از روز ظهور امام زمان تعبير به روز تأويل قرآن می شود.

ائمه اطهار عليهم السلام همه جا ظواهر قرآن را كه از كوه و دريا و صحرا و ماه و ستاره خبر مي دهد به شخصيت هاي بزرگ الهي تفسير مي كند مي فرمايند: ستارگان هدايت ما هستيم نه ستارگان آسمان، خورشيد نوراني و ماه تابان ما هستيم نه خورشيد و ماه آسمان و كوه هايي كه لنگر زمين هستند و زمين را از اضطراب و لرزش حفظ مي كنند. ما آل محمد (ع) هستيم كه جامعه بشريت را از تزلزل و نگراني حفظ مي كنيم. ما درياي جوشان هستيم ما آسماني كه از آن علم نازل مي شود هستيم. همه جا در قرآن اشياء را به اشخاص تفسير كرده اند. پس جنگ مولا علي بن ابي طالب عليه السلام جنگ براي تأويل قرآن است و تأويل يعني حكومت خدا و اولياء خدا كه خود آن بزرگوار در رأس اولياء خدا هستند. معاويه مي ‌جنگد كه من بايستي حاكم بر مردم باشم، علي عليه السلام مي جنگد كه من بايستي حاكم بر مردم باشم و هر دو طايفه هم ظاهراً مسلمانند و قرآن را قبول دارند و نماز مي خوانند. پس تأويل قرآن ائمه اطهار هستند. خداوند از روز ظهور امام زمان تعبير به روز تأويل قرآن مي كند. مي فرمايد: هل ينظرون الاّ تأويله يوم يأتي تأويله...( اعراف، 53) اين آيه شريفه همه جا تفسير به ظهور امام زمان شده است. مي فرمايد: روزي كه امام ظاهر مي شود كساني كه اين تأويل را كه حاكميت امام باشد پيش از ظهور فراموش كرده باشند و آن روز در دايره حاكميت حضرت قرار مي گيرند حسرت و ندامت آن ها را فرا مي گيرد. آرزو مي كنند كه اي كاش شفيعي داشته باشند تا از آن ها در خدمت امام شفاعت كند و يا به زندگي دنيا برگردند و عمل صالح انجام دهند. پس تأويل قرآن حاكميت ائمه اطهار عليهم السلام است و حاكميت آن ها حاكميت خداست زيرا قيامت كه يك حادثه عظيم جهاني و بشري است، بدون انسان قابل ظهور نيست. انسان ها هستند كه زندگي دنيا به وجود آورده اند و دين خدا را رواج داده اند و انسان ها هستند كه دين كامل خدا را و كتاب خدا را ظاهر نموده در اختيار مردم گذاشته اند و همين انسان ها هستند كه زندگي آخرت به وجود مي آورند و حاكميت خدا را بر كل بشر ظاهر مي سازند. وقتي سوره نباء نازل شد كه خدا فرمود: عم يتسائلون عن النباء العظيم. همه گفتند "نباء عظيم" قيامت است زيرا حقيقتاً خداوند صفت قيامت را تعريف مي كند. از رسول خدا سؤال كردند نباء عظيم چيست آيا قيامت است يا حادثه ديگر؟ حضرت اشاره به مولا عليه السلام كردند و فرمودند: اين آقا نباء عظيم است كه قيامت به وجود مي آورد و در همين دعاي ندبه هم مي گوييم: يا بن النباء العظيم همه جا مسلمانان شيعه و سني نقل كرده اند كه نباء عظيم علي بن ابي طالب است زيرا قيامت كه ظهور حكومت خداست و ظهور حاكميت حق است و ظهور حساب و كتاب بشر است. تمامي مسائل قيامتي به وسيله انسان ظاهر مي شود همان طور كه خدا براي نشان دادن دين خود انبياء و اولياء را واسطه قرار داده براي نمايش حكومت خود هم انبياء و اولياء را واسطه قرار مي دهد. خدا خودش در دنيا و