواني‌ و قلبي‌. نه‌ فقط‌ پناهندگي‌ از ترس‌ عذاب‌. حضرت‌ آنها را مشمول‌ عفو خودش‌ قرار مي‌ دهد و عفو آن‌ بزرگوار درست‌ عفو خداوند متعال‌ است.‌ همانطور كه‌ غضب‌ او، غضب‌ خداوند متعال‌ است‌. خداوند خودش‌ در دنيا و آخرت‌ با انساني‌ روبرو نمي ‌شود كه‌ به‌ او بگويد تو بهشتي‌ هستي‌ و يا جهنمي‌ هستي‌. كارهاي‌ حكومتي‌ خدا به‌ دست‌ ائمه ‌اطهارعليهم ‌السلام‌ است‌. بسياري‌ از آنها كه‌ مستحق‌ عفو الهي‌ هستند، به‌ فرمان‌ آن‌ حضرت‌ از عذاب‌ نجات‌ پيدا مي ‌كنند و در خط‌ زندگي‌ بهشتي‌ و تربيتي‌ قرار مي‌ گيرند و اين‌ سر و صدا و يا باد سرد به‌ مركز اصلي‌ جهنم‌ مي‌ رسد. عذاب‌ آنها هم‌ قدري‌ سبكتر مي ‌شود. مركز اصلي‌ جهنم‌ فلق‌ ناميده‌ مي‌ شود يعني‌ همان‌ انسانهائي‌ كه‌ عامل‌ اصلي‌ پيدايش‌ جهنم‌ هستند، همان‌ انسانهائي‌ كه‌ جهنم ‌سازها را ساخته ‌اند و آنها را در خط‌ جهنم ‌سازي‌ به‌ كار انداخته ‌اند كه‌ آنها را اصحاب‌ تابوت‌ هم‌ مي‌ گويند. يعني‌ مردگان‌ در جهنم‌. مردگاني‌ كه‌ يك‌ ذره‌ رگ‌ شعور و حيات‌ انساني در آنها نمي ‌گنجد. آنها مي‌ پرسند  اين‌ سر و صدا و اين‌ باد روح ‌افزا از كجا وزيد ديگري‌ به‌ آنها مي ‌گويد مولا علي‌ ابن‌ ابيطالب‌ اميرالمومنين‌ است‌ كه‌ از اين‌ زنداني‌ ها سر مي‌كشد تا از اوضاع‌ و احوال‌ آنها آگاهي‌ پيدا كند انساني‌ كه‌ نفر اول‌ در آن‌ مركز اصلي‌ جهنم‌ است‌ به‌ رفقاي‌ اطراف‌ خود مي ‌گويد كسي‌ اين‌ سرپوش‌ تابوت‌ را برندارد كه‌ من‌ نمي ‌توانم‌ علي‌ را در آن‌ عظمت‌ ببينم‌ و دوست‌ ندارم‌ او مرا در اين‌ ذلت‌ مشاهده‌ كند. تحمل‌ همين‌ عذاب ها براي‌ من‌ گواراتر است‌ كه‌ او را در آن‌ عزت‌ و خود را در اين‌ ذلت‌ مشاهده‌ كنم.‌ اين‌ معنا حقيقت‌ دارد واقعاً انسانهاي‌ درجه‌ يك‌ اهل‌ جهنم‌ آنچنان‌ مغلوب‌ تفكر و تكبر خود مي ‌شوند و آنچنان‌ روح‌ تكبر و عداوت‌ بر آنها غلبه‌ مي ‌كند كه‌ تحمل‌ آتش ها و حرارت ها برايشان‌ آسانتر است‌ از اين كه‌ از پيرزني‌ كه‌ مظلوم‌ به‌ ظلم‌ آنها‌ واقع‌ شده‌ است‌ معذرت‌ خواهي‌ كنند و بگويند ببخشيد به‌ شما ستم‌ كرديم‌ و شما از ما بگذريد. پس‌ در ميان‌ آن‌ همه‌ جهنمي‌ ها حدود دوازده‌ نفر اهل‌ تابوتند. يعني‌ در مركز اصلي‌ جهنم‌ كه‌ روح‌ حيات‌ انساني‌ در آنها وجود ندارد. فقط‌ حيات‌ حيواني‌ و درّندگي‌ دارند و باز در ميان‌ آنها يك نفر در مركز اصلي‌ تابوت‌ قرار گرفته‌ كه‌ مي ‌گويد نمي ‌توانم‌ علي‌ عليه‌ السلام‌ را در آن‌ عظمت‌ ببينم‌ و حاضر نيستم‌ او مرا در اين‌ ذلت‌ ببيند. روح‌ حسد و تكبر آنچنان‌ بر او غلبه‌ مي‌كند كه‌ تحمل‌ عذاب ها برايش‌ آسانتر است‌ تا قبول‌ عزت‌ و عظمت‌ اولياء خدا. چنين‌ افرادي‌ و نمونه‌ آنها شايد چند درجه‌ بالاتر و پائين‌ تر كساني‌ هستند كه‌ خدا مي ‌فرمايد: ايهم‌ علي‌ الرحمن‌ عتياً . بقيه‌ انسانهائي‌ هستند كه‌ جداً گرايش‌ به‌ حق‌ پيدا مي ‌كنند و تسليم‌ اولياء خدا مي ‌شوند، موجبات‌ نجات‌ آنها فراهم‌ مي ‌شود. پس‌ بايستي‌ قبول‌ كنيم‌ كه‌ اهل‌ بهشت‌ در انتها ميلياردها ميليارد نفر هستند و اهل‌ جهنم‌ بسيار كم‌ و اندك‌. در اين‌ رابطه‌ كه‌ زندگي‌ آخرت‌ از ميلياردها ميليارد انسان‌ تشكيل‌ مي‌ شود. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)