توصیه دین اسلام در معاشرت و رویارویی با مردم

برخورد و معاشرت،‌ خالي‌ از واگذاري‌ حقوق‌ و اسرار است‌. دين‌ مقدس‌ اسلام‌ خيلي‌ به‌ ما توسعه‌ داده‌ و دستور توسعه‌ هم‌ داده ‌است‌. که ما در برخورد و معاشرت‌ با مردم،‌ هر انساني‌ را بايستي‌ بهترين‌ انسان‌ بشناسيم‌ و به‌ همه‌ مردم‌ خوش‌ بين‌ و خوش‌ گمان‌ باشيم‌ و طوري‌ با اشخاص‌ برخورد كنيم‌ و با آنها روبرو شويم‌ كه‌ ما او را بهترين‌ انسانها مي‌ شماريم‌ و به‌ صداقت‌ و امانت‌ او معتقديم.‌ آن‌ چنان‌ كه‌ در همين‌ برخورد بين‌ انسانها خوش‌ بيني‌ و حسن‌ ظن‌ به‌ وجود آيد و محبتي‌ ايجاد شود. زيرا در اين‌ مرحله‌ ما نمي‌ خواهيم‌ حقي‌ به‌ كسي‌ بسپاريم‌ و يا سِرّي‌ از اسرار زندگي‌ خود را در اختيار او قرار دهيم‌. اينجا مرحله‌ معاشرت‌ و برخورد اجتماعي‌ است‌ و دين‌ اسلام‌ به‌ ما دستور خوش‌ بيني‌ و خوش‌ گماني‌ داده‌ و اجازه‌ نداده‌ است‌ كه‌ در احوال‌ و افكار دين‌ ومذهب‌ و سوابق‌ اجتماعي‌ مردم‌ تجسّس‌ كنيم‌ تا بدي‌ و خوبي‌ او را بشناسيم‌، بلكه‌ وظيفه‌ داريم‌ كه‌ بر اساس‌ فطرت‌ و خلقت‌ خدادادي‌ او را انسان‌ خوبي‌ بدانيم‌ و با او طرح‌ برادري‌ و دوستي‌ بيندازيم‌. اگر هم‌ كيش‌ و هم‌ مذهب‌ ماست‌ برادر ديني‌ ما باشد و اگر با او اختلاف‌ مذهب‌ داريم‌، برادر نوعي‌ و انساني‌ ما باشد. خداوند در اين‌ مرحله‌ فرموده‌ است‌: به‌ كسي‌ كه‌ سالم‌ با شما روبرو مي‌ شود و تصميم‌ به‌ جنگ‌ و خيانت‌ نگرفته‌ است‌ نگوئيد كه‌ تو مؤمن‌ نيستي‌. يعني‌ وظيفه‌ داريد هر كس‌ با شما سالم‌ روبرو مي ‌شود، او را مسلمان‌ و مؤمن‌ بدانيد. در آيات‌ ديگر هم‌ فرموده‌ است‌ كه‌ در احوال‌ و افكار يكديگر تجسّس‌ نكنيد، بين‌ خود و مردم‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ ديگر بدگماني‌ به‌ وجود نياوريد و از اين‌ قبيل‌ آيات‌ و احاديث‌ اخلاقي‌ ديگر. امام‌ صادق‌ عليه‌ السلام‌ درباره‌ حسن‌ ظنّ‌ و خوش‌گماني‌ مي‌فرمايد: اگر يك‌ نفر نزد شما پنجاه‌ مرتبه‌ قسم‌ بخورد تا ثابت‌ كند كه‌ فلاني‌ به‌ شما بد گفته‌ است‌ و پشت‌ سر شما به‌ شما تهمت‌ زده‌ و او خودش‌ حاضر شود بگويد هرگز به‌ شما بد نگفته‌ ام‌ و به‌ شما بد گمان‌ نشده ‌ام‌، در مقابل‌ اظهارات‌ خودش‌ آن‌ گزارش‌ قبلي‌ را لغو كنيد هرچند آن‌ مرد راست‌ گفته‌ باشد و براي‌ اثبات‌ مدعاي‌ خود پنجاه‌ مرتبه‌ قسم ‌خورده‌ باشد. در احاديث‌ خيلي‌ اصرار كرده ‌اند كه‌ گزارش‌ كسي‌ را درباره‌ ديگري‌ كه‌ جنبه‌ تهمت‌ و غيبت‌ و ايجاد بدبيني‌ مي ‌كند قبول‌ نكنيد. اگر كسي‌ به‌ شما عداوت‌ و دشمني‌ دارد خودش‌ با شما روبرو شود و آنچه‌ مي ‌خواهد بگويد. اگر هم ‌از جانب‌ خودش‌ به‌ شما سوء ادب‌ و پرخاشي‌ به‌ وجود آمد و يا نسبت‌ بدي‌ به‌ شما داد، با اين‌ پرخاش‌ و سوء ادب‌ نسبت‌ به‌ او بدگمان‌ نشويد و تا مي ‌توانيد براي‌ بدگماني‌ او راه‌ صحيح‌ پيدا كنيد و با ملايمت‌ و خوش‌ زباني،‌ آن‌ بدگماني‌ و بدبيني‌ را از بين‌ ببريد. آنچه‌ از آثار و اعمال‌ مردم‌ كه‌ به‌ ما رسيده‌ است‌ و خود آن‌ را ديده‌ و كشف‌ كرده ‌ايم‌، نزد ما امانت‌ است‌ و جايز نيست‌ آن‌ اعمال‌ و آثار را درنظر ديگران‌ فاش‌ كنيم‌ و مردم‌ را بر اعمال‌ او آگاه‌ سازيم‌. جايز نيست‌ انسان ها بر عليه‌ ديگري‌ و در غياب‌ او تبليغ‌ كنند. تعريف‌هاي‌ بي‌جا و يا تكذيب هاي‌ بجا در غياب‌ انسانها ممنوع‌ است‌. بهتر اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ را به‌ حال‌ خود رها كنيم‌ تا هر انساني‌ از طريق‌ اعمال‌ و آثار خود در جامعه‌ شناخته‌ شود. اگر بد است‌ مردم‌ به‌ دليل‌ ظهور اعمال‌ بد، از او گريزان‌ شوند و اگر خوب‌ است‌ به‌ دليل‌ ظهور اعمال‌ خوب‌ به‌ او متوجه‌ شوند و براي‌ او ارزش‌ و اعتباري‌ قائل‌ شوند. در نتيجه‌ هر كس‌ به‌ همان‌ واقعيتي‌ كه‌ دارد، شناخته‌ شود زيرا اگر او در نظر ما بد آدمي‌ است‌، عاصي‌ و گناهكار است‌، عيب‌ و گناهش‌ خود به‌ خود آشكار مي‌ شود و همانطور كه‌ ما او را شناخته‌ ايم‌ ديگران‌ هم‌ خواهند شناخت‌. لازم‌ نيست‌ با افشاي‌ عيوب‌، او را در خط‌ دشمني‌ قرار دهيم‌.  (کتاب شجره طوبی)