آیا خوبی و بدی در وجود انسان ریشه دارد؟

خداوند در کتاب خود، خلقت انسان را به احسن التّقويم معرّفي مي کند و در اين رابطه خود را به احسن الخالقين وصف مي کند که اين دو جملة احسن الخالقين و احسن التّقويم، دلالت دارد بر اين که انسان در کامل ترين هندسه و بهترين صورت آفريده شده است. در خلقت و آفرينش انسان، چيز بد و يا هندسة غلطي قرار نگرفته است. اگر بگوییم بدي ها در وجود انسان ريشه دارد و طينت بد در خلقت انسان بکار رفته، قهرا" به اقتضاي آن طينت ها اخلاق بدي پيدا مي کند، پس مسئول يک چنين اخلاقي، کسي خواهد بود که انسان را آفريده و يک چنين طينت هاي بدي در خلقت او بکار برده است و اگر يک چنين بدي ها و طينت هاي بد و يا هندسة غلط، در خلقت انسان وجود ندارد و انسان، صددرصد در آفرينش خود پاک و مجهّز است، چگونه مي تواند نمايش بد و غلط داشته باشد تا در نتيجه به سوء خُلق و خُبث طينت شناخته شود بلکه لازم است قهرا" و اجبارا" بر پاية خلقت کامل و مجهّز خود و بر منوال احسن التّقويم که خداوند خلقت او را وصف مي کند، همه جا صددرصد نمايش نیکو داشته و به حسن خلق و حُسن طينت شناخته شود و نتواند مرتکب عمل بد شود و خود را با وضع بدي به نمايش بگذارد تا در اثر آن به کفر و فسق و گناه شناخته شود زيرا انسان و هر مخلوقي قدرت ندارد که برخلاف اقتضاي خلقت و فطرت، خود را نمايش دهد. جواب اين است که انسان در دو مرحله موجوديّت پيدا مي کند و به کمال مي رسد: مرحلة اوّل : مرحلة خلقت - مرحلة دوّم : مرحلة تربيت و حرکت در مسير خلقت. انسان در صورتي به کمالي مطلق مي رسد که اين دو مرحله را به نحو احسن و اکمل طي کند و به ثمر برساند. اگر در خلقت، پاک و مجهّز باشد وليکن در تربيت و حرکت، اشتباه کند در ضلالت و گمراهي قرار مي گيرد. مانند طيّارة مدرن و مجهّزي که در بيراهه حرکت مي کند و عاقبت، خود و سرنشينان خود را به هلاکت مي اندازد. در اين جا پس از آن که سقوط و هلاکت سرنشينان هواپيما را بررسي کنند، خواهند دانست که اين هلاکت، نتيجه حرکت غلط و مسير اشتباه بوده است، در نتيجه، رانندة هواپيما را مجازات مي کنند که چرا از خط منحرف شده است. انسانها درست مانند همين صنايع ماشيني هستند که در دو مرحله فعاليت مي کنند. ضرر و زياني که متوجة آنها مي شود، نتيجة اشتباه در يکي از دو مرحلة است. مرحلة اوّل، خلقت کامل و مجهّز و مرحلة دوّم، حرکت و تربيت کامل و مجهّز تا وصول به مقصد. اگر انسان بتواند اين دومرحله را به نحو احسن و اکمل به انتها برساند، بدون اين که کوچکترين شّر و فسادي و يا کفر و گناهي از او سر زند، به نتيجة مطلوب مي رسد. خلقت و آفرينش به ارادة خداوندمتعال انجام مي گيرد وليکن حرکت و تربيت، گاهي به اراده و آزادي انسان و گاهي به ارادة خداوند متعال واقع مي شود. خلقت انسان براساس گفتة قرآن و دلائلي عقلي و نقلي، صد در صد بي عيب و نقص و مجهّز است. انسانها هرکدام بر اساس فطرت خود و بر اساس آن چه خداوند در نهاد آنها بکار برده است، کاملا" مجهّز و مرتّب هستند، به کيفيّتي که خداوند در طينت آنها کوچکترين مادّة خبيثي قرار نداده تا منشاء شّر و فساد باشد و همچنين در هندسة آفرينش انسان، کوچکترين نقصي و اشتباهي پيدا نشده است. خداوند سازمان مادّي و مزاجي انسان را مجهّز به تمامي مواد و طينت هاي طيب و طاهر کرده است. از هر طينتي، نيک آن را در خلقت انسان بکار برده و از بکار بردن طينت بد، خودداري کرده است به طوري که اگر انسان در محيطي قرار گيرد که صددرصد به فطرت خود واگذار شود و تحت تأثير تربيت هاي بد و غلط واقع نشود، در مسير فطرت، سالم و آزاد و در خط مستقيم حرکت خواهد کرد و اين ادعا در دو جا دليل کتابي و دليل عملي و عيني دارد. (شرح دعای مکارم اخلاق)