آخرت قابل رؤيت نيست. مناسب شأن خدا و ذات خدا نيست كه در دنيا يا در آخرت به صورتي ظاهر شود و شخصاً با مردم تماس بگيرد. همان انسان هايي كه واسطه ظهور دين خدا بوده اند واسطه ظهور حكومت خدا و حكومت ديني خدا هم هستند. همان انسان هايي كه به مردم وعده ثواب و عقاب داده اند واسطه ثواب و عقاب هم هستند. لذا به روايت مشهور و مورد قبول تمامي مسلمانان علي عليه السلام را قسيم الجنه والنار مي دانند و آن حضرت در وصيت هايي كه به كميل ابن زياد دارد مي فرمايد: يا كميل لابد لماضيكم من اوبه و لا بد لنا فيهم من غلبه. يعني اي كميل چاره اي نيست جز اين كه بايد تمامي گذشتگان تاريخ دو مرتبه به زندگي برگردند و ما آل محمد عليهم السلام بر آن ها غلبه كنيم و بر آن ها حاكميت پيدا كنيم. در آيه ديگر خداوند به ائمه عليهم السلام وعده پادشاهي عظيم مي دهد مي فرمايد: و آتينا هم ملكاً عظيماً.(نساء،54) عظيم به معناي بي نهايت است يعني حكومتي كه مرز زماني و مكاني و يا انساني ندارد. حاكميت بر كل بشر و در زيارت جامعه هم مي خوانيم و مي گوييم: اي فرزندان رسول خدا، برگشت تمامي اهل عالم به سوي شما ائمه است و حساب تمامي اهل عالم هم با شما مي باشد. ايابهم اليكم و حسابهم عليكم. اين دو آيه كه در سوره غاشيه ذكر شده، امام صادق عليه السلام تفسير مي كند مي فرمايد: الينا اياب الناس ثم ان علينا حسابهم. يعني تمام مردم به حاكميت ما بر مي گردند و ما هستيم كه به حساب آن ها رسيدگي مي كنيم. پس قيامت را هم ائمه اطهار به وجود مي آورند گرچه عامل اصلي آن خداوند متعال است. همان طور كه دين كامل خدا را آن ها به وجود آورده اند حكومت ديني كامل خدا را هم آن ها به وجود مي آورند. آيه: يكون الدين كله لله... و: ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون... و آيه: والذين يصدقون بيوم الدين... همه جا تفسير به ظهور امام زمان شده است و چقدر در كتاب: الزام الناصب في اثبات حجه الغايب، و احاديث بحار مربوط به قيامت همه جا كلمات ساعت و قيامت و آخرت به ظهور امام زمان تأويل شده است. اگر هم حديث و روايتي حكومت حضرت را از نوع حكومت هاي دنيايي توأم با مرگ و مرض مي داند. اولاً چنين احاديثي برابر عقل و استعداد سؤال كنندگان زمان واقع و حادث شده که آن ها يك چنان عقلي نداشته كه ائمه اطهار عليهم السلام را در شأن و مقام خدايي ببينند و بدانند. ائمه بيان خود را برابر استعداد ضعيف سؤال كننده تنزل داده اند و حكومت حضرت را به كيفيت حكومت دنيايي يادآوري كرده اند و ثانياً اخبار و احاديثي كه قيام حضرت را قيامت و ساعت و آخرت تفسير مي كند حاكميت دارد بر احاديثي كه قيام او را از نوع حكومت دنيايي مي داند. حديث مفضل را در كتاب الزام الناصب بخوانيد كه امام صادق عليه السلام تمامي آيات ساعت و قيامت و آخرت را به ظهور امام زمان تفسير مي كند و چقدر علامت هاي آخرالزمان را ائمه تفسير كرده و فرموده اند: يظهر في آخر الزمان و حين اقتراب الساعه نساء كاشفات عاريات... يعني در آخرالزمان هنگام نزديك شدن ساعت قيامت چنين و چنان مفاسد اجتماعي ظاهر مي شود و اوضاع جنگ هاي آخرالزمان و زنان و مردان آخرالزمان و ظلم و جور آخرالزمان را پيش از ظهور ساعت قيامت تعريف مي كند و همه مي دانند كه ظهور اين مفاسد پيش از ظهور امام است و آن حضرت است كه به اين مفاسد خاتمه مي دهد. در اين حديث كه در تفسير صافی از سوره محمد (ص) ذكر شده قيام حضرت را "اقتراب ساعت" ناميده است و علاوه احاديثي كه مي گويد قيام او يوم الدين است، قيام او ساعت و قيامت است. قيام او آخرت است، بر طبق قانون اجتهاد شيعه حاكميت پيدا مي كند بر احاديث و روايت هايي كه قيام حضرت را از نوع حكومت دنيايي توأم با مرگ و مرض مي داند. وقتي كه قيام او طبق احاديث "ساعت" باشد، قيامت و آخرت باشد، يوم الحساب باشد، لوازم ساعت و قيامت هم ثابت مي شود و يكي از لوازم ساعت و قيامت زنده شدن مردگان و برطرف شدن مرگ و مرض است. مرگ و مرض از لوازم زندگي دنياست كه از حكومت خدا و اولياء خدا محرومند. وقتي حكومت خدا و ائمه ظاهر شود و انسان ها در دايره حكومت آن ها قرار گيرند معنا ندارد كه مرگ و مرض و جنگ و كشتار مانند دنيا رواج داشته باشد و طبق قانون رجعت كه انسان ها به زندگي برمي گردند درست نيست كه برگشت آن ها به همين زندگي دنيايي توأم با مرگ و مرض باشد. هركس زنده شود براي حساب و كتاب زنده مي شود و حساب و كتاب از لوازم آخرت است كه نيكان بر پايه حساب و كتاب الهي به زندگي بهشتي مي رسند و كفار هم به زندگي جهنمي. پس دلايل كاملاً روشن است كه قيام آن حضرت براي افتتاح زندگي آخرت است و همه كس قيام حضرت را قيامت صغري ناميده اند زيرا قيامت هم يك مسئله اي است تدريجي، ابتداء براي مردم زنده زمان ظاهر مي شود و بعد با رجعت اموات كامل مي گردد و از اين قبيل با دقت و مطالعه زياد و كامل در وضعيت علم و قدرتي كه خداوند به آن ها داده است. آن ها در حكومت خود تمامي مصيبت ها را از آن جمله مرگ و مرض و قتل و كشتارها را بر طرف مي سازند و زندگي دائمي به وجود مي آورند. آن ها چشمه آب حياتند و در كنار چشمه آب حيات مرگ و مرض معنا ندارد. در زيارت امام زمان (عج) مي خوانيم: السلام عليك يا عين الحيوه. سلام بر تو كه چشمه آب حياتي. آب حياتي كه مرگ و مرض را بر طرف مي كند از اين چشمه هاي معمولي نيست بلكه علم و حكمت الهي است در اختيار آن ها و درست نيست كه آن بزرگوار در حكومت خود از همين جنگ و نزاع ها و اسلحه هاي توپ و تانك و آتش استفاده كند بلكه به قدرت الهي ظاهر مي شود كه امام باقر عليه السلام در حديث تحف العقول مي فرمايد: به محض ظهور دنيا در تصرف اوست. يصلح الله امره في ليله واحده. يعني در يك شب خداوند حكومت او را بر عالم داير مي گرداند و درست نيست كه آن حضرت از وسايل راديو و تلويزيون استفاده كند. خدا مي فرمايد: يد الله فوق ايديهم. آن ها دست قدرت خدا هستند همان طور كه خدا به علم و قدرت به شنوايي و بينايي محيط به عوالم وجود است آن حضرت هم چنين است. (دعای ندبه- جلد دوم)