حکمت انجام عبادات

واجبات‌ دين ‌ اعمالي‌ را مي‌گويند كه‌ بين‌ انسان‌ و خدا و بين‌ انسان‌ و انسان‌ رابطه‌ دوستي‌ و محبت‌ بوجود مي‌آورد و اين‌ رابطه‌ سرمايه‌ يك‌ تمدن‌ عالي‌ انساني‌ و يا مدينه‌ فاضله‌ مي‌باشد. رابطه‌ با خدا كسب‌ محبت‌ خدا و كسب‌ رضايت‌ خدا اولين‌ سرمايه‌ بزرگ‌ زندگي‌ انسان‌ است‌ كه‌ حقيقتا انسان‌ منهاي‌ اين‌ رابطه‌ و جلب‌ رضايت‌ در حدّ صفر قرار مي‌گيرد و شايد زير صفر. يعني‌ هزاران‌ هزار در از بلا و محروميت‌ به‌ روي‌ او باز مي‌شود و تمامي‌ درهاي‌ موفقيت‌ به‌ سوي‌ او بسته‌ مي‌شود زيرا خدا يك‌ حقيقتي‌ است‌ كه‌ همه‌ كس‌ و همه‌ چيز در حيطه‌ تصرف‌ او است‌. او در علم‌ و قدرت‌ و حفاظت‌ و حمايت،‌ عظيم‌ و نامتناهي‌ است‌ و همچنين‌ در مهر و محبت‌ و تهيه‌ مال‌ و ثروت‌ و رفاه‌ و آسايش،‌ براي‌ بندگان‌ خود كوشا و حريص‌ است‌. هرگز انسان‌ نمي‌تواند خود را آنچنان‌ دوست‌ داشته‌ باشد كه‌ خدا او را دوست‌ ميدارد و باز هرگز نمي‌تواند خود را آنچنان‌ دشمن‌ داشته‌ باشد كه‌ عوامل‌ ضدّ دين‌ و ضدّ خدا او را دشمن‌ دارند كه‌ بنام‌ شيطان‌ شناخته‌ شده‌ اند. همه‌ وقت‌ و همه‌ جا خداوند در تعريف‌ او كلمه‌ «عدوّ مبين‌» را به‌ كار مي ‌برد. اگر درجات‌ و مراتب‌ دوستي‌ خدا را نسبت‌ به‌ خودمان‌ در نظر بگيريم‌ كه‌ ما چند درجه‌ خود را دوست‌ داريم‌ و خدا چند درجه‌،  درست‌ مانند عددي‌ است‌ كه‌ در برابر بي‌نهايت‌ قرار مي‌گيرد. ما شايد چند واحد و چند درجه‌ خود را دوست‌ داريم‌ و براساس‌ همين‌ دوستي‌ به‌ خودمان‌ خدمت‌ مي‌كنيم‌ و تمام‌ خدمات‌ ما در همين‌ خوردن‌ و آشاميدن‌ خلاصه‌ مي‌شود وليكن‌ دوستي‌ خدا با ما بي ‌نهايت‌ عظيم‌ و بزرگ‌ است‌. چه‌ دنيايي‌ براي‌ ما آفريده‌ و در اين‌ دنيا چه‌ نعمت هائي‌ براي‌ ما خلق‌ كرده‌ و چه‌ وعده‌ هائي‌ به‌ ما داده‌ كه‌ ما را تا بي ‌نهايت‌ به‌ ثروت‌ و قدرت‌ برساند. لازم‌ است‌ يك‌ چنين‌ رابطه ‌اي‌ با خدا داشته‌ باشيم‌ و عشق‌ و علاقه‌ به‌ خدا پيدا كنيم‌ و اين‌ عشق‌ و علاقه‌ را خودش‌ به‌ ما مي ‌دهد. راه‌ پيدايش‌ عشق‌ و علاقه‌ شديد به‌ خداوند متعال،‌ دانستن‌ دعاها و عبادت ها و انجام‌ آن‌ است. نماز ما و روزه‌ ما و ساير دعاهاي‌ وارده‌، اولا" يك‌ سلسله‌ علوم‌ و دانش هائي‌ است‌ كه‌ در اختيار ما قرار مي‌گيرند و به‌ ما مي ‌فهمانند كه‌ چه‌ آينده ‌اي‌ داريم‌ و خداوند براي‌ ما چه‌ نعمت هائي‌ تهيه‌ كرده تا‌ اين‌ آينده‌ ها و نعمت ها را بشناسيم‌ و ضمن‌ دعا و نماز و ساير عبادت ها از خدا بخواهيم‌. چيزي‌ كه‌ خدا از ما انتظار دارد همين‌ دانستن‌ و خواستن‌ است‌. بدانيم‌ خدا كيست‌ و چيست‌ و براي‌ خوشبختي‌ ما چه‌ نقشه‌ هائي‌ كشيده‌ و چه‌ نعمت هائي‌ تهيه‌ نموده‌ است‌ يعني‌ دعاها را بخوانيم‌ و بدانيم‌ و آنچه‌ در اين‌ دعاها به‌ ما معرفي‌ كرده‌ اند از خداوند متعال‌ بخواهيم.‌ پيدايش‌ اين‌ رابطه‌ شديد و سرمايه‌ بزرگي‌ كه‌ جلب‌ رضايت‌ خدا و محبت‌ خداست نتيجه‌ واجباتي‌ است‌ كه‌ بنام‌ نماز و روزه‌ و يا عبادت ها و زيارت ها داير شده‌ است‌. واجبات‌ و مستحبات‌ بر دو قسم‌ است‌. قسم‌ اول‌ واجبات‌ و مستحبات‌ براي‌ جلب‌ محبت‌ خدا و اولياء خدا و پيدايش‌ رابطه‌ و معرفت‌ بين‌ انسان‌ و خدا است . يك‌ چنين‌ واجبات‌ و مستحبات‌ را عبادت‌ مي‌نامند. فقط‌ انسان‌ به‌ خداي‌ خود مربوط‌ مي‌شود و از خداي‌ خود خواهش‌ و تمنا مي‌كند. قسم‌ دوم‌ واجبات‌ و مستحبات‌ براي‌ پيدايش‌ رابطه‌ و محبت‌ بين‌ انسان‌ و انسان‌ هم‌ نوع است‌. زيرا يكي‌ ازنعمت هاي‌ بزرگ‌ بعد از لطف‌ و محبت‌ خداوند متعال‌ انس‌ و آشنائي‌ با انسانها و پيدايش‌ رابطه‌ و دوستي‌ بين‌ آنهاست. زندگي‌ انسان‌ منهاي‌ انسان‌ به‌ صفر و زير صفر تنزل‌ پيدا مي‌كند و زندگي‌ انسان‌ منهاي‌ لطف‌ و رضايت‌ خدا به‌ هلاكت‌ و بدبختي‌ ابدي‌ كشيده‌ مي‌شود. پس‌ به‌ هر كيفيت‌ لازم‌ است‌ انسان‌ در زندگي‌ خود اين‌ دو سرمايه‌ را كسب‌ نمايد. يكي‌ جلب‌ محبت‌ و رضايت‌ خدا و رابطه‌ مستقيم‌ به‌ ذات‌ مقدس‌ او و ديگر جلب‌ محبت‌ و رضايت‌ انسانها به‌ كيفيتي‌ كه‌ يكديگر را دوست‌ داشته‌ باشند و از انس‌ و آشنائي‌ با يكديگر لذت‌ ببرند و براي‌ ساخت‌ و سازندگي‌ زندگي‌ با يكديگر همكاري‌ كنند. تمامي‌ انسانها در خدمت‌ به‌ يكديگر باشند نه‌ در ضرر زدن‌ و ظلم‌ به‌ يكديگر و نه‌ هم‌ در بي‌ تفاوتي‌. انسان هائي‌ كه‌ نسبت‌ به ‌يكديگر بي ‌تفاوتند حشرشان‌ با يكديگر مانند حشر حيوانات‌ با يكديگر است.‌ كنار يكديگر مي‌چرند و نسبت‌ به‌ يكديگر بي‌ تفاوتند.‌ قصاب‌ هر روزي‌ گوسفندي‌ را ذبح‌ مي‌كند گوسفندان‌ ديگر غافلند و ايراد و اعتراضي‌ ندارند. انسان‌ وحشي‌ انساني‌ است‌ كه‌ از مسير خيانت‌ به‌ مردم‌ زندگي‌ مي‌كند و  انسان‌ گوسفند مانند، انساني‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ بي ‌تفاوت‌ زندگي‌ مي‌كند. ضرر جامعه‌ را ضرر خود نمي‌داند و نفع‌ جامعه‌ را نفع‌ خود به‌ حساب‌ نمي‌آورد وليكن انسان‌ متمدن‌ انساني‌ است‌ كه‌ در خدمت‌ انسانهاي‌ ديگر قرار مي‌گيرد. دائم‌ به‌ فكر خدمت به‌ ديگران‌‌ است‌ تا به‌ ديگران‌ خدمت‌ كند. فايده‌ رساني‌ به‌ آنها داشته‌ باشد و در مقابل‌ فايده‌ رساني‌ از وجود آنها استفاده‌ كند. براي‌ پيدايش‌ همين‌ رابطه‌ با انسانهاي‌ ديگر و جلب‌ دوستي‌ و محبت‌ آنها خداوند واجبات ‌و مستحباتي‌ درمسير رابطه‌ انسانها با يكديگر و خدمت‌ آنها به‌ يكديگر قرار داده‌ است‌ كه‌ رعايت‌ اين‌ واجبات‌ و مستحبات‌ بين‌ انسانها دوستي‌ و محبت‌ بوجود مي‌آورد. در آينده‌ از اجتماع‌ آنها و حشر آنها با يكديگر، آن‌ مدينه‌ فاضله‌ الهي‌ و بهشتي‌ داير مي شود. (تفسیر سوره واقعه)