چگونه انسان ها می‏توانند مانند ذات مقدس خداوندمتعال در هر حالت خود، جمیل و زیبا باشند و مطلوب مردم واقع شوند؟

انسان ها غالبا از نظر این که خیرشان به دیگران برسد و یا برای دیگران بلا و مصیبت باشند و یا بی تفاوت، سه حالت پیدا می کنند که فقط در یک حالت از این سه حالت، زیبا هستند و مطلوب مردم واقع می شوند یعنی در همان حالتی که نافع به حال مردم باشند به آنها خدمت کنند و زندگی آنها را به ثمر برسانند، ولیکن در حالت بی تفاوتی نه خیری از آنها به مردم می رسد و نه شرّی، و یا در حالی که بندگان خدا را معذب می کنند، در این دو حال، جمیل و زیبا نیستند بلکه در نظر دیگران بد، شناخته می شوند و در فکر کسی جمال و زیبایی ندارند ولیکن ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی در هر سه حالت فوق جمیل و زیباست. در آن حال که به بندگان خودش محبت دارد و آنها را مشمول نعمت های خود قرار می دهد، به جمال و زیبایی شناخته می شود و همچنین در حالی که نسبت به بنده خود بی تفاوت باشد، مثلا جایی که دعای او را مستجاب نمی کند یا به داد بنده ای از بندگانش نمی رسد و او را به دست حوادث می سپارد، در این حال و در این عمل هم خداوند جمیل و زیبا و مستحق حمد و ستایش است و همچنین در حال سوم که بنده خود را معذب به عذاب ها می کند و آنها را در محاصره بلاها و مصیبت ها قرار می دهد، باز هم جمیل و زیباست. هم بخشش خدا به جا و به موقع است و هم بلای خدا و معذب کردن بندگانش به جا و به موقع است و هم زمانی که دعای بنده خود را مستجاب نمی کند. با همین عدم اجابت دعا هم خداوند مستحق حمد و ستایش است. زیرا خداوند تبارک و تعالی در تمامی این حالات سه گانه، بنده خود را پرورش می دهد. با دعایی که مستجاب می کند او را پرورش می دهد و یا آن جا که دعایش را مستجاب نمی کند، با همین عدم اجابت، او را به فهم و معرفت می رساند و همچنین در جایی که بنده خود را عذاب می کند با همان عذاب، انسان ها را پرورش می دهد و بعد از آن که به کمال مطلق رسیدند همه جا در معرض ظهور نعمت های خدا قرار می گیرند و برای همیشه خوشبخت می شوند. لذا خداوند در قرآن گاهی که نعمت خود را به بنده ای می رساند، کلمه حمد را بر زبانش جاری می کند و گاهی اجابت دعا را به تأخیر می اندازد با کلمه حمد خود را ستایش می کند و زمانی هم که بنده گناهکار و کافری را عذاب می کند، باز هم با کلمه حمد خود را ستایش می کند. خداوند متعال در تمامی این حالات بندگان خود را پرورش می دهد و به ثمر می رساند. همان قدر که بخشش او به جا و به موقع است عذاب او هم به جا و به موقع است. انسان در صورتی جمال الهی پیدا می کند که تمامی مقدراتی که از جانب خداوند متعال برای او مقدر می شود همه این ها را به نفع خود و به خیر خود می داند. به همان میزان که در فقر و ناداری حمد خدا را و شکر خدا را به جا می آورد در غنا و ثروت هم حمد خدا را به جا می آورد و یکی از این دو تقدیر را از دیگری بهتر و نافع تر به حال خودش نمی داند. به همان کیفیت که در روزگار سلامتی خدا را ستایش می کند که سلامتی به او داده است، در روزگار مرض و کسالت هم خدا را شکر می کند که او را مریض نموده است. شاید انسان در مدت عمر هزاران هزار حالات ضد و نقیض پیدا کند که به فکر مردم یکی از آن حالات به نفع او است و دیگری به ضرر او ولیکن انسان عارف تمامی این حالات را که از جانب خدا مقدر می شود نافع به حال خود می داند و از آن طرف در خدمت به بندگان خدا و فیض رسانی به بندگان خدا مانند خدا می داند و فیض می رساند. کسانی را که مستحق خدمت بداند به آنها خدمت می کند و کسانی را که مستحق نمی داند به آنها خدمت نمی کند و با کسانی که بایستی بی تفاوت باشد و آنها را به مقدراتشان واگذار کند، بر طبق تقدیر خداوند متعال آنها را به خود واگذار می کند. در خدمت به مردم و رفتار مردم مثل و مانند خداوند متعال است، به میزانی در خدمت مردم است که خدا به او فرمان خدمت می دهد و به میزانی در جنگ با مردم است که خداوند به او فرمان جنگ می دهد. انسانی می شود که در تمامی حالات و حرکات اسباب و ابزار دست خداوند متعال است و آن چه برای او مقدر می شود، به خواست و خواهش خداوند است، نه به خواست و خواهش او. انسانهای نمونه این چنین در تسلیم، همانند علی ابن ابیطالب علیه السلام و پیغمبر اکرم و ائمه اطهار هستند. وقتی با دشمن می جنگند به عنوان وظیفه شناسی می جگند و می کشند نه به عنوان غضب و دشمنی و یا وقتی که به بندگان خدا خدمت می کنند، آن هم به عنوان وظیفه شناسی خدمت می کنند نه به خاطر این که انسان مخدوم پدر آن ها و یا خویشاوند دور و نزدیک آنها است. یک چنین انسانهایی که به این کیفیت تسلیم خداوند می شوند، جمال و زیبایی خدا را هم در اعمال و افعال خود بدست می آورند. آنچنان در اعمال و اخلاق زیبا هستند که کوچک ترین عیب و نقصی و نقطه ضعفی در آن ها پیدا نمی شود. (شرح دعای سحر)