چرا خداوند زندگی دنیایی را بصورت مسابقه درآورده است؟

مسابقه‌ يكي‌ از مسائل‌ فطري‌ و رواني‌ انسان‌ها در ميدان‌ زندگي‌ دنيا و آخرت‌ است‌. با يكديگر مسابقه‌ دارند كه ‌هركدام‌ مال‌ و ثروت‌ بيشتري‌ به‌ دست‌ آورند و از يكديگر جلوتر باشند و يا مسابقه‌ دارند كه‌ در علم‌ و دانش‌ بر يكديگر سبقت‌ بگيرند و در ميدان‌ علم‌ و هنر پيشرفته‌ تر از ديگران‌ باشند و همين‌ طور در تمامي‌ مسائل‌ مادي‌ و معنوي‌، بين‌ انسان‌ها مسابقه‌ پيدا مي‌ شود. مسابقه‌ بين‌ انسان‌ها به‌ دو منظور انجام‌ مي‌گيرد، يكي‌ به‌ منظور اين‌ كه‌ در ميدان‌ كسب‌ ثروت‌ و قـدرت‌ از حريف‌ خود بهتر باشد و ثروت‌ و قدرتي‌ زيادتر از ديگران‌ به‌ دست‌ آورد، و ديگر به‌ منظور اين‌ كه‌ صرفا در ميدان‌ مسابقه‌ از رفيق‌ خود بهتر و  جلوتر باشد، هرچند كه‌ سبقت‌ بر رقبا واجد مزايايي‌ و يا جايزه‌ و پاداشي‌ نباشد. مثلا دو نفر يا ده‌ نفر در ميدان‌ مسابقه‌ شروع‌ به‌ دويدن‌ مي‌ كنند، هركدام‌ به‌ فكر اين‌ كه‌ از ديگري‌ جلوتر باشد. به‌ محض‌ اين‌ كه‌ چند قدم‌ جلوتر افتاد و به‌ آخر ميدان‌ مسابقه‌ رسيد، ذوق‌ و شوق‌ در او پيدا مي ‌شود و موفقيت‌ خود را به‌ رخ‌ ديگران‌ مي ‌كشد و رقباي‌ خود را تحت‌ الشعاع‌ خود قرار مي ‌دهد. مسابقه‌ يك‌ مسئله‌ اي‌ است‌ فطري‌ و رواني‌ كه‌ خداوند در كتاب‌ خود براي‌ بندگان‌ خود، ميدان‌ مسابقه‌ به‌ وجود آورده‌ و تشويق‌ كرده‌ است‌ كه‌ سعي‌ كنند در اين‌ ميدان‌ بر يكديگر سبقت‌ بگيرند. يكجا مي‌ فرمايد: «و سابقوا الي‌ مغفره‌ من‌ ربكم‌ و جنه‌ عرضها السموات‌ والارض‌« ، بر يكديگر سبقت‌ بگيريد كه‌ هرچه‌ زودتر خود را به‌ مغفرت‌ الهي‌ برسانيد و از ديگران‌ زودتر وارد بهشتي‌ شويد كه ‌پهنه ‌آن‌ برابر آسمان‌ها و زمين‌ است‌. در اين‌ مسابقه‌ خداوند دو نعمت‌ و دو سرمايه‌ به‌ كساني‌ كه‌ مسابقه‌ را مي ‌برند، اختصاص‌ مي ‌دهد. يكي‌ مغفرت‌ خدا ، يعني‌ نيرو و قدرتي‌ كه‌ در انسان‌ استعداد فراگيري‌ علم‌ و دانش‌ ايجاد مي‌ كند و با داشتن‌ آن‌ نيروها انسان‌ از ديگران‌ بيشتر و بهتر مي ‌داند و زيادتر معرفت‌ به‌ خدا پيدا مي‌ كند و پاداش‌ دوم،‌ زندگي‌ بهشتي‌ است‌ كـه‌ در آن‌ زندگي‌ هر چه‌ بخواهد و بطلبد در اختيار خود دارد. پس‌ در اين‌ مسابقه‌ خداونـد دو نوع‌ جايزه‌ مقدر و مقرر فرموده‌ و صرفا به‌ حركت‌ انسان‌ها و سبقت‌ آن‌ها از ديگران‌ اكتفا ننموده‌ است‌. آيه‌ ديگركه‌ مسابقه‌ را ترسيم‌ مي ‌كند و براي‌ سبقت‌ جايزه‌ و پاداش‌ معين‌ مي‌ كند، آيه‌ سوره‌ واقعه‌ است‌ كه‌ مي ‌فرمايد: «اذا وقعت ‌الواقعه‌« تا اين‌كه‌ مي ‌فرمايد: «والسابقون ‌السابقون‌ اولئك‌ المقربون‌« يعني‌ كساني‌ كه‌ بر ديگران‌ سبقت‌ مي ‌گيرند، بيشتر مقرب‌ درگاه ‌خدا هستند و باز مولا اميرالمومنين‌ (ع‌) در ترسيم‌ مسابقه‌ ديني‌ و تكاملي‌ در سخنراني‌ روز عيد فطر خود مي ‌فرمايد: «الاوان‌ اليوم‌ المضمار و غدا"السباق‌ والسبقه‌ الجنه‌ والغايه‌ النار»  يعني‌ شما مردم‌ بدانيد كه‌ امروز در زندگي‌ دنيا روز تمرين‌ و آزمايش‌ است‌ تا در اثر اين‌ تمرين‌ و آزمايش‌ هر كسي‌ خود را براي‌ جلوتر رفتـن‌ و جلو افتادن‌ مجهز كند و فردا در ميدان‌ زندگي‌ آخرت‌ روز سبقت‌ گرفتن ‌انسان‌ها بر يكديگر است‌ و جايزه‌ اين‌ مسابقه‌ بهشت‌ است‌ و انتهاي‌ ميدان،‌ زماني‌ است‌ كـه‌ به‌ مرز آتش‌ جهنم‌ مي‌ رسند. آن‌ حضرت‌ انتهاي‌ حركت‌ مؤمن‌ و كافر را روشن‌ مي ‌كند و مي ‌فرمايد: كفار در انتهاي‌ مسابقه‌ به‌ وادي‌ جهنم‌ مي‌ رسند و مؤمنين‌ داخل‌ بهشت‌ شده‌، جايزه‌ را مي ‌برند.  حكمت‌ مسابقه‌ مسئله‌ ترقي‌ و تكامل‌ بشراست‌. انسان‌ها در ابتداي‌ زندگي‌ و روز تولد از مادر در حد صفرند، از نظر ثروت‌ و قدرت‌ و علـم‌ و حكمت‌ در ابتداي‌ ميدان‌ قرار مي‌ گيرند، فاقد سرمايه‌ هاي‌ مادي‌ و معنوي‌ هستند. ميدان‌ مسابقه‌ آن‌ها از نظر زمان‌ و مكان‌ بي‌ نهايت‌ است‌ و اين‌ ميدان،‌ از نظر مكان،‌ سراسرعالم‌ خلقت‌ است‌ و از نظر زمان،‌ تا ابد و بدون‌ انتها، تا سرمايه ‌هايي‌ كه‌ بر آن‌ها واجب‌ و لازم ‌است‌، به‌ دست‌ آورند و براي‌ هميشه‌ خوشبخت‌ و سعادتمند باشند. يكي‌ از این سرمایه ها، بي‌ نهايت‌ ثروت‌ و ديگر محبوبيت‌ در نظر انسان‌ها و سرمايه‌ سوم‌، محبوبيت‌ در نزد خدا و تقرب‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌، اين‌ سه‌ نوع‌ ثروت‌ بي نهايت‌ را بهشـت‌ ناميده ‌اند. انسان‌ها اگر در حد صفر و يا در وضع‌ فكري‌ دنيايي‌ خود متوقف‌ شونـد، از همه‌ چيز محرومند. نه‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ مي ‌رسند كه‌ مطلوب‌ خداوند متعال ‌است و نه‌ هم‌ نعمت‌ و ثروتي‌ به‌ دست‌ مي ‌آورند كه‌ ايده‌ خود آن‌ها و مطلوب‌ خودشان‌ است‌ و اگر در حد صفر و يا وضعيت‌ دنيايي‌ باقي‌ بمانند و ترقي‌ نكنند، مانند حيوانات‌ هستند كه‌ خلقت‌ شان‌ لغو و عبث‌ است‌. نه‌ آن‌ها به‌ هدف‌ خود از زندگي‌ مي‌ رسند و نه‌ هم‌ خداوند به‌ هدف‌ خود از خلقت‌ عالم‌ و آدم‌ كه‌ معرفت‌ است‌، مي‌ رسد. پس‌ توقف‌ آن‌ها در وضع‌ فكري‌ دنيايي‌ غلط‌ بوده‌ و مخالف‌ هدف‌ خداوند متعال‌ از خلقت‌ عالم‌ و آدم‌ است‌. به‌ همين‌ منظور خداوند اين‌ زندگي‌ دنيايي‌ را به‌ صورت‌ ميدان‌ مسابقه‌ درآورده‌ است‌ و مردم‌ را تشويق‌ مي‌كند كه‌ هر چه‌ بيشتر و بهتر بر يكديگر سبقت‌ گيرند و خود را به‌ جايزه‌هاي‌ مطلوب‌ برسانند. خداوند در فطرت‌ انسان‌ها شوق‌ و نشاط‌ به‌ وجود آورده‌ تا هرچه‌ بيشتر فعاليت‌ كنند و از ديگران‌ سبقت‌ گيرند. همين‌ شوق‌ و نشاط‌ از اين‌ كه‌ جلو افتاده ‌اند مطلوب‌ انسان‌ها هست‌ گرچه‌ هنوز به‌ زندگي‌ بهشتي‌ نرسيده‌ باشند. پس‌ مسابقه‌ از سه‌ جهت‌ مطلوب‌ و حكيمانه‌ است:‌ يكي‌ اين‌ كه‌ انسان‌ها را به‌ حركت‌ و فعاليت‌ وادار مي‌ كند و از حـد صفر و زندگي‌ توأم‌ با فقر و جهل‌ نجات‌ مي ‌دهد و نتيجه‌ دوم‌ اين‌ كه‌ در اثر فعاليت‌ و حركت‌ به‌ نعمت‌هاي‌ خدا در دنيا و آخرت‌ مي ‌رسند و هرچه‌ بهتر و بيشتر از نعمت ‌هاي‌ خدا بهره‌ مند مي ‌شوند و نتيجه‌ سوم‌ كه‌ از همه‌ بهتر و عالي ‌تر است‌، اين‌ است‌ كه‌ در اثر حركت‌ و سبقت‌، محبوب‌ خدا و انسان‌هاي‌ زمين‌ و زمان‌ مي‌ شوند و اين‌ محبوبيت‌ در نزد خدا  مطلوب‌ انسان‌ تلاشگر و جستجوگر است‌. پس‌ ترسيم‌ و تنظيم‌ مسابقه‌ و ايجاد شوق‌ و نشاط‌ در هر انساني‌ كه‌ هر چه‌ بهتر و بيشتر ازديگران‌ سبقت‌ گيرد و جايزه‌ و پاداشي‌ كه‌ براي‌ سبقت‌ گيرندگان‌ مهيا شده‌ است‌ به‌ دست‌ آورد، بسيار عاقلانه‌ و حكيمانه‌ است‌ و اين‌ مسابقه‌ و تشويق‌ انسان‌ها به‌ سبقت‌ گرفتن‌، يگانه‌ عامل‌ نجات‌ انسان‌ها از محروميت‌ و رسيدن‌ به‌ مرز موفقيت‌ است.‌ لذا خداوند در كتاب‌ خود و انسان‌ها در زندگي‌ خود، همه‌ جا ميدان‌ مسابقه‌ به‌ وجود مي‌آورند و انسان‌ها را تشويق‌ مي‌ كنند كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ جايزه  بر يكديگر سبقت‌ گيرند. مولا اميرالمومنين‌ (ع‌) در اين‌ جمله‌ زيباي‌ خود كه‌ بسيار عالمانه‌ و حكيمانه‌ است‌ از خداوند متعال‌ كمك‌ مي‌ خواهد و توفيق‌ مي‌ طلبد تا از ديگران‌ سبقت‌ گيرد و زودتر خود را به‌ درجات‌ و مقامات‌ آخرتي‌ برساند. مسابقه‌ به‌ معناي‌ رقابت‌ و حسادت‌ نيست‌ بلكه‌ به‌ معناي‌ نجات‌ يافتن‌ از هلاكـت‌ و محروميت‌ و رسيدن‌ به‌ مرز موفقيت‌ است‌. شايد انسان‌ها فكر مي ‌كنند كه‌ مسابقه‌ انسان‌ها با يكديگر كه‌ هركدام‌ سعي‌ داشته‌ باشند خود را از ديگران‌ جلوتر بيندازند، به‌ معناي‌ حسادت‌ و رقابت‌ است‌، اما حسادت‌ و رقابت‌ مطلوب‌ خدا و مطلوب‌ انسان‌هاي‌ عالم‌ و عادل‌ نيست‌. (تفسیر دعای کمیل)