بین اهل ایمان و کفر، اختلاف روانی و جنسی برقرار است.

آنها از نظر فكري و رواني و روحي و خ‍لقي با كساني كه فاقد روح ايمان و تقوي هستند فرق دارند چنان كه مي شود گفت بين اهل ايمان و تقوي و كفار و متجاوزين تباين جنسي و اختلاف رواني پيدا مي شود درست مانـند اختلاف انـسان و حـيوان  و  يا  زندگان و مردگان با يكديگر اختلاف روحي و رواني دارند كه خداوند در انسان زنده روح حيات آفريده و مردگان فاقد روح حياتند و با يكديگر قابل حشر و اجتماع نيستند، همين طور بين انسان مؤمن و كافر فرق روحي و رواني پيدا مي شود كه انسان مؤمن واجد روح ايمان بوده يعني خداوند روح ديگري بنام روح ايمان و تقوي در قلب مؤمن مي آفريند و كافر از يك چنين روح و روحيه اي محروم است قهرا از صفات و خصايصي كه مربوط به روح ايمان است محروم خواهد بود.كافر درصورتي كه به خدا ايمان نياورد و در خط ايمان قوي قرار نگيرد روح ايمان در او دميده نمي شود او در قياس با مؤمن مانند مرده و زنده است چون فاقد روح ايمان است از خـدا وآخرت و قيامت و انسانيت و فضيلت چيزي درك نمي كند. پس مؤمن و كافر با يكديگر تباين جنسي و رواني دارند. كافـر با روحيه كفر و گناه قابل قبول خدا و اولياء خدا نيست و هرگز نمي تواند در بهشت خلد برين با اهل ايمان و تقوي محشور شود. اگر كافري را به بهشت ببرند مانند اين است كه حيواني را با انسان ها محشور كرده اند تناسب با يكديگر ندارند. با اين عدم تناسب از حشر با يكديگر رنج مي برند و همچنين اگر مؤمني را به جهنم ببرند علاوه برعذاب هاي جهنم به عذاب ديگري معذب مي شود كه حشر با اهل جهنم است. حشر موجودات با يكديگر براساس وحدت جنسي و رواني آنها مقدور و ميسر است. در داستان هدهد و سليمان گفته اند آنجا كه سليمان هدهد را تهديد به عذاب مي كند و مي گويد چرا در جاي خود نيست اگر براي غيبت خود عذر موجه نياورد او را عـذاب مي كنم و يا ذبح مي نمايم از امام (ع) پرسيده اند كه منظور سليمان بن داود از عذاب هدهد چيست، با چه عـذابي مي خواسته است او را معذب كند؟ امام (ع) جواب داده است كه سليمان تصميم داشت هدهد را با مرغ ديـگري كه از جنس او نيست مـثلا كلاغ و كركس در يك قفس محبوس كند كه در نتيجه هدهد از حشر با ناجنس رنج ببرد. با اين حساب كافر و مؤمن نمي توانند با يـكديگر محشور شوند و كافر به دليل كفر خود تناسب با زندگي بهشتي ندارد زيرا فاقد سرمايه زندگي در بهشت مي باشد كه آن سرمايه روح ايمان و تقوي خواهد بود. اهل ايمان به دليل روح ايمان و تقوي با خدا و اولياء خدا سنخيت و جنسيت پيدا مي كنند. بين آنها انس و  محبت پيدا مي شود كه بر اساس آن يكديگر را جلب و جذب مي كنند و بزرگترين لذت آنها حشر با يكديگر است. خداوند متـعال با بندگان مؤمن خود مأنوس است دائم با آنها ارتباط دارد و با آنها سخن مي گويد و آنها را مورد لطف و محبت خود قرار مي دهد. اهل  ايمان علاوه بر اين كه متنعم به انواع نعمت و لذت بهشتي هستند مشمول لطف و محبت خدا هم قرار مي گيرند يعني خداوند در حالي كه به مقام آنها احترام مي گذارد لذايذ بهشتي را در اختيار آنها مي گذارد مانند شما كه ميهمان عزيزي داريد ضمن احترام به مقام او از او پذيرايي مي كنيد. اين پذيرايي توأم با احترام، نعمت بزرگي از نعمات خداوند متعال است. (تفسیر سوره معارج)