آیا خدا برای آفرینندگی نیاز به اسباب و وسایل دارد؟

دو اصل (ماده و روح) مصالح ساختماني عالم خلقت هستند نه اين که اسباب و ابزاري به دست خدا باشند تا با آن اسباب و ابزار، ماده را با افاضه نور زنده و روشن کند و يا نور را به وسيله ماده به نمايش بگذارد. همين نور و روح که ساخت و ساز عالم با افاضه آن قابل ظهور است از نظر اين که به اراده خدا مصرف مي شود ملائکه شناخته مي شود نه اين که فرشتگان در عالم خلقت مانند نيرو و برق در وسايل برقي ‌باشد. برق، چراغ را نمي سازد بلکه چراغ را روشن مي‌کند. اگر نيروي برق به صورت اسباب و ابزاري باشد که چراغ را مي سازد خودش سازنده چراغ است نه مهندس چراغ ساز، و اگر نور و روشنايي باشد که با ظهور آن در چراغ روشنايي پيدا مي شود، مصالح ساخت و ساز چراغ است مانند آجرها که سازنده ديوار نيستند بلکه مواد اوليه ساخت و ساز ديوار هستند. فرشتگان از مبدأ نور و روشنايي به اراده خداوند متعال در ذوات خلائق وارد مي شوند، در موجودات ساکن، نيروي حرکت و جاذبه هستند و در جسم نباتات، روح نباتي و رويش و رويندگي مي‌باشند و در ذات حيوانات، روح حيات و حرکت هستند و در ذات انسان ها روح علم و دانش، به همين کيفيت نه نور و نيرو و يا اصل روح، اسباب و ابزار دست خدا است و نه هم ماده، اسباب و ابزار به دست خدا مي‌باشد تا بگوييم خداوند غير از مواد و مصالح ساختماني، اسباب و ابزار هم لازم دارد. اگر خداوند براي ساخت و ساز، اسباب و ابزار لازم داشته باشد آن اسباب و ابزار هم براي ساخت و ساز خود اسباب و ابزار ديگري لازم دارند، به همين کيفيت آفرينندگي گرفتار تسلسل مي شود و تا ابد ممکن نيست چيزي در عالم ساخته شود. پس نور و ماده، مصالح ساختماني موجودات مي‌باشند. از ماده، اجسام و از نور و روح، کمالاتي مانند حيات و حرکت در اجسام ظاهر مي گردد. فرشتگان اگر همان انوار و ارواح هستند به اراده خدا در موجودات عالم ظهور پيدا مي‌کنند و به وسيله آن ها حيات و حرکت از موجودات پيدا مي شود. به اين مناسبت گاهي فرشتگان به صورت اسباب و ابزار معرفي مي شوند چنان که ما مي گوييم: برق‌ ها، چراغ‌ ها را روشن کردند و گاهي به صورت مصالح ساخت و ساز چراغ ‌ها هستند چنان که ما مي گوييم: مهندس به وسيله برق، چراغ‌ ها را روشن کرد. اگر بگوييم: برق ‌ها، چراغ ‌ها را روشن کردند چنين به نظر مي‌آيد که برق ‌ها مهندس چراغ ساز هستند. پس بايستي عالِم و دانا باشند تا بتوانند چراغ بسازند و اگر بگوييم: مهندس به وسيله برق ‌ها، چراغ ‌ها را روشن کرد لازم نيست که برق ‌ها هم دانا و توانا باشند بلکه اسباب و ابزاري به دست يک عالِم توانا مي ‌باشند. پس قضاوت درست اين است که خداوند به وسيله روح و فرشته، موجودات عالَم را ساخته و به نمايش گذاشته نه اين که بگوييم روح و فرشته موجودات عالم را ساخته اند. هر جا که خداوند است ساخت و سازندگي را به فرشتگان مي دهد که انسان خيال مي‌کند فرشتگان خودشان سازنده و آفريننده هستند. روابط به ساده گويي خداوند متعال است تا انسان ها بدانند ساخت و ساز، مصالح ساختماني لازم دارد نه اين که مصالح که نور و فرشته باشند خودشان دانا و توانا هستند که مي سازند و مي‌پزند. پس روح و ماده به اراده خدا عظمت پيدا مي‌کند و هر چيز را چنان مي سازد که خدا مي سازد، وليکن نور و ماده به ذات خود مصالح ساخت و سازند نه اين که سازنده باشند و خداوند متعال ناظر سازندگي آن ها باشد. خداوند براي ردّ بعضي افکار که گفته اند: خداي عالم همين روح و نيرو و نور عالم خلقت است، به آن ها مي گويد: نور و روح و يا فرشته، مصالح ساختماني موجودات است نه اين که خود آن ها سازنده و آفريننده باشند. (دعای ندبه- جلد سوم)