تعریف مفهوم وفا و ویژگی انسان وفادار

انسان‌ تقريبا بر پايه‌ محبت‌ و مودت‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ وفادار و فداكار مي ‌شود و اگر محبت‌ و مودتي‌ به‌ ديگران‌ نداشته‌ باشد اهل‌ وفا نخواهد بود. وفا آن‌ حالت‌ نمايشگري‌ مودت‌ است‌. حق‌ ديگران‌ و مخصوصا" حق‌ اولياء خدا برمن‌ همين‌ است‌ كه‌ من‌ در راه‌ هدف‌ و مقاصد اجتماعي‌ آنها فداكاري‌ كنم‌ و خود را در راه‌ حصول‌ به‌ مقصد آنها كه‌ پيدايش‌ همان‌ مدينه‌ فاضله‌ و حكومت‌ الهي‌ است‌، مستهلك‌ نمايم‌. آن‌ چنان‌ كه‌ آنها با ايثار جان‌ و مال‌ و فداكاري هاي‌ خود يكي‌ از عوامل‌ پيشرفت‌ و پيشبرد به‌ سوي‌ مقاصد عالي‌ انساني‌ هستند در آن‌ زمان‌ و در آن‌ حال‌ كه‌ مال‌ و جان‌ خود را در راه‌ پيدايش‌ سلطنت‌ الهي‌ و در راه‌ احياي‌ دين‌ فدا نمودم‌ اهل‌ وفا و مودت‌ هستم‌ و حق‌ آنها را كاملا" رعايت‌ نموده ‌ام‌. همه‌ انسانها به‌ دليل‌ انسانيت‌ بر يكديگر حقوق‌ انساني‌ و ايماني‌ پيدا مي‌ كنند. من‌ شما را انساني‌ بشناسم‌ كه‌ مكمل‌ سعادت‌ و خوشبختي‌ من‌ باشيد. شما هم‌ مرا يك‌ چنين‌ انساني‌ بشناسيد و من‌ براي‌ حفظ‌ مقام‌ انسانيت‌ شما فداكاري‌ كنم‌. به‌ شما خدمت‌ كنم‌، شما هم‌ همچنين‌. يك‌ چنين‌ مجاهده اي‌ را وفا مي ‌نامند كه‌ فقط‌ و فقط‌ بين‌ انسان‌هاي‌ با ايمان‌ به‌ وجود مي ‌آيد زيرا ايمان‌ و عقل‌ است‌ كه‌ زندگي‌ آينده‌ يعني‌ آخرت‌ را كه‌ همان‌ مدينه‌ فاضله‌ باشد در ماوراء زندگي‌ مادي‌ دنيا به‌ انسان‌ نشان‌ مي‌ دهد. مانند چراغي‌ است‌ كه‌ راه‌ را تا مقصد روشن‌ مي‌ كند و آن‌ زندگي‌ عالي‌ انساني‌ را در انتهاي‌ زندگي‌ دنيا به‌ انسان‌ نشان‌ مي‌ دهد. به‌ همين‌ مناسبت‌ نيروي‌ عقل‌ و ايمان‌ كه‌ هر دو وابسته‌ به‌ يكديگر هستند، انسان‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ زندگي‌ عالي ‌انساني‌ كه‌ در ماوراء زندگي‌ دنيا قرار گرفته‌، وادار به‌ فداكاري‌ و فعاليت‌ مي ‌كند. انسان‌هاي‌ با وفا و فداكار، ثروت‌ و زندگي‌ خود را مانند بذر و نهالي‌ مي ‌شناسند كه‌ از كشت‌ و پرورش‌ آنها زندگي‌ آخرت‌ به‌ وجود مي ‌آيد به‌ همين‌ مناسبت‌ در شعاع‌ كار و فعاليت‌، مانند دهقان هائي‌ ديده‌ مي ‌شوند كه‌ بذر و نهال‌ را از كف‌ خود رها مي‌ كنند و آن‌ را  به‌ زمين‌ و يا به‌ طبيعت‌ مي ‌سپارند. انسان‌ باوفا هم‌ جان‌ و مال‌ خود را مانند بذر و نهال‌ در راه‌ احياي‌ دين‌ خدا رها مي ‌كند، تا از اين‌ رهائي‌ و فداكاري‌ ثمره‌ آخرتي‌ به‌ وجود آيد. غدر و مكر در برابر وفا كه‌ از مقتضيات‌ مزاج‌ و طبيعت‌ است‌ انسان‌ را به‌ خودگرائي‌ و مال‌ پرستي‌ مي ‌كشاند و تا آنجا او را وادار به‌ كار و فعاليت‌ مي‌كند كه‌ از كار و فعاليت‌ منافع‌ مالي‌ و مادي‌ به‌ وجود آيد. آنجا كه‌ امر دائر مي‌ شود كه‌ براي‌ حفظ‌ وجود انسان‌ از مال‌ و جان‌ خود بگذرد و يا براي‌ حفظ‌ مال‌ و جان‌ خود، حقوق‌ الهي‌ و انساني‌ را ضايع‌ كند، حق‌ خدا را ضايع‌ مي‌ گذارد. در اين‌ دوراهي‌ از مسير تكامل‌ كه‌ همان‌ وفاي‌ به‌ حقوق‌ انسانهاست‌ برمي‌گردد به‌ حفظ‌ جان‌ و مال‌ خود و يا به‌ جلب‌ ثروت‌ مشغول‌ مي ‌شود و انسان‌ را در راه‌ مطامع‌ مالي‌ و مادي‌ خود فدا مي ‌سازد. يك‌ چنين‌ حالت‌ خودگرائي‌، جهل‌ انسان‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و ترك‌ محبت‌ و مودت‌ به‌ انسانها را غدر و مكر مي ‌نامند. (کتاب شجره طوبی)