براي اينكه انسان گاهي در سوء ظن و حسن ظن به تفريط و افراط نرود ملاك و معيار چيست؟

تمامي مقابله به‌مثل ‌ها و يا بهتر و بدترها جنبه هاي تربیتي دارد، كه خداوند ضمن دستورات خود، هر يك از اين افراد بشر را عامل تربيت براي ديگران قرار داده است. يعني از مقابلۀ به مثل و يا بالاتر، رفتار بهتر و نيكوتر؛ و يا خوش رفتاری‌ ها در برابر بد رفتاری ‌ها بايستي نتايج تربيتي حاصل گردد و طرف مقابل از اين حسن رفتارها در برابر سوء رفتارها حالت قهقرائي پيدا نكند كه بدتر و بدتر شود. چنان بايستي محل و مورد احسان در برابر سوء رفتار مشخص گردد كه طرف مقابل از سوء رفتار خود پشيمان شود و حسن رفتار در او اثر نيك بگذارد، او را به خط انسانيت و فضيلت درآورد و يا لااقل او را در سوء رفتار و حركات قهقرائي متوقف گرداند. اگر طرف مقابل آنقدر بي حيا و جسور است كه حسن رفتار شما و يا تواضع شما در برابر تكبر او بيشتر منشاء جرأت و جسارت مي‌ گردد و او را در بدرفتاري جری ‌تر و جسورتر مي‌ كند، در اين صورت لازم است كه از احسان و خوش رفتاري خودداري كنيد و از او فاصله بگيريد. چنان که در اين رابطه امام عليه السلام فرموده است: «اِتّقِ شرَّ مَن اَحسَنتَ اِلَيه » يعني گاهي از شرّ كساني كه به آن‌ها احسان كرده اي بپرهيز زيرا احسان تو در محل و موقع مناسب جا نگرفته، بذري است كه در جاي نامناسب كاشته شده، كه يا سبز نمي‌ شود و يا اگر سبز شود به عكس نتيجه مي‌ دهد، يا نتيجۀ مرغوب ندارد. انسان‌ها در برابر حسن رفتار و یا احسان ديگران مانند زمين هائی هستند كه در برابر تخم‌ پاشي و درختكاري قرار مي‌ گيرند. لازم است زارع و دهقانِ متخصص كه بذر و نهال نيك مي‌ كارد و می‌ پروراند زمین‌ های مرغوب و شايسته را انتخاب نموده و بذر و نهالِ خود را بكارد تا مبادا رنج و زحمت او ضايع گردد و به عكس نتيجه بگيرد. به محض اين كه در برابر انساني قرار گرفتيد كه وظيفه داريد به او خدمت كرده و حسن رفتار داشته باشيد و يا به انساني كه به شما خيانت نموده، تصميم داريد خدمت كنيد و حسن نيت داشته باشيد، بايستي ابتدا تفكراتي عميق و مطالعاتي عالمانه و عاقلانه انجام دهيد كه آيا طرف مقابل شما يك چنين لياقتي دارد كه خدمت و احسان شما را يك عمل انساني بداند و تحت تأثير قرار گيرد؟ عواطف او به طرف شما تحريك شود، از مسير قهقرائي در خط عداوت و دشمني به سوي محبت و دوستي برگردد و يا لااقل متوقف شود؟ اگر او چنان بي لياقت است كه براي احسان شما ارزش انساني قائل نمي‌ شود و فكر مي ‌كند که از شما بالاتر است و بر شما حق احسان دارد، شما را موظف می ‌داند كه به او خدمت كنيد و چنين فكر مي‌ كند كه اگر به او احسان نكنيد حق او را اداء ننموده و وظيفۀ خود را انجام نداده ‌اید! و بالاتر از اين، آن چنان بي شعور و بي عاطفه است كه براساس تكبّر و استكبار، خود را خداي شما و يا مولاي شما می ‌داند و شما را بنده و بردۀ خود! مسلماً در اين مورد احسان شما ضايع مي ‌گردد و به عكس نتيجه مي ‌دهد. در اين جا لازم است نسبت به او مقابله به مثل داشته باشيد. اگر به شما تكبّر فروخته، شما نيز متكبّرانه با او رفتار نمائيد و اگر به شما جسارت مي‌ كند و يا تصميم به ظلم و خيانت دارد، در برابر او ايستادگي نموده، اجازه ندهيد كه سوء نيت و سوء رفتار او در شما مؤثر گردد و شما را تحت سيطرۀ خود قرار دهد؛ چنان كه در اين رابطه فرموده‌ اند: «اَلتَكّبرُ عِندَ المتكبّر عِبادَه» و فرموده‌ اند: «لا تَكُن ظالماً و لا مظلوما» نه ظالم باش و نه‌ هم ظلم پذير؛ و جاي ديگر فرموده ‌اند: «كُن ذِئباً واِلاّ اَكَلَتكَ الذِّئاب » يعني تو در ميان گرگ ‌ها، گرگ باش و گرنه آن‌ها تو را می ‌درند و می ‌خورند. بنابراين تشخيص مورد و محل احسان، حائز اهميت است. لااقل بايستي طرف مقابل، قدري از معارف و عواطف انساني بهره‌مند و برخوردار باشد كه احسان شما را به احسانيت و انسانيت بشناسد. اگر به شما بد كرده است خجل شود و اگر با شما حسن رفتار داشته، تشكر نمايد. فرمايشات امام چهارم (ع) در اين جملات كه در واقع به عنوان مقابلۀ به ‌ضدّ و نقيض، يعني مقابلۀ احسان با اسائه، و خدمت به خيانت، و حسن رفتار در برابر سوء رفتار ايراد شده است در آن مواردي است كه شما از عظمت و قدرت برخوردار باشيد و در مقابله با طرف، چنان وضعي داشته باشيد كه بر او مسلط بوده و يا لااقل نيازمند به او نيستيد و در بزرگي و قدرت برابر او هستید؛ می‌ توانيد با او مقابله به مثل داشته، در برابر سوء رفتار او بدرفتاري كنيد و در برابر خيانت او، به او خيانت كنيد، اما در عين حال از مقابله به مثل منصرف شده، بلكه به عكس نسبت به او در خط احسان و خدمت قرار مي ‌گيريد، از بدي‌هاي او مي ‌گذريد و متقابلاً نسبت به او حسن رفتار پيدا مي ‌كنيد و او تحت تأثير احسان شما قرار مي‌ گيرد. فرمايشات امام چهارم عليه السلام و دستورات آن حضرت در اِعمال يك چنين روش‌های اخلاقي، اختصاص به مواردي دارد كه احسان و حسن رفتار شما در طرف مقابل تأثير گذاشته و او را تربيت كند؛ در این فراز پنجم حضرت عرضه می‌دارد: پروردگارا در برابر بغض و كينه توزي دشمنان به آن‌ها محبت كنم و در برابر حسد حسودان، آن جا كه حسودان با حسد خود براي نابودي من فعاليت مي ‌كنند و از من كناره مي‌ گيرند به آن‌ها مودّت داشته باشم و در برابر بدگمانيِ اهل صلاح و تقوي به آن‌ها بيشتر وثوق و اطمينان پيدا كنم. در برابر عداوت و دشمني نزديكان و خويشاوندان، كه مرا رها نموده، از بذل محبت و سرپرستي مضايقه مي ‌كنند، آن‌ها را در شعاع سرپرستي و محبت خود قرار داده و با آن‌ها پدرانه رفتار نمايم و در برابرِ قطع رابطه و تضييع حقوق ذوي رحم و خويشاوندان كه با آن‌ها رابطۀ پدر و فرزندي، يا برادر و خواهري دارم، كساني كه در روزگار كودكي و ضعف و ناتواني از خدمت و محبت من بهره‌ مند شده ‌اند حسن رفتار داشته، حقوق آن‌ها را رعايت كنم و در برابر واگذاري خويشاوندانی که هر جا بايستي مرا ياري كنند، واگذار می ‌نمايند و مرا به حوادث و يا دشمنان تسليم مي‌ كنند، آن‌ها را ياري كنم و در حوادث و ميدان جنگ و مبارزه با دشمن آن‌ها را واگذار ننمايم و در برابر سازشكاريِ سازشكاران، كساني كه مرا واقعاً دوست نمی ‌دارند وليكن براي بهره ‌برداري و استفاده از من، با من مدارا و سازشكاري دارند، محبت واقعي در رفتار خود با آن‌ها داشته باشم؛ يعني با آن‌ها چنان باشم و چنان كنم كه خودِ آن‌ها را دوست دارم نه اين كه به خاطر بهره ‌برداري خودم، آن‌ها را دوست داشته باشم و در برابر كساني كه ضمن معاشرت با من فقط به ظاهرسازي می ‌پردازند معاشرتي كريمانه داشته باشم. گاهي بعضي افراد در معاشرت با انسان چنانند كه ظاهر خود را خيلي فريبا و جالب می ‌سازند؛ چنان وانمود مي ‌كنند كه مرا خيلي دوست دارند وليكن محبت آن‌ها واقعيت ندارد و يا لااقل محبتي كريمانه نيست؛ يعني اگر هم به من محبت كنند در برابر بذل محبت، از من انتظار مقابله به مثل و پاداش دارند؛ من نمی‌ خواهم با آن‌ها چنين باشم، بلكه معاشرتي كريمانه داشته باشم؛ يعني بذل محبت و معاشرت، بدون توقع و انتظار؛ و چنان باشم كه در برابر تلخي و ناگواريِ ناامنی‌ های ستمكاران به آن‌ها شيريني و گوارائيِ امنيت خود را بچشانم؛ كه در اين جمله آن بزرگوار ظالمين و ستمكاران را به شجره اي تشبيه مي ‌كند كه ميوه اي تلخ و ناگواري دارد. از خدا تقاضا مي‌ كند چنان شجره اي باشد كه به آن‌ها شيريني امنيت و گوارائي را بچشاند. (شرح دعای مکارم الاخلاق)