آیا براستی عالم بايستي خراب شود و هر چه هست از بين برود، تا قيامت بپا شود؟

خداوند مي فرمايد: اذالبحار فجرت و اذالقبور بعثرت. يعني زماني كه دريا ها بجوشد و به جريان افتد و زماني كه قبرها زنده شوند و برانگيخته شوند. تمامي اين آيات وضعيت قيامت را تعريف مي كند و چون قيامت و آخرت دوره ظهور علم خدا و ائمه (ع) و دوره حيات مردگان است، اين آيات قابل انطباق به اين زندگي و افكار زندگي دنيا نيست. فجر بحار به معناي جوشش بحار است، دريا ها بجوشد و به جريان افتد، اگر منظور همين دريا ها باشد باز هم دليل خرابي عالم خلقت است با اين كه قيامت دوره آبادي عالم خلقت است. كساني كه نثار كواكب را به معناي فروپاشي و فروريختگي ستاره ها مي دانند و خيال مي كنند كه عالم بايستي خراب شود و هر چه هست از بين برود، تا قيامت بپا شود، مجبورند اذالبحار فجرت را به معناي تبخير درياها و نابودي آن بدانند. درياها اگر تبخير شود كجا برود؟ ستاره ها اگر فروريزند به كجا بروند؟ تمام آيات مربوط به آخرت و قيامت به زندگي انسانها قابل تطبيق است. اين زندگي انسانها است كه بدست خود آنها خراب مي شود و نابود مي شود، عالم خلقت و هندسه آفرينش ناقص نيست كه خداوند آن را بكوبد و از نو بسازد. آنچه را خدا آفريده در كمال مطلق است. آيا خورشيد در خلقت خود ناقص است تا خدا آن را خراب كند و از نو بسازد يا ستاره ها در خلقت خود ناقصند و يا اين دريا ها و صحرا ها . آنچه را خدا آفريده در كمال مطلق آفريده و شيئي كامل به چيزي مي گوئيم كه بهتر از آن قابل تصور نيست. مثلا شما اگر مي خواهيد بگويید كه كره زمين بد مهندسي شده و بد ساخته شده بهتر اين است كه خدا كره زمين را متلاشي كند و از نو بسازد مانند ما انسانها كه خانه خشت و گلي بي قانون و قاعده خود را خراب مي كنيم و جاي آن خانه مجهز و مدرن و كاملتر مي سازيم و آيا همانطور كه خانه خشت و گلي متناسب با زندگي امروز نيست ما مي توانيم بگوئيم كره زمين متناسب با زندگي انسان نيست تا خدا آن را خراب كند و از نو بسازد؟ خلقت خدا و آنچه در زمين و آسمان است مانند خلقت انسان يك خلقت كامل است. عيب و ايرادي ندارد تا خداوند خراب كند و از نو بسازد. وليكن زندگي اجتماعي و انفرادي ما انسانها يك زندگي ناقص است كه در علم و حكمت الهي قابل قبول نيست. چگونه زن و شوهر با يكديگر زندگي كنند كه ذره اي بلا و مصيبت و بداخلاقي نبينند و نداشته باشند و چگونه همسايگان با يكديگر زندگي كنند كه در آرامش و آسايش مطلق باشند. چگونه با هم زندگي كنيم كه ذره اي بلا و مصيبت و محروميت متوجه ما نشود، رقم رنج و زحمت به صفر برسد و موفقيت بي نهايت باشد. شما نمي توانيد يك انساني از زن و مرد را در زمان خود و يا در تاريخ بشناسيد كه از زندگي خود راضي بوده و در آسايش و آرامش كامل زندگي نموده. آيا كسي پيدا مي كنيد كه بدون مصيبت و مرض ها از دنيا برود؟ از نظر اين كه ما انسانها نمونه زندگي كامل را نديده ايم و نشناخته ايم به اين زندگي ناقص خود قانع شده ايم. شما اين مدت چهل يا پنجاه سال زندگي، دائم  دست به گريبان مرض ها و كسالتها و ناراحتي ها از نظر فردي و اجتماعي هستيد. اگر خوب دقت كنيد رقم رنج و زحمت و ناراحتي شما هزار است و رقم لذت و آارمش و راحتي شما يك در هزار . شما در اين مدت پنجاه سال زندگي چه مصيبت ها كه نديده ايد. اما امام زمان شما قريب به هزار و دويست سال عمر نموده و زندگي كرده است. آيا مثل شما پير شده؟ مثل شما به سل و سرطان مبتلا شده، مثل شما سرما و گرما و ناراحتي ديده؟ كساني كه امام زمان (عج) را از نظر زندگي در وضعيت خود مي دانند و مي شناسند كه از طريق كشاورزي و دامداري و درختكاري در گوشه اي از كره زمين زندگي مي كند و هر روز وحشت دارد كه كسي او را ببيند و كسي او را نبيند. خيال مي كنند او در چنين وضعي زندگي مي كند. خيلي در اشتباهند. امام زمان در اين مدت هزار سال ذره اي براي آب و نان و لباس و خوراك خود زحمتي نكشيده و از كسي كمك نخواسته. در سطح زمين جائي پيدا نمي شود كه در اختيار امام زمان باشد و در آنجا خانه و خانواده اي داشته باشد. او چنين وضعيتي دارد كه هر جا بخواهد برود فوري مي رود و هر چه بخواهد بدون زحمت در اختيار اوست. حاكم بر طبيعت و آب و هوا و سرما و گرما  است. ذره اي رنج و بلا و مصيبت متوجه او نمي شود. زماني هم كه ظاهر مي شود بصورت جواني در اعتدال كامل. پس او براي خود يك زندگي ناقص توأم با مصيبت ها ندارد تا بعد از ظهور زندگي كامل براي خود تهيه كند. اين زندگي ما انسانها است كه ناقص است و قابل دوام نيست. يك زندگي عقلائي نيست كه دائم براي ادامه زندگي دست به گريبان جنگ و نزاع و مصيبت هاي ديگر هستيم و عاقبت هم مصيبت ها و ناراحتي ها و مرض ها بر ما غلبه مي كند و ما را به ديار مرگ مي كشاند. پس اين زندگي بشر ناقص است، متناسب با زندگي انسان نيست. همه كس از مرگ و مرض وحشت دارد و مرگ و مرض به سراغشان مي آيد. پس زندگي ناقص بايستي از بين برود و زندگي كامل جاي آن را بگيرد. چرا ما در كره زمين حبسيم و اين زندگي بصورت زنداني ما را محاصره كرده است و هر جا حركت كنيم با درهاي بسته طبيعي و انساني روبرو هستيم. اين زندگي متناسب با حيوانات است كه غم و غصه اي ندارند. مرگ و مرض نمي فهمند كه بترسند. پس بايستي اين زندگي ناقص از بين برود و زندگي كامل جاي او را بگيرد. اين زندگي دنيائي بميرد و جاي آن زندگي آخرتي داير گردد. لذا همه جا ائمه (ع) فرموده اند: آيات مربوط به قيامت مربوط به زندگي انسان است. طبيعت، آنجا كه مي گويد درهاي بسته آسمان باز شود يعني درهاي فرج و علم و حكمت و آنجا كه مي گويد آسمان و زمين به انسان اجازه حاكميت بدهد يعني اين انسانهاي عقب افتاده و عقب مانده كه با فكر خود حجت خدا را از زندگي خود بيرون رانده اند و با افكار بسته خود اجازه ظهور نمي دهند اين افكار بسته باز شود و اذنت لربها اجازه حاكميت به حجت خدا بدهد. پس همه جا اين آيات در باره انسان قضاوت مي كند. (تفسیر سوره انفطار)