اعمال انسان بر انسان حاکمیت دارد.

خداوند متعال درسوره طور خبر مي دهد که هر انساني در گرو عمل خود مي باشد و انسانها اسير اعمال خود هستند و اعمال انسان بر انسانها حاکميت دارد. براي نشان دادن حاکميت اعمال کلمه رهن را به کار مي برد. مي فرمايد کل امر بما کسب رهين. رهن به معناي اين است که شما از کسي مقروض هستيد متاعي را نزد طلب کارگرو مي گذاريد تا روزي که طلب او را بپردازيد. اين جنس که گرو گذاشته ايد آزادي ندارد اسير طلبکار است. انسانها به همين کيفيت درگرو عمل خود هستند، آزادي ندارند مگر در زماني که خود را از حاکميت عمل آزاد کنند. اين حاکميت مربوط اعمالي است که از نوع ظلم و ستم مي باشد، خواه ظلم به نفس باشد يا ظلم به ديگران. مثلاً اگر شما دروغي گفته باشيد يا غيبت کسي را و مال کسي را سرقت کرده باشيد شما اسير همين خيانت هستيد. اگر اهل بهشت باشيد ورود شما به زندگي بهشتي توقف دارد بر جلب رضايت کسي که به او خيانت کرده ايد، او بايستي از شما بگذرد و سند بهشتي شما را امضاء کند و همچنين اگر ظلم به خودتان کرده باشيد عبادتي را ترک کرده باشيد يا مثلاً شراب خورده باشيد و يا عمل واجبي را که شما را به لطف خدا نزديک مي کند ترک کرده باشيد يا فعل حرامي که ظلم به خود شما بوده و ضررش به کسي نرسيده است مرتکب شده باشيد در دو جهت گرفتاري براي شما درست مي کند: اول اين که معصيت خدا کرده ايد لازم است که خدا را راضي کنيد گر چه لطف و کرم خدا خيلي زياد است وليکن در عين حال کسب اجازه و عذرخواهي از گناه و جلب رضايت خدا لازم است امکان ندارد که گناهکار سرزده بدون اعتنا به خدا داخل بهشت شود و در جهت ديگر همان ترک عبادت و يا فعل حرام در سازمان فکر شما و تربيت شما اثر گذاشته و شما را از ديگران عقب انداخته مثلاً شراب به سازمان عقل شما صدمه وارد کرده است از نظر تعقل از ديگران عقب هستند. ترک واجب هم مانع توفيق و تقويت الهي شده است. هر نمازي و هر واجبي و هر مستحبي نيروئي در وجود انسان ايجاد مي کند که آن را توفيق مي نامند، مانند باطري که با نيروي برق شارز مي شود، دل انسان هم در برابر هر عبادتي نيرو مي گيرد و کسي که عبادت ها را ترک مي کند از نظر تقويت روحي عقب مي ماند، قهراً در زندگي بهشتي از ديگران عقب تر است. اين دو ضرر بر انسان حاکميت دارد. اين است معناي رهانت عمل درست مانند مسافري که در خط حرکت متوقف شده و از حرکت باز مانده است. (تفسیر سوره طور